دوشنبه 20 مهر 1405
Tehran
scattered clouds
15.4 ° C
16 °
15.4 °
14 %
4.1kmh
40 %
شنبه
16 °
یکشنبه
14 °
دوشنبه
12 °
سه‌شنبه
10 °
چهارشنبه
12 °
spot_imgspot_img
خانهخبر اولاین صنعت باید بماند، حتی بهتر از دیروز

این صنعت باید بماند، حتی بهتر از دیروز

فراتر از بقا/

دکتر امیرحسین حاجی میری: در بعضی دوره‌های زمانی، مسئله اصلی یک صنعت “رشد” است، در بعضی دوره‌ها “رقابت” و در بعضی مقاطع، مهم‌ترین مسئله فقط این است که چه چیزی را نباید از دست داد. صنعت داروسازی ایران امروز شاید بیش از هر زمانی دیگر در چنین نقطه‌ای ایستاده است. روزهایی را پشت سر می‌گذاریم که تأمین دشوارتر شده، و سرمایه‌گذاری پرریسک‌تر است، دسترسی به فناوری و منابع محدودتر شده و افق تصمیم‌گیری‌ها کوتاه‌تر. مدیران، تولیدکنندگان، کارشناسان و تنظیم‌گران، هر روز با مسئله‌هایی روبه‌رو می‌شوند که پاسخ بسیاری از آنها ساده نیست. در چنین شرایطی، مسئله دیگر فقط “ماندن” نیست؛ “چگونه ماندن است”.

اینکه فشار کمبود منابع، کیفیت تصمیم‌های ما را پایین نیاورد. اینکه دشواری مسیر، استانداردها را کوچک نکند. اینکه محدودیت، ما را از فکر کردن، اصلاح کردن و بهتر شدن بازندارد و شاید مهم‌تر از همه، اینکه در روزهایی که دلایلی زیاد برای کوتاه آمدن وجود دارد، هنوز بتوانیم برای حفظ کیفیت و ساختن فردایی بهتر، دلیل داشته باشیم.

واقعیت این است که شرایط کشور بر صنعت داروسازی فشار وارد می‌کند. تحریم، محدودیت منابع، نوسانات اقتصادی، مشکلات انتقال فناوری و فرسودگی بخشی از زیرساخت‌ها، واقعیت‌هایی نیستند که بتوان با چند جمله انگیزشی از کنار آنها عبور کرد. اما شاید خطری بزرگ‌تر هم باشد اینکه محدودیت‌های بیرونی، به‌تدریج انتظارات درونی ما را کوچک کنند و اینکه “در این شرایط نمی‌شود” از یک توضیح موقت، به یک منطق دائمی تبدیل شود. برای صنعت سلامت، رسیدن چنین نقطه‌ای بسیار خطرناک است. کیفیت، متعلق به روزهای فراوانی منابع نیست. اعتبار داده‌ها، مدیریت ریسک، رسیدگی درست به انحرافات، برنامه‌های اصلاحی و پیشگیرانه مؤثر، مدیریت تغییر، کنترل آلودگی، احراز صلاحیت‌ تجهیزات، اعتبارسنجی فرآیندها و پایش مستمر محصول، تجملات یک صنعت ثروتمند نیستند که بتوان در روزهای سخت آنها را کنار گذاشت. اتفاقاً وقتی منابع کمتر می‌شوند، سیستم باید هوشمندتر شود تا بهتر این موارد را به‌کار بگیرد. هر خطایی که پیشگیری نشود، گران‌تر تمام می‌شود. هر تصمیمی که بدون داده گرفته شود، پرریسک‌تر است. هر انحرافی که عادی شود، ممکن است فردا به مسئله‌ای بسیار بزرگ‌تر تبدیل شود.

شاید به همین دلیل، آینده صنعت داروسازی ایران بیش از آنکه صرفاً در تعداد خطوط تولید، محصولات جدید یا ظرفیت اسمی کارخانه‌ها ساخته شود، در کیفیت تصمیم‌هایی شکل بگیرد که هر روز در شرکت‌ها، دانشگاه‌ها و نهادهای تنظیم‌گر گرفته می‌شود و برای بهتر شدن، شاید لازم باشد از یکی از عادت‌های قدیمی خودمان هم عبور کنیم. ما معمولا عادت داریم که هر تفاوتی را به یک دوگانه و هر دوگانه‌ای را به یک تقابل تبدیل کنیم. سال‌هاست در نظام دارویی کشور، خودمان را با مرزهایی تعریف می‌کنیم که گاهی به‌جای روشن‌تر کردن مسئله، تصویر بزرگ‌تر را از ما می‌گیرند:

تولیدکننده یا واردکننده؛ ماده اولیه یا محصول نهایی؛ داروی بیولوژیک یا داروی شیمیایی؛ دانش‌بنیان یا غیردانش‌بنیان؛ بخش خصوصی یا بخش غیرخصوصی؛ تولیدکننده یا توزیع‌کننده؛ صنعت یا رگولاتور!؟

و این فهرست را می‌توان همچنان ادامه داد، حتی گاه، این رویکرد را تا رقابت میان رویدادها، تشکل‌ها و نام‌ها هم امتداد می‌دهیم.

