درباره فنسالاران/
خدایار قاقانی، (سردبیر پایگاه دنیای سلامت و دارو):
1
این نگارنده، سالهاست که «رضا درستکار» را میشناسد؛ دربارهی خودش سینهام پر از ستایش است و عشق و رفاقت و هر چه را هم که شما به خوبی به ذهنتان می رسد، به این توصیف اندک بنده اضافه بفرمایید.
سعی کردم در تمام این سالها شاگردی خوب از او باشم. بی تعارف، شاگرد خوبی نشدم! چرا نشدم؟ یک دلیل مثل قطره بر هزاران دریا افتد و آن دریا را چه به قطره نیازی.
اما وقتی «نشدم» احساس کردم که باید تلاش کنم نامش را بهعنوان بزرگتر و استاد، حداقل خراب نکنم. یعنی اگر نام کوچکم آمد، اگر بهتر نشد، بدتر هم نشود. این یکی را فکر میکنم که از پسش برآمدهام! حالا هم که قرار است درباره کارش بنویسم؛ انگار خودش را مینویسم و چون نوشتن حرمت دارد و کلمه اهمیت، پس تعارف را کنار میگذارم و به شیوه خودش به موضوع سالگرد انتشار «فنسالاران» نگاه میکنم.
اتفاقا به گذشته برنمیگردم، که چه بود و چه شد. اصلا همین که نام «فنسالاران» امروز در کلام و رفتار مدیران و فعالان حوزه سلامت و صنعت دارو حاضر است؛ معنیاش را از گذشته میگیرد. چرا؟! چون استاد از گذشته متنفر است! همیشه میگوید؛ گذشته رفت و به روبهرو نگاه کن! به عقب برنگرد! آینده که ما به سمتش میرویم، اهمیت دارد. پس بیایید درباره همین حرف بزنیم.
2
شاید بگویید ما در شرایطی زندگی میکنیم که از یک ساعت دیگر خودمان هم بی خبریم – چه برسد به فرداها – چگونه از آینده بگوییم؟! قبول دارم و ندارم! دارم؛ چون این بیخبری در این حجم از هیاهو درست است. اما آن قبول نداشتن، برای این است که «او» را میشناسم. همین جوانهای درجه یک مجله (از نویسنده و گرافیست بگیر تا بازرگانی و صفحهبند و ….) را نگاهی بیندازید؛ بخش عمده این نویسندگان- از خود – تا پیش از «فنسالاران» تصور اینکه روزی بهعنوان نویسنده در یک رسانه و مطبوعه مطلبی را بنویسند، نداشتند. اما اکنون صاحبنظران و نویسندگانی درجه یک هستند و نهتنها صفحه صفحه مجله را با واژهها و نوشته هایشان فرش میکنند؛ برخی چراغدار روشنایی و نور و امیدند و برخی بر زنگ هشدارِ بهخطباش این حیاط وسیع میکوبند.
این انسانهای وارسته و آگاه، فردا «فنسالاران» را بهشکل دیگر با همین چراغداری و نگهداری بایسته، وسعت خواهند داد، میدانم. حتی اگر در مجله هم ننویسند؛ این ادمهای وسیع است برای فردا. همین خط را بگیرید و بیایید جلو در بخشهای دیگر که چگونه نیروهای انسانی هر مجموعه قدرتبخش ماجرا میشوند و این در فنسالاران عیان است. همین رنگ و لعاب نمایشگاهها و ایونتهای امروزی صنعت دارو را که در همین روزها برگزار میشوند، میبینید؟ تا حالا دقت کردهاید که خطوط و رنگها در این نمایشگاهها بهویژه در غرفه شرکتهای خصولتی چگونه بوده و اکنون چه شده است؟! فکر نمیکنید از زمانی که فنسالاران با یک کانال تلگرامی راه افتاد چیزی در این چندسال تغییر کرده باشد؟!
