از دفع در انتهای خط تا طراحی برای پیشگیری و بازیابی/
دکتر حمید ندری
دکتر حبیبالله افشنگ
سال ۲۰۲۶ را نمیتوان سال آغاز تولید سبز در صنعت داروسازی دانست، زیرا این حرکت چند دهه پیش آغاز شده است. با اینحال، میتوان آن را نقطهای مهم در این گذار بهشمار آورد. در این سال فشارهای مقرراتی، معیارهای خرید و تأمین، افزایش هزینه انرژی و مواد اولیه و پیشرفت فناوریهای فرآیندی در مسیری مشترک قرار گرفتند. در چنین شرایطی، پایداری دیگر فقط بخشی از مسئولیت اجتماعی شرکتها نیست و به مؤلفهای از طراحی فرآیند، مدیریت ریسک، رقابتپذیری و تابآوری زنجیره تأمین تبدیل شده است.
این تحول برای صنعت داروسازی اهمیتی ویژه دارد. در عملیات بچ متداول صنایع دارویی و مواد شیمیایی ظریف، حلالها معمولاً حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد جرم مواد مصرفی فرآیند را تشکیل میدهند. گرمکردن، سردکردن، تقطیر، خشککردن و بازیابی این حلالها نیز سهمی مهم در مصرف انرژی و هزینه عملیاتی دارند. از سوی دیگر، ضریب پسماند یا E-factor در تولید مواد دارویی، بسته به محصول و مرز محاسبات، میتواند به حدود ۲۵ تا بیش از ۱۰۰ کیلوگرم پسماند بهازای هر کیلوگرم محصول برسد. بنابراین، مسئله اصلی فقط دفع پسماند نیست، بلکه باید از تولید آن در مبدأ جلوگیری کرد.
از توصیههای داوطلبانه تا شاخصهای قابلاندازهگیری
یکی از تحولات مهم سال ۲۰۲۶، انتشار پیشنویس QAS/26.998 سازمان جهانی بهداشت درباره ادغام راهبردها و سنجههای پایداری محیطزیستی در تولید دارویی بود. این سند پیشنهاد میکند که شاخصهای محیطزیستی، در صورت اقتضا، در نظام کیفیت دارویی و در کنار الزامات شیوههای صحیح تولید یا GMP پایش و مستند شوند.
شاخصهای مطرحشده شامل شدت جرمی فرآیند یا PMI، ضریب پسماند، شدت مصرف انرژی و آب، میزان مصرف و بازیابی حلال و ردپای کربن هستند. PMI از تقسیم جرم کل ورودیهای فرآیند بر جرم محصول نهایی به دست میآید. E-factor نیز نسبت جرم پسماند تولیدشده به جرم محصول است. این دو شاخص، در صورت استفاده از مرز محاسباتی یکسان، تصویری روشن از کارایی مادی فرآیند ارائه میکنند.
با اینحال، باید میان جهتگیری مقرراتی و الزام قانونی تفاوت گذاشت. سند WHO همچنان پیشنویسی غیرالزامآور است و تنها در صورت پذیرش مراجع ملی میتواند بخشی از الزامات رسمی شود. این سند همچنین تأکید میکند که اقدامات پایداری نباید کیفیت محصول، ایمنی بیمار، یکپارچگی دادهها یا تداوم تأمین دارو را مختل کنند. اهمیت آن بیشتر در تبدیل پایداری به شاخصهای قابلاندازهگیری، مدیریت تغییر، ارزیابی ریسک و مستندسازی ممیزیپذیر است.
اروپا و الزامات هدفمند پایداری
در اتحادیه اروپا، دستورالعمل گزارشدهی پایداری شرکتی یا CSRD و دستورالعمل مراقبت مقتضی شرکتها در حوزه پایداری یا CSDDD چارچوبهایی برای گزارش آثار محیطزیستی و مدیریت مخاطرات زنجیره ارزش ایجاد کردهاند.
با اینحال، دامنه این مقررات در سال ۲۰۲۶ محدودتر شد. بر اساس دستورالعمل اصلاحی 2026/470، CSRD عمدتاً شرکتهایی را پوشش میدهد که بیش از هزار کارمند و بیش از ۴۵۰ میلیون یورو گردش مالی خالص سالانه دارند. آستانه CSDDD نیز به بیش از پنجهزار کارمند و بیش از ۱٫۵ میلیارد یورو گردش مالی افزایش یافته و اجرای اصلی آن برای شرکتها به ژوئیه ۲۰۲۹ موکول شده است. بنابراین، همه تولیدکنندگان دارویی از سال ۲۰۲۶ مستقیماً مشمول گزارشدهی کامل نشدهاند.