جهان امروز سال‌هاست از بسیاری از این دوگانه‌ها عبور کرده است. تفاوت نقش‌ها البته ماهیتا واقعی و قابل احترام است، هرکدام مسئولیت، ریسک، منطق اقتصادی و الزامات فنی خودشان را دارند. مسئله از جایی شروع می‌شود که این تفاوت‌ها به اردوگاه‌های مقابل هم تبدیل می‌شوند. جایی که موفقیت یک طرف، به‌اشتباه شکست طرف دیگر تلقی می‌شود و هر گروه، کل نظام دارویی را فقط از پنجره خودش می‌بیند. اما هر کسی بیرون این ساختار و از همه مهم‌تر بیمار در انتهای این زنجیره، هیچ‌کدام از این برچسب‌ها را نمی‌بیند. برای جامعه مهم نیست محصول در کدام دسته قرار گرفته، ماده اولیه کجا ساخته شده، دارو عنوان دانش‌بنیان دارد یا نه، یا از مسیر تولید داخلی به بازار رسیده یا واردات. انتظار او بسیار ساده‌تر و در عین حال مهم‌تر است: داروی مورد نیازش، در زمان مناسب، با کیفیت قابل اعتماد و دسترسی پایدار در اختیارش باشد.

شاید وقت آن رسیده باشد به‌جای اینکه مدام بپرسیم “در کدام طرف ایستاده‌ایم؟”، بیشتر بپرسیم: “مسئله‌ای که باید حل شود چیست؟”

گاهی پاسخ، توسعه تولید داخلی است؛ گاهی واردات به‌موقع، گاهی انتقال فناوری، گاهی سرمایه‌گذاری در ماده اولیه، گاهی تسهیل و گاهی سخت‌گیری. بلوغ یک نظام دارویی از جایی آغاز می‌شود که برای هر مسئله، از پیش یک برنده و یک بازنده تعریف نکند. زنجیره دارو مجموعه‌ای از اردوگاه‌ها نیست، یک نظام به‌هم‌پیوسته است. ارزش زمانی ساخته می‌شود که هر حلقه نقش خود را درست انجام دهد و همه، در نهایت، به یک سؤال پاسخ دهند: “آیا بیمار، داروی مورد نیازش را به‌موقع، با کیفیت قابل اعتماد و دسترسی پایدار دریافت می‌کند یا نه؟”

همین منطق باید بر رگولاتوری نیز حاکم باشد. رگولاتوری مدرن قرار نیست همه را با یک خط‌کش بسنجد. باید ریسک را بشناسد، منابع را جایی متمرکز کند که بیشترین اهمیت را دارد، به عملکرد قابل اعتماد پاسخ متناسب بدهد و آنجا که سلامت مردم در معرض خطر است، بدون ملاحظه قاطع باشد. در سوی دیگر، صنعت بالغ نیز صنعتی نیست که نظارت کمتر بخواهد، صنعتی است که آن‌قدر سیستم‌هایش قابل اعتماد باشد که بتوان به آن مسئولیتی بیشتر سپرد. آینده، در همین نقطه ساخته می‌شود:

“نظارت مبتنی بر ریسک، تصمیم‌گیری مبتنی بر داده، اعتماد مبتنی بر شواهد و مسئولیت‌پذیری متقابل”

برای بهتر شدن هم همیشه به منابع بیشتر نیاز نداریم؛ گاهی باید همان منابع محدود را بهتر ببینیم، بهتر اولویت‌بندی کنیم و بهتر به‌کار بگیریم. وقتی داده‌های پراکنده به ابزار تصمیم‌گیری تبدیل می‌شوند، وقتی فرآیندهای زائد کنار می‌روند، وقتی عملکرد خوب به اعتماد و تسهیل می‌انجامد و وقتی منابع محدود به‌جای پراکنده شدن بر نقاط پرریسک متمرکز می‌شوند، تغییر حتی در دل محدودیت ممکن می‌شود.

کیفیت، پیش از آنکه یک سیستم باشد، یک انتخاب است. انتخاب اینکه وقتی کسی نگاه نمی‌کند نیز کار درست را انجام دهیم. انتخاب اینکه میان “قبول شدن” و “درست بودن”، دومی را برگزینیم و انتخاب اینکه موفقیت را فقط در رشد تعداد محصول، فروش، سود، مجوز یا نمودارهای جذاب نبینیم، بلکه در اعتماد مردمی ببینیم که دارو را در دست می‌گیرند، بی‌آنکه بدانند چه تعداد تصمیم درست باید پشت آن گرفته شده باشد.

روزهای پیش رو احتمالاً آسان نخواهد بود و دقیقاً به همین دلیل، مسئولیت ما بیشتر است. باید شرکت‌ها فعال بمانند. باید تولید ادامه پیدا کند. باید دانش حفظ شود. باید نسل بعدی متخصصان تربیت شوند. باید فناوری روز جهان وارد صنعت شود. باید زیرساخت‌ها نوسازی شود و باید رگولاتوری حرفه‌ای‌تر، هوشمندتر و منصفانه‌تر شود. اما در میان همه اینها، یک چیز نباید قربانی شود: “کیفیت”.

نه با شعار، نه با کمال‌گرایی دور از واقعیت؛ بلکه با بهبود مستمر، صداقت در دیدن مسئله، تصمیم‌گیری مبتنی بر شواهد و این باور ساده که حتی در محدودترین شرایط هم می‌توان فردا را اندکی بهتر از امروز ساخت. شاید تاریخ یک نسل را فقط با آنچه ساخته است قضاوت نکند؛ گاهی مهم‌تر از آن، چیزهایی است که در دشوارترین روزها نگذاشته از دست بروند. شاید سهم نسل ما نیز همین باشد:

اینکه وقتی دلایل زیادی برای خسته شدن، کنار رفتن و کوتاه آمدن وجود دارد، همچنان بمانیم؛ اما نه منفعل. نقد کنیم و هم‌زمان بسازیم. مطالبه کنیم، بی‌آنکه مأیوس شویم. یاد بگیریم، اصلاح کنیم و آنچه را تحویل گرفته‌ایم، اندکی بهتر از آنچه بود به نفر بعد بسپاریم.

/انتهای پیام/

مقالات مرتبط

یک پاسخ بگذارید

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید

محبوب ترین