دکتر میثم خانلربیک، (مدیرعامل درمانیاب پخش): در بومشناسی، مفهومی هست به نام گونهی کلی(Keystone Species) که زیستشناس رابرت پین در سال ۱۹۶۹ آن را معرفی کرد. گونهی کلیدی، برخلاف گونهی غالب که با حجم و جمعیت زیادش اثر میگذارد، با نقش ساختاریاش یک اکوسیستم را سرپا نگه میدارد؛ نمونهی کلاسیکش سمور دریایی است که با شکار خارپشت دریایی، از نابودی جنگلهای جلبک جلوگیری میکند. حذفش، نهبهخاطر تعدادش، بلکه بهخاطر جایگاهش در شبکهی روابط، کل اکوسیستم را فرومیپاشاند.
سالهاست که در جایگاههای مختلف مدیریتی، این صنعت را از نزدیک دیدهام؛ و هرچه بیشتر نگاه میکنم، بیشتر به این نتیجه میرسم که داروساز، در اکوسیستم سلامت ایران، دقیقاً همین گونهی کلیدی است: از نظر تعداد، در قیاس با کل نظام درمان، بازیگر کوچکی است؛ اما در لحظهی بحران، این حلقهی بهظاهر کوچک است که تعادل کل زنجیره را حفظ میکند. و متأسفانه، این نقش، هم در سیاستگذاری و هم در قدردانی عمومی، بارها نادیده گرفته شده است.
نقش داروساز در بحران های اجتماعی:
بررسیهای منتشرشده در نشریات معتبر پزشکی بحران فهرست بلندی از رخدادهایی را ثبت کردهاند که در آنها داروسازان نقشی فراتر از تحویل دارو ایفا کردند: بحران بیوتروریسم آنتراکس در آمـریکا (۲۰۰۱)، شیـوع سارس در کانادا (۲۰۰۳)، توفان کـاترینا در آمریکا (۲۰۰۵)، زلزلههای پاکستان (۲۰۰۵)، ژاپن (۲۰۱۱) و نپال (۲۰۱۵)، و سیل درهی سند در پاکستان (2010).
نکتهی مشترک همهی این رخدادها یک چیز است:
وقتی زیرساخت درمانی رسمی از کار میافتد یا زیر بار میماند، این داروخانهها هستند که معمولاً به اولین خدمتدهندهی سلامتی پس از بحران باز میگردند، و به همین دلیل بهعنوان نشانهها یا نقاط ارتباطی محله شناخته میشوند. در آشوب پس از یک بلا، مردم اغلب داروهایشان، نسخههایشان و حتی مدارک شناساییشان را جا میگذارند؛ این داروساز محلی است که با تشخیص حرفهای خودش، داروی ضروری بیمار مزمن را بدون نسخهی رسمی و بهصورت اورژانسی تامین میکند و باری سنگین را از دوش اورژانسهای شلوغ بیمارستانی برمیدارد.
از منظر من بهعنوان یک داروساز این نمونهها فقط گزارشهای علمی نیستند؛ تصویری دقیق از یک واقعیت آشنا هستند. در کشور خودمان هم، در هر بحران از تحریم و جنگ و کمبود دارو گرفته تانوسان شدید ارز این داروسازان بودهاند که با وجود همهی محدودیتها، بیسروصدا و بدون هیچ چشمداشتی، حلقهی اتصال بیمار به دارو را حفظ کردهاند. من از صمیم قلب قدردان این زحمت خاموش هستم؛ زحمتی که کمتر دیده میشود، چون نتیجهاش را فقط در نبود بحران میشود فهمید.
داروساز، در این میان، تنها یک تحویل دهندهی نسخه نیست؛ نقطهی تلاقی داده، دارو و تصمیم انسانی است.
هشدار من، بهعنوان کسی که سالها در این صنعت بوده:
اینجا دیگر از زبان تحلیلگر خارج میشوم و صریح میگویم: اگر حاکمیت، سیاستگذار و نظام سلامت کشور به این گونهی کلیدی توجه لازم را نکنند چه با نادیدهگرفتن جایگاه حرفهای داروساز در تصمیمات کلان، چه با تضعیف اقتصادی داروخانهها و شرکتهای دارویی، چه با گسترش بیضابطهی فروش اینترنتی دارو بدون درنظرگرفتن نقش نظارتی داروساز، نتیجه، چیزی جز یک فاجعهی خاموش نخواهد بود.
در بومشناسی، حذف گونهی کلیدی همیشه با یک انفجار ناگهانی همراه نیست؛ گاهی یک فروپاشی آرام و تدریجی است که وقتی بهچشم میآید، دیگر دیر شده.
من این هشدار را از سر دلسوزی برای این حرفه و این نظام سلامت مطرح میکنم، نه بدبینی.
جمعبندی
تابآوری زنجیرهی دارو را نباید فقط در انبار، ارز و نقدینگی جستوجو کرد. بخشی مهم از تابآوری واقعی، در کیفیت تصمیمات انسانی، در نقطهی تماس داروساز با بیمار، نهفته است. از بحرانهای بزرگ جهانی گرفته تا داروخانهی محله، این حرفه بارها ثابت کرده که در لحظهی فروپاشی، همان حلقهای است که سیستم را سرپا نگه میدارد.
به مناسبت روز داروساز و در آستانهی همایش تابآوری زنجیرهی تامین، از همهی همکاران داروسازم در سراسر کشور صمیمانه قدردانی میکنم؛ و امیدوارم صدای این گونهی نادیدهگرفتهشده، این بار در تصمیمات کلان نظام سلامت، شنیده شود.
/انتهای پیام/

