دوشنبه 20 مهر 1405
Tehran
scattered clouds
15.4 ° C
16 °
15.4 °
14 %
4.1kmh
40 %
شنبه
16 °
یکشنبه
14 °
دوشنبه
12 °
سه‌شنبه
10 °
چهارشنبه
12 °
spot_imgspot_img
خانهبرگزیده سردبیرآخرین حلقه اختیار و اولین فرد پاسخگو!

آخرین حلقه اختیار و اولین فرد پاسخگو!

داروساز؛ آخرین و اولین است/

مقاله دکتر حمید ندری، داروساز و متخصص شیمی دارویی: تبریک گفتن روز داروساز در این ساختار بیمار و فشل بیشتر به یک شوخی تلخ شبیه است تا گرامیداشت یک تخصص. کاریکاتوری از تعارفات صنفی برای حرفه‌ای که تمام سال مسئولیتش را می‌خواهند اما اختیارش را نه.

پنجم شهریور به مراسم سالانه تجلیل نمادین از دانشی تبدیل شده که بخشی بزرگ از اهرم‌های اجرایی و اقتصادی و مدیریتی و بالینی آن پیشاپیش خلع ید شده است.

هر سال همان پوسترهای کلیشه‌ای با هاون و مار و تصویر زکریای رازی نگون‌بخت از راه می‌رسند. از دانشمندی مایه می‌گذارند که عظمتش در تجربه و کشف و شکستن مرزهای سنتی زمان خود بود، اما داروساز امروز، به‌جای پژوهش و کشف، بخشی مهم از عمر حرفه‌ای خود را صرف تطبیق کدهای خطای تیتک و سامانه بیمه و پاسخگویی به بیماری می‌کند که بابت جهش قیمت یا نایاب شدن دارویی عصبانی است؛ که اساساً داروساز نه قیمتش را تعیین کرده و نه ارز آن را تخصیص داده و نه مسئول کمبودش بوده است.

آن سوی پیشخوان نیز باید با شرکت پخش بر سر مطالبات و چک و فاکتور و سبد فروشی و سرمایه‌ای که میان خرید کالا و بدهی بیمه گرفتار شده سر و کله بزند. این است تصویر واقعی مدافع سلامت پشت پوسترهای پنجم شهریور.

مضحک‌تر از همه پیام تبریک برخی هلدینگ‌ها و شرکت‌های تولید و پخش است. همان ساختاری که داروساز را برای مسئولیت فنی و امضا و پذیرش مسئولیت قانونی لازم می‌داند اما وقتی نوبت به تخصیص سرمایه و تعیین مسیر توسعه و سیاست تجاری و مدیریت زنجیره و تصمیمات کلان می‌رسد سهم واقعی داروساز از قدرت، الزاماً متناسب با مسئولیتی نیست که بر دوش او گذاشته شده است.

پنجم شهریور که می‌رسد ناگهان همه از نقش بی‌بدیل داروساز در نظام سلامت سخن می‌گویند؛ نقشی بی‌بدیل که ظاهراً فقط روی بنر بی‌بدیل است!
احترام حرفه‌ای با پوستر سنجیده نمی‌شود. با اختیار و کرسی تصمیم‌گیری و سهم از مدیریت و قدرت مداخله سنجیده می‌شود.

بازار دارویی ایران بازاری چند صد هزار میلیارد تومانی است، اما سهم بسیاری از داروسازان از این اقتصاد عظیم در چند متر داروخانه و چند قفسه و یک نرم‌افزار و بدهی شرکت پخش و مطالبات بیمه خلاصه شده است. ثروت در طول زنجیره حرکت می‌کند اما مسئولیت در انتهای زنجیره رسوب می‌کند.

سیاستگذار اقتصادی درباره ارز تصمیم می‌گیرد. بیمه پرداخت را عقب می‌اندازد. تولیدکننده با کمبود سرمایه در گردش روبه‌رو می‌شود. پخش با بحران نقدینگی مواجه است. زنجیره تامین مختل می‌شود. اما کسی که باید چشم در چشم مادر بیماری بایستد و توضیح دهد که داروساز است!
حالا باید توضیح دهد که چرا داروی فرزندش پیدا نمی‌شود!؟
آن‌کسی که باید خشم بیمار بابت کمبود انسولین و سرم و آنتی‌بیوتیک را تحمل کند، داروساز است. همان داروسازی که ساختار تمام شکست‌های لجستیکی و مالی و ارزی خود را به پیشخوان داروخانه دایورت کرده بی‌آنکه قدرت حل ریشه‌ای هیچ یک از آنها را به داروساز داده باشد. داروساز آخرین حلقه اختیار و اولین حلقه پاسخگویی شده است.