با وجود این محدودیت، آثار مقررات میتواند از طریق قراردادها، خرید سازمانی و درخواست اطلاعات از تأمینکنندگان به شرکتهای کوچکتر منتقل شود. تولیدکنندگان مواد مؤثره دارویی یا واسطههای شیمیایی ممکن است برای حفظ مشتریان بزرگ خود ناچار شوند اطلاعاتی درباره مصرف انرژی، انتشار گازهای گلخانهای، منشأ مواد اولیه و مدیریت پسماند ارائه دهند.
چهار بخش جدید نیز به هوش مصنوعی و فناوری، کنترل آلودگی، زنجیره سرد و لجستیک و برچسبگذاری اختصاص یافتهاند. بخش برچسبگذاری موضوعاتی مانند انطباق مقرراتی، مقابله با جعل، رهگیری، برچسب الکترونیکی و چاپ پایدار را پوشش میدهد و صرفاً به ادعاهای سبز محدود نیست.
آینده با فرآیندهای سنجشپذیر ساخته میشود
تولید سبز هنوز الزام قانونی یکسانی برای همه شرکتها و کشورها نیست. با اینحال، برای بسیاری از شرکتهای فعال در بازارهای بینالمللی دیگر انتخابی حاشیهای محسوب نمیشود. الزامات مشتریان، معیارهای خرید، هزینه مواد و انرژی، محدودیتهای دفع پسماند و خطر ادعاهای محیطزیستی اثباتنشده، پایداری را به بخشی از راهبرد کسبوکار تبدیل کردهاند.
کاهش تعداد مراحل سنتز، افزایش انتخابپذیری، حذف مواد پرخطر، تشدید فرآیند، کاهش مصرف حلال، بازیابی مواد و انتخاب مسیر بر پایه LCA میتوانند همزمان بار محیطزیستی و هزینه کل تولید را کاهش دهند. با اینحال، این مزایا باید برای هر فرآیند بهصورت جداگانه و با دادههای معتبر اثبات شوند.
گذار واقعی تنها جایگزینی یک حلال متداول با حلالی موسوم به سبز نیست. هدف اصلی، حرکت از مدیریت پسماند در انتهای خط به پیشگیری از تولید پسماند در مرحله طراحی است. آینده صنعت داروسازی به شرکتی تعلق دارد که بتواند عملکرد محیطزیستی فرآیند خود را اندازهگیری، مستند، مقایسه و بهطور مستمر بهبود دهد.
دستورالعمل 2024/825 اتحادیه اروپا نیز کشورهای عضو را ملزم میکند که مقررات مربوط به ادعاهای محیطزیستی را از ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۶ اجرا کنند. بر این اساس، ادعاهای کلی مانند سبز، دوستدار محیطزیست یا خنثی از نظر کربن، در صورت نداشتن پشتوانه قابلاثبات، میتوانند رویه تجاری گمراهکننده تلقی شوند. استفاده از نشانهای پایداری فاقد نظام معتبر گواهیدهی یا تأیید مرجع عمومی نیز محدود میشود. در نتیجه، کاربرد واژه سبز در برچسب یا تبلیغات باید بر داده، روش ارزیابی و مستندات قابل ممیزی استوار باشد.
حلالهای یوتکتیک عمیق؛ فرصتی امیدوارکننده با محدودیتهای واقعی
حلالهای یوتکتیک عمیق یا DESها از گزینههای مورد توجه برای کاهش مصرف حلالهای آلی فرار هستند. این سامانهها معمولاً از ترکیب یک پذیرنده و یک دهنده پیوند هیدروژنی تشکیل میشوند. برهمکنش میان اجزا موجب افت محسوس نقطه ذوب مخلوط میشود. فشار بخار کم، قابلیت تنظیم قطبیت و تهیه نسبتاً ساده، این حلالها را برای سنتز، استخراج و جداسازی جذاب کرده است.
