صدای بیمار/۱
گهگاهی مطالب و شکوائیههایی از گرانی و کمبود برخی اقلام دارویی به دست ما میرسد، که رنجآور است. متن زیر تازهترین نوشته از این دست است:
«این روزها تقریباً هر روز یکی از مدیران عامل شرکتهای دارویی، یا روسای سندیکاها و فعالان صنعت دارو، از ضرورت افزایش قیمت دارو سخن میگویند! استدلالشان هم ایناست؛ تورم افسارگسیخته، افزایش نرخ ارز، رشد هزینه مواد اولیه، دستمزد، انرژی و حملونقل و… ادامه تولید را دشوار کرده است.
بله! در این بخش از ماجرا، واقعا هم حق با آنهاست. هیچ صنعتی با قیمتهای دستوری و هزینههای چندبرابری دوام نمیآورد. اما یک سؤال بزرگ هم این وسط وجود دارد که هیچکس حاضر نیست به آن پاسخ دهد!
در تمام این مصاحبهها، بیانیهها و نشستهای خبری، چه کسی از بیمار حرف میزند؟
چه کسی از مادری میگوید که برای خرید داروی فرزندش ناچار است از هزینههای ضروری زندگیاش بزند؟
چه کسی از بیماری میگوید که هر ماه باید میلیونها تومان برای دارویی بپردازد که یا اصلاً تحت پوشش بیمه نیست یا بیمه، تنها بخشی ناچیز از آن را تقبل میکند؟
چه کسی از خانوادهای سخن میگوید که میان خرید دارو و پرداخت اجارهخانه، ناچار به انتخاب میشود؟
واقعیت تلخ این است که در تمام مطالبات صنعت دارو، جای یک مطالبه اساسی خالی است؛
دفاع از بیمار.»

گهگاهی مطالب و شکوائیههایی از گرانی و کمبود برخی اقلام دارویی به دست ما میرسد، که رنجآور است. متن زیر تازهترین نوشته از این دست است:
«بهتازگی هم رئیس سازمان غذاودارو حق را به داروسازان داده است.
پس چرا کسی از افزایش حمایت بیمهها سخن نمیگوید.
همه از زیان تولیدکننده میگویند، اما کمتر کسی از زیان بیمار میگوید؛ بیماری که نه امکان افزایش درآمد دارد، نه میتواند هزینه درمانش را به دیگری منتقل کند و نه حق دارد بیمار نشود.
اگر قرار است قیمت دارو افزایش یابد، مطالبه نخست باید متوجه دولت و سازمانهای بیمهگر باشد، نه جیب مردم.
اگر صنعت دارو معتقد است قیمتها باید واقعی شود، باید با همان قدرت مطالبه کند که پوشش بیمهای نیز واقعی شود.
اگر تولیدکنندگان میگویند بدون اصلاح قیمت، تولید متوقف میشود، باید همزمان فریاد بزنند که بدون حمایت بیمهها، درمان بیماران نیز متوقف خواهد شد.
اما سکوت در برابر این واقعیت، این پرسش را ایجاد میکند که آیا دغدغه اصلی، حفظ سلامت مردم است یا صرفاً جبران هزینههای تولید؟»

«صنعت دارو تنها زمانی میتواند مدعی مسئولیت اجتماعی باشد که در کنار دفاع از بقای کارخانهها، از بقای بیماران نیز دفاع کند.
بله، فراموش نمیکنیم؛ کارخانهای که تولید نکند، خسارت اقتصادی بهبار میآورد، اما بیماری که به دلیل ناتوانی مالی دارویش را نخرد، ممکن است جانش را از دست بدهد.
آیا این دو رخداد، هموزن هستند!؟
امروز ما مردمی که بیمار خاص داریم، انتظار نداریم صنعت دارو از افزایش قیمت صرفنظر کند؛ اما انتظار داریم که در کنار هر مطالبه برای اصلاح قیمت، مطالبهای بلندتر برای حمایت از بیماران هم شنیده شود.
از مدیران عامل شرکتهای دارویی، از روسای سندیکاها، از انجمنهای تولیدکنندگان و از همه فعالان این صنعت یک سؤال ساده میپرسیم:
در تمام سخنرانیها و بیانیههای شما، چند بار از بیماران خواستهاید که سهم پرداخت از جیب مردم کاهش یابد؟ چند بار خواستهاید داروهای بیماران خاص و صعبالعلاج بهطور کامل تحت پوشش بیمه قرار گیرند؟ چند بار از دولت خواستهاید قبل از افزایش قیمت، امنیت درمان مردم را تضمین کند؟
اگر پاسخ این پرسشها سکوت باشد، باید پذیرفت که در میان تمام چانهزنیهای اقتصادی، بزرگترین ذینفع نظام سلامت، یعنی «بیمار»، به فراموشی سپرده شده است.
اقتصاد دارو بدون بیمار معنا ندارد و عدالت در سلامت، تنها زمانی محقق میشود که در کنار حفظ تولید، حق دسترسی مردم به درمان نیز حفظ شود.
آقایان!
هیچ جامعهای نباید اجازه دهد که این امید، قربانی ترازنامههای مالی، اختلافات بودجهای و سکوت بیمهها شود.
/انتهای پیام/