داروساز برای صندوق‌داری دارو شش سال دانشگاه نرفته است. فارماکولوژی و شیمی دارویی و فارماسیوتیکس و فارماکوکینتیک و سم‌شناسی و بیوفارماسی و درمان‌شناسی و میکروبیولوژی و بیوتکنولوژی دارویی نخوانده است که نهایتِ نقش حرفه‌ای او تحویل دارویی باشد که دیگری تجویز کرده و دیگری قیمت گذاشته و دیگری تولید کرده و دیگری درباره تامین آن تصمیم گرفته و دیگری قواعد بیمه‌ای آن را نوشته است.

اگر داروساز حق مداخله موثر در فارماکوتراپی نداشته باشد و مرور دارودرمانی و تطبیق دارویی و پایش درمان و کنترل تداخلات و پیشگیری از خطاهای دارویی به بخش واقعی نظام درمان تبدیل نشوند، سخن گفتن از داروساز به عنوان عضو تیم درمان بیشتر شبیه تعارف دانشگاهی است. تبریک گفتن در چنین وضعی یعنی از اینکه شش سال درس خوانده‌اید تا مسئول پیامد تصمیماتی باشید که در اتخاذ آنها سهم کافی ندارید متشکریم.

تناقض در صنعت دارو تلخ‌تر است. تحقیق و توسعه دارویی فقط کار با دستگاه و سنتز یک مولکول نیست. از پیش فرمولاسیون و توسعه فرمولاسیون تا آنالیز و پایداری و اسکیل‌آپ و انتقال فناوری و پرونده رگولاتوری و تولید صنعتی امتداد دارد. صنعت دارو ذاتاً میان‌رشته‌ای است و به شیمیست و مهندس و میکروبیولوژیست و زیست‌شناس و متخصص داده نیاز دارد اما مسئله این است که چرا در صنعتی که محصول نهایی آن دارو است متخصص علوم دارویی باید برای اثبات ضرورت حضور خود در توسعه همان دارو استدلال کند.

شیمیست در جایگاه علمی خودش ضروری است اما داروساز هم صرفاً مسئول فنی مورد نیاز برای تکمیل پرونده اداری نیست. شیمی‌دارویی و فارماسیوتیکس و کنترل دارو و بیوتکنولوژی دارویی و سایر تخصص‌های داروسازی برای پیوند دادن مولکول و فرآورده و کیفیت و بیمار و نظام درمان به وجود آمده‌اند. وقتی متخصص دارو برای پذیرش مسئولیت لازم است اما برای تصمیم‌سازی نه دیگر با تقسیم کار میان‌رشته‌ای روبه‌رو نیستیم. با تفکیک اختیار از مسئولیت روبه‌روئیم.

در همین ساختار، داروخانه رسمی زیر بار سامانه و مالیات و بیمه و بازرسی و مسئول فنی و رهگیری و ده‌ها الزام قانونی فعالیت می‌کند، اما بازار غیررسمی و قاچاق و فروش خارج از زنجیره همچنان مشتری خودش را دارد.

از طرف دیگر پلتفرم‌هایی وارد میدان می‌شوند که اگر به‌جای تقویت نقش حرفه‌ای داروساز او را به تحویل‌دهنده سفارش و داروخانه را به انبار کالا تبدیل کنند آخرین بقایای استقلال حرفه‌ای داروساز را نیز خواهند بلعید.

فناوری، هرگز دشمن داروساز نیست، اما فناوری وقتی مسئله می‌شود که اختیار و داده و ارتباط با بیمار را از متخصص بگیرد و او را به نقطه تحویل کالا تقلیل دهد.

در آن سوی این نمایش هر بلاگری با یک تلفن همراه و یک رینگ لایت می‌تواند درباره مضرات داروهای شیمیایی و سمومی که پزشکان از شما پنهان کرده‌اند برای میلیون‌ها نفر نسخه سلامت بپیچد.