در سال ۲۰۲۶، کاربرد این رویکرد در سنتز لیدوکائین گزارش شد. در این مطالعه، مخلوط کولین کلرید و اوره با نسبت مولی ۱ به ۲، موسوم به رِلین، بهعنوان محیط واکنش بهکار رفت. در گام نخست، واکنش ۲،۶-دیمتیلآنیلین با کلرواستیل کلرید در دمای ۲۵ درجه سلسیوس و طی ۲۰ دقیقه، حدواسط α-کلرو-۲،۶-دیمتیلاستانیلید را با بازده جداسازیشده ۹۲ درصد تولید کرد. سپس جانشینی هستهدوستی دومولکولی با دیاتیلآمین انجام شد و لیدوکائین با بازده جداسازیشده ۹۰ درصد به دست آمد. پژوهشگران انتقال محصول به یک DES آبگریز متشکل از منتول و اسید دکانوئیک را نیز نشان دادند. PMI مسیر یکپارچه ۶٫۴ گزارش شد.
این نتیجه هنوز یک اثبات مفهوم در مقیاس آزمایشگاهی یک میلیمول است و نباید آن را فرآیندی صنعتی و تثبیتشده تلقی کرد. ویسکوزیته زیاد، انتقال جرم و حرارت، خلوص اجزای DES، خوردگی تجهیزات، سمیت، زیستتخریبپذیری، قابلیت بازیابی حلال و کیفیت محصول باید پیش از مقیاسافزایی بررسی شوند. DES را باید حلالی با ظرفیت بالقوه برای کاهش اثرات محیطزیستی دانست، نه مادهای که صرفاً به دلیل نام یا منشأ اجزای آن سبز باشد.
ارزیابی چرخه عمر و یادگیری ماشین
شاخصهایی مانند PMI و E-factor برای سنجش کارایی مادی مفیدند، اما تمام پیامدهای محیطزیستی را نشان نمیدهند. ممکن است فرآیند PMI کمتری داشته باشد، ولی به علت مصرف انرژی زیاد، کاتالیزگر پراثر یا استفاده از برق تولیدشده از سوخت فسیلی، ردپای محیطزیستی نامطلوبتری ایجاد کند. ارزیابی چرخه عمر یا LCA برای شناسایی چنین جابهجاییهایی در بار محیطزیستی بهکار میرود.
ترکیب LCA آیندهنگر با مدلسازی مقیاسافزایی و یادگیری ماشین میتواند کمبود دادههای مراحل اولیه توسعه را کاهش دهد و مقایسه مسیرهای سنتزی را پیش از سرمایهگذاری صنعتی بهبود بخشد. مطالعهای در سال ۲۰۲۶ درباره تولید کلرامفنیکل نشان داد که مدلسازی در مقیاس صنعتی میتواند تفاوت میان مسیرهای سنتزی را بهتر از مقایسه صرف دادههای آزمایشگاهی آشکار کند. با اینحال، این مدلها جایگزین دادههای پایلوت، موازنه جرم و انرژی و تحلیل عدمقطعیت نیستند. آنها ابزار پشتیبان تصمیماند و موفقیت مقیاسافزایی را تضمین نمیکنند.
پایداری در زیرساخت و گفتوگوی صنعتی
سرمایهگذاری در فناوری جریان پیوسته، فوتوشیمی، الکتروشیمی، زیستکاتالیز و بهینهسازی دادهمحور نشان میدهد که شیمی سبز در حال ورود به توسعه و تولید صنعتی است. برای نمونه، PharmaBlock، بهعنوان ارائهدهنده خدمات توسعه و ساخت قراردادی دارو، در سال ۲۰۲۶ مرکز نوآوری فناوری سبز خود را در سوئیس افتتاح و یک سکوی یکپارچه تولید جریان پیوسته معرفی کرد. البته میزان کاهش مصرف حلال یا انتشار کربن باید برای هر فرآیند با دادههای مستقل و مرز محاسباتی مشخص ارزیابی شود.
این تغییر در CPHI Milan 2026 نیز دیده میشود. نمایشگاه از ۶ تا ۸ اکتبر ۲۰۲۶ در Fiera Milano برگزار میشود و نخستین اجلاس اختصاصی پایداری CPHI در روزهای ۶ و ۷ اکتبر، با حضور برنامهریزیشده بیش از ۳۰۰ تصمیمگیر و ذینفع صنعت، در کنار آن برگزار خواهد شد.
/انتهای پیام/

