دوشنبه 20 مهر 1405
Tehran
scattered clouds
15.4 ° C
16 °
15.4 °
14 %
4.1kmh
40 %
شنبه
16 °
یکشنبه
14 °
دوشنبه
12 °
سه‌شنبه
10 °
چهارشنبه
12 °
spot_imgspot_img
خانهبرگزیده سردبیرمیثاق گمشده را دریابیم

میثاق گمشده را دریابیم

اعتماد و تعهد/

امیرحسین حاجی میری: چهار سال از انتشار اولین شماره مجله فن‌سالاران گذشته است و در این چهار سال، هر بار که برای این نشریه نوشته‌ام، در پسِ موضوعات متفاوت، یک دغدغه کم‌وبیش ثابت همراه من بوده است:

اینکه چگونه می‌شود در این شرایط همیشه حساس کنونی و این نظام دارویی پیچیده، پرتنش و گاه فرسوده با دغدغه‌های مزمن، دوباره ظرفیت همکاری، مسئولیت‌پذیری و اعتماد متقابل را جدی گرفت. مدت‌هاست دو مفهوم برایم فقط موضوع فکر و نوشتن نیستند؛

اعتماد و تعهد را در هر کار، تصمیم‌گیری، طراحی ساختارها و حتی در شیوه مواجهه با آدم‌ها دنبال کرده‌ام. هرچه بیشتر در هر جایی از این نظام دارویی کار کرده‌ام، بیشتر به این باور رسیده‌ام که نسبت این دو چیزی شبیه یین و یانگ[1] است؛ هر کدام دیگری را می‌سازد و هر کدام بدون دیگری به ضد خود تبدیل می‌شود.

اعتماد بدون تعهد، ساده‌لوحی است و تعهد در غیاب اعتماد، به‌تدریج به تکلیف، اجبار و نمایش تبدیل می‌شود.

ما در بسیاری از روابط اجتماعی و حرفه‌ای خود گرفتار چرخه‌ای شده‌ایم که خروج از آن دشوار است: چون به هم اعتماد نداریم، یکدیگر را بیشتر کنترل می‌کنیم و چون پیوسته احساس می‌کنیم زیر ذره‌بین هستیم، تعهد درونی جای خود را به حداقل‌گرایی می‌دهد. آدم‌ها به‌جای آنکه بپرسند “کار درست چیست؟” می‌پرسند “چه چیزی از من خواسته‌اند؟” و اندک‌اندک، فاصله میان اخلاق حرفه‌ای و انجام وظیفه اداری بیشتر می‌شود.

بی‌اعتمادی، اشتهایی عجیب برای تکثیر دارد. وقتی به یک نفر اعتماد نداریم، ناظری برای او می‌گذاریم. بعد برای آن ناظر، ناظری دیگر لازم می‌شود. فرآیندی برای کنترل فرآیند، کمیته‌ای برای ارزیابی کمیته و سامانه‌ای برای نظارت بر سامانه ساخته می‌شود. هر کدام نیز شاید در جای خود قابل توجیه منطقی به نظر برسد، اما در مجموع، روزی چشم باز می‌کنیم و می‌بینیم بخشی بزرگ از انرژی جامعه صرف این شده است که ثابت کنیم دیگری کار نادرستی نکرده است و مشکل اینجاست که این مسیر انتهایی هم ندارد.

می‌شود ورودی یک ساختمان را کنترل کرد، اسنادی بیشتر خواست، امضاهایی بیشتر گرفت و دسترسی‌ها را محدودتر کرد، اما هیچ ساختاری نمی‌تواند همه رفتارهای انسان را در همه زمان‌ها کنترل کند. همان‌طور که در تربیت فرزند، حتی اگر تلفن، رفت‌وآمد، اینترنت و اتاق او را کنترل کنیم، باز هم نمی‌توانیم بر ذهن، انتخاب و قضاوت او نگهبان بگذاریم.

نقطه بلوغ زمانی است که “کنترل بیرونی” به “تعهد درونی” تبدیل شود. شاید به همین دلیل است که در بسیاