تناقض میان تبریک و رنجهای مردم/
دکتر حبیبالله افشنگ، (مدیرِ مسئول مجله فنسالاران):
اول.
درسالهای نهچندان دور، روز داروساز را با وجود مشکلات نظام دارویی در ایران، با نگاهی روشن به آیندهای ویژه گرامی میداشتیم و در دلمان، امید به بهبود و اعتلا سوسو میزد.
در دلمان میگفتیم؛ انشالله درست میشود. اما امسال، شرایطی حادث شده است که نظام دارویی کشور را با بحرانهایی بیسابقه مواجه کرده و دیگر خبری از آن روزنهها نیست.
انگار که خیلی سادهنگر بوده باشیم، حالا حسی از شرمندگی را تجربه میکنیم!
به فهرست کلی مشکلات این حوزه نگاه کنید:
کمبود داروهای حیاتی، افزایش قیمتها بهشکل سرسامآور؛ که دسترسی بیماران را به درمان محدود کرده؛ فشار زیاد بر خانوادههایی که حتی برای تأمین یک قلم داروی ساده با دردسر رودررو میشوند، و حتی گاهی عدهای ناچار به فروش سرمایههای زندگیشان و…
چگونه میتوان در چنین شرایطی، روز داروساز را «تبریک» گفت و از کنارِ «رنجِهای واقعی» مردم و صنعت مظلوم عبور کرد!؟
دوم.
وضعیت امروز نظام دارویی، تنها یک «بحرانِ موقتی» نیست؛ این طبعا نتیجهی سالهای سال سیاستگذاریهای خاص است.
مثلا به همین عنوانِ «تأمین مالی صنعت» نگاه کنید، همواره نوعی عدم شفافیت در درون این معادله دیده و لمس میشود؛ و «منافعِ عمومی» به فراموش سپرده شده است! مسئولان هم خیلی به صحتوسقم آن اهمیتی نمیدهند!
یا بیایید به داروخانهها بنگریم که روزی روزگاری مرکزِ صرف درمان بودند، اما امروز انگار بلاتشبیه به «موسساتِ خیریه» بدل شدهاند! آخر، با مطالباتِ معوقِ ۶ تا ۸ ماههی سازمانهای بیمهگر میتوان ادامه داد!؟
تازه این در شرایطیاست که تورمِ نقطهای از ۶۰ درصد عبور کرده و…
طرح «دارویار» چه!؟ که قرار بود «عدالتِ دارویی» را به ارمغان آورد، اما در نهایت به «شکستیِ تلخ» انجامید و بارِ سنگینِ آن بر دوشِ داروسازانِ بیپناه و بیمارانِ بیپول هموطن افتاد! خب چرا!؟
اصلا برویم سراغ کارخانههای داروسازی کشور، که از یکسو با «قیمتگذاریِ دستوری» دستوپنجه نرم میکنند، از طرف دیگر با نبود نقدینگی و کمبود ارز مواجهاند، و «هزینههایِ سرسامآورِ تولید» هم که کمرشکن شده است!
از اینسو و آنسو مدام میشنویم که بسیاری از آنها، در آستانهی ورشکستگیاند، و آن روز انگار دور نیست!
آنها چشم بهراهِ تدبیری هستند که ارائه نمیشود!
سوم.
داروسازان، نه فقط با «فشار روانی» ناشی از وعدههایِ محقق نشده، مصاحبههای ویترینی و جلساتِ بینتیجهی مسئولان طرفاند، بلکه با «اضطرابِ عمیقِ روانیِ» ناشی از ناتوانی در پاسخگویی به بیمارانی که با چشمانی پر از التماس، در پیِ دارویی هستند (که یا نایاب است یا گرانتر از توانِ مالیِ آنان) هم دست به گریباناند.
با اینحال، همین داروسازانِ خسته و بیپناه، همچنان با تکیه بر «سوگندِ حرفهای» خود، پایِ کار ایستادهاند، و از «آخرینِ خطِ درمان» دفاع میکنند. شاید تا چند صباحی دیگر؛ بدون اغراق؛ دیگر نتوانند.
آنها امروز بیش از هر زمانی دیگر، به «حمایتِ ساختاری»، «شفافیت در پرداختها» و «توجهِ واقعی به معیشتِ خود» نیاز دارند؛ حمایتی که نه در حدِ یک «تبریکِ تشریفاتی»، که در قامتِ یک «تغییرِ راهبردی» باشد تا آنان را از «قربانیانِ همیشگی» به «بازیگرانِ مؤثر» نظامِ سلامت تبدیل کند.
چهارم.
آخر داستان را با رسالتِ رسانهها میبندیم؛ که در چنین شرایطی بیش از پیش میشود و طبعا «فنسالاران» هم به عنوان یک رسانهی مستقل و غیرجناحی، مستثنی از این قاعده نیست.
فنسالاران در این سالها، ضمن شناختدادن از صنعت داروی جهان و ایران، خاضعانه کوشیده که اگر میتواند «صدایِ بیصدایانِ صنعت دارو» هم باشد؛ چه آن داروسازی که در یک شهرستانِ دورافتاده، با امکاناتِ اندک، و افتانوخیزان درمان را پیش میراند و چه آن فردی که در یک داروخانهی شلوغ، چشم به راهِ موجودبودن «دارویِ حیاتی» بیمارش است.
✔️معالوصف؛ ما پنجم شهریور را، نه بهعنوان یک «مناسبتِ شاد»، که بهعنوان «فرصتی برایِ بازخوانیِ دردها و بازتعریفِ راهکارها» گرامی میداریم.
خوشا روزی که بتوان عمیقا از روزِ داروساز گفت، و به جای حس «شرمساری»، آن «همدلی رویایی» را جشن گرفت.
/انتهای پیام/