اگر این تغییر را هم شما احساس کردهاید؛ پس، برای فردا هم رد آن را پیدا میکنید. اگر هم نه، که باقی این نوشته را هم فراموش کنید، درست مثل همهی آن چیزی که فراموش کردهاید!
3
زیبایی نامیراترین عنصر هستیاست؛ هیچوقت از بین نمیرود و هرکسی را که نشانی آن را میدهد، باید دو دستی چسبید؛ بهویژه در این دوران که زشتی زورش بیشتر است. زیبایی، روی هر چیزی که بنشیند آن را متبلور میکند و درخشان. برای همین هم نامیراست که از عنصر زمینی نمیآید که حتی اگر رنگ و لعاب فیزیکی زیبایی هم برود، روح آن در ذهن و قلب انسانها باقی میماند. درست در همان نقطه که شیطان حق ورود نیافت و وقتی روی کلمه و جملات بنشیند، میشود ادبیات؛ که احترام برانگیز میشود. حتی اگر تیز و بُرنده شود.
همینجا در «فنسالاران» و در تک تک نوشتهها و حتی خبرهای معمولی مجامع و فلان قرص و دارو را نخورید یا فلان روشهای مدیریتی در صنعت چه سود و زیانی دارد و غیره، حاکم است. یعنی ادبیات! «ادب داشتن» یا ادای انسانهای مودب بودن را درآوردن، الزامی بر داشتن ادبیات نیست. اما اینجا «ادبیات» موجود هست. جستوجو و مقایسه خبرها و مطالب در کانالها و رسانههای مختلف هم سخت نیست، دو خبر همزمان را بگذارید کنار هم! بر اساس حکم استاد هم به گذشته بر نمیگردم؛ فقط آینده! فردا صنعت دارو صاحب ادبیاتی بالنده است، همانطور که امروز به آن رسیده و مجبور است در دنیای رقابت رسانهای و غیره، ابعاد آن را مرتب تراش دهد و بهتر کند. مثل یک پیکره چوبی زیبا که هرچه بیشتر قلم بخورد و ریخته شود، شکل میگیرد و در نهایت شما با یک میراث بزرگ طرف هستید. یک میراث زیبا و تنومند که هر کس هم بخواهد از کنارش رد شود، مجبور است، «آداب» و «ادب» آن را بجا آورد.
4
همه را گفتیم؟! بیایید این پوسته ظاهری را رها کنیم! چون به عقل و ذهن هر کسی هم این موضوعات میرسد. اما یک بخش پنهان و مهمی هم این ماجرا و حضور «فنسالاران» دارد. برای نگارنده که تجربه حضور در انواع و اقسام خبرگزاری، سایت، روزنامه، هفتهنامه، ماهنامه، فصلنامه تخصصی و غیر تخصصی را دارم و حتی بهعنوان مدیر روابطعمومی در یک شرکت دارویی هم را تجربه کردهام. یک عنصر پنهان و بسیار مهم اهمیتی والاتر دارد. سال 96 وقتی میخواستم برای دکتر براهیمی عزیز، مدیرعامل وقت شرکت پارسدارو (که هر کجا هست سلامت و سربلند باشد، چون انسان و مدیری بسیار خوش ذوق و سلیقه بود) نشست مطبوعاتی برگزار کنم؛ رسما هیچ نشریه و رسانه «تخصصی» وجود نداشت. فقط یک نشریه که عنوانش هم برای یک سازمان حوزه سلامت است و بهجای کار رسانهای، بیشتر شبیه دفترچه تبلیغاتی میماند تا رسانه و همچنان هم همان است، بود! و از خبرگزاریهای رسمی و روزنامه ها و برخی سایتهایی که عنوان سلامت را داشتند دعوت کردیم. آخر سر هم خبرهای ما را در همان رسانههای رسمی غیر تخصصی با کلی خرج کردن ارتباطها و چکشکاریهای رسانهای، کج و ماوج منتشر کردند. همین خلا هم باعث شد که به فکر راه اندازی «دنیای سلامت و دارو» باشیم و اما امروز چند رسانه مهم و جدی «تخصصی» در صنعت دارو حاضر هستند. به غیر از خود ما، «فنسالاران» برند رسانهای درخشان و غبطه برانگیزی است و این فضای روشن و شیشهای موجود در صنعت دارو، بهویژه در حوزه استراتژیکی مثل دارو که حیات و سلامت جامعه به آن وابسته است؛ بلندتر شدن قد و بالای صنعت و بالندگی آن در همه ابعاد، مایه افتخار همه است و منفعت سلامت این حوزه به تمامی اجزای آن میرسد؛ بهویژه این «تخصص» رسانهای امروز کلیدیترین عنصر نگهداری و مراقبت از آن در مقابل رفتارهای غیر مسئولانه و بیخردیهاست و شک نکنید که با حضور «فنسالاران» و دیگر رسانههای تخصصی، حال فردای صنعت دارو بسیار بهتر از امروز خواهد بود. کاش این را دیگران هم باور کنند و از فضای موجود مراقبت کنند.