داروساز برای یک ادعای علمی باید منبع و مطالعه و شواهد ارائه کند، اما بلاگر کافی است بگوید چیزی هست که پزشکان و داروسازان نمی‌خواهند بدانید.

سال‌ها فارماکولوژی و سم‌شناسی و شیمی‌دارویی و پزشکی مبتنی بر شواهد در برابر یک ویدیوی شصت ثانیه‌ای قرار می‌گیرد و الگوریتم هم معمولاً طرف مزخرف جذاب‌تر را می‌گیرد. جامعه‌ای که مرجعیت علمی متخصص را تضعیف کند جای خالی او را با آزادی اندیشه پر نمی‌کند؛ با بازار خرافه و شبه علم پر می‌کند.

پس مسئله من با پنجم شهریور یک پیام تبریک نیست. مسئله این است که نمی‌توان تمام سال یک حرفه را از بخشی از قدرت حرفه‌ای و اقتصادی و صنعتی و بالینی خود محروم کرد و یک روز برایش بنر سپاس از مدافعان سلامت منتشر کرد.

احترام به داروساز با هاون و مار و تصویر رازی اثبات نمی‌شود؛ با اختیار اثبات می‌شود. با حضور در سیاستگذاری و هیئت مدیره و تحقیق و توسعه و تیم درمان اثبات می‌شود. با استقلال حرفه‌ای داروخانه اثبات می‌شود. با پرداخت به موقع مطالبات اثبات می‌شود. با حق مداخله علمی در درمان اثبات می‌شود. با این اثبات می‌شود که داروساز صاحب دانش و شریک تصمیم باشد نه صاحب امضا و مسئول پیامد.

تا زمانی که هویت داروساز از فروشنده کارتن دارو به مشاور و تصمیم ساز درمان تغییر نکند. تا زمانی که مطالباتش گروگان ورشکستگی و بدحسابی بیمه‌ها باشد. تا زمانی که سهم او از مدیریت صنعت متناسب با دانش و مسئولیتش نباشد. تا زمانی که متخصص شیمی‌دارویی و فارماسیوتیکس و کنترل دارو و بیوتکنولوژی دارویی برای داشتن جایگاه در توسعه دارو ناچار به اثبات بدیهیات باشد. تا زمانی که هر بلاگری بتواند شبه علم را تحت عنوان مضرات داروهای شیمیایی به مردم بفروشد. تا زمانی که بازار غیررسمی دارو آزادانه از شکاف‌های همین ساختار تغذیه کند. تا زمانی که سهم بسیاری از داروسازان از اقتصاد عظیم دارو به چهارچوب داروخانه‌ای گرفتار میان بیمه و پخش و نقدینگی محدود بماند؛ و تا زمانی که ساختار از داروساز مسئولیت بدون قدرت و پاسخگویی بدون اختیار و تخصص بدون حق تصمیم‌گیری بخواهد نه این روز را تبریک می‌گویم و نه دوست دارم به من تبریک گفته شود.

اگر روزی پنجم شهریور روزی شد که داروساز در صنعت تصمیم ساز باشد و در بیمارستان عضو واقعی تیم درمان و در داروخانه ارائه‌دهنده خدمت حرفه‌ای و در اقتصاد دارو صاحب سهم و در سیاستگذاری صاحب صدا آن روز شاید چیزی برای جشن گرفتن وجود داشته باشد.

تا آن روز احضار سالانه روح زکریای رازی بینوا، و چسباندن تصویر هاون و مار روی پوسترها چیزی را تغییر نمی‌دهد. رازی را با پوستر نمی‌توان گرامی داشت. میراث رازی یعنی در برابر سنت غلط ایستادن و مرجعیت بی‌دلیل را به پرسش کشیدن و علم را بر تعارف ترجیح دادن و ساختاری را که با عقل و دانش سازگار نیست بی‌ملاحظه نقد کردن.

پنجم شهریور مبارک کسانی باشد که تجاهل می‌کنند و هنوز که هنوز است از این نمایش کمار از روحوضی راضی‌اند. برای بقیه ما فعلاً چیزی برای تبریک گفتن وجود ندارد.
ایام مستدام

/انتهای پیام/

مقالات مرتبط

یک پاسخ بگذارید

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید

محبوب ترین