5
عینالقضات همدانی در تمهیدات(اصل ششم) آورده است؛ “ای مهربان! عشق، کار مردانِ مرد* است. بیدلان و عافیت جویان را با عشق چه کار؟! عشق، بلاست و در بلا بودن کارِ کسانی است که از جان و جهان گذشته باشند. تا تو با خودی، عاشق نیستی؛ و تا در بندِ آنی که بر دیگری پیشی گیری و نام و جاهی جویی، در بتکدهی خویشتن محبوسی…”
این را آوردم که به پاسخ پرسشی برسم؛ به طور حتم قد و قواره این فقیر به آن که عینالقضات اشارت دارد، نمیرسد، اما حداقل میتوانیم این نگاه را دوست بداریم که. پرسش اصلی که هر بار از بنده و «دنیای سلامت و دارو» میپرسند این است؛ برخی از سر کنجکاوی و عده کمی هم از روی نادانی و تجاهل! آنهایی که کنجکاوند، میپرسند شما مگر با فنسالاران رقیب نیستید، پس چطور آنقدر همکاری نزدیکی دارید؟
قربان دهان و عطر کلمات عینالقضات؛ «رقابت» در مسلک ما آئینی ندارد، روش و مقصد هم نیست. مسیر است. فرق حسادت و تنگنظری را با «غبطه» خوردن بهخوبی میدانیم. میدانیم که از عناصر خوب اطرافمان باید مراقبت کنیم که اگر آنها بزرگتر از ما هم شوند، باعث قدرت ما هم میشوند. «فنسالاران» و «دنیای سلامت و دارو» دو رقیب جدی هستند. اما برای ما حضور پر قدرت «فنسالاران» در تمامی این سالها رشک برانگیز و غبطه برانگیز است و این با حسادت فرسنگها فاصله دارد. ضمن اینکه پنهان هم نکردم که مدیرش، نقش رفیق و استادی بر گردنم دارد و بنده سالک طریقت او هستم. برای جار زدن نام «رضا درستکار» هم سینه ام پر از غبطه و افتخار است. چون او مرد طریقت «عشق» است و با آگاهی و شناخت دقیق از پس تمام این سالها میگویم، تمام آنچه که انجام میدهد را با «عشق» انجام میدهد. حتی غضب و ناراحتی اش را با «عشق» میآراید. ما نزدیک میشویم به این دایره که خودمان هم بی نصیب از این زیبایی نباشیم. که نامیراترین عنصر هستیاست. فردای فرداهای «فنساران» ، «رضا درستکار» و تمام همکاران در این رسانه همانند آفتاب روشن و تمام تیرگیها از آنها دور باد! آمین!
*منظور از «مرد» در متن عینالقضات اشاره به جنسیت ندارد، بلکه اشاره به شجاعت روحی، صداقت و همت بالای فرد است.
/انتهای پیام/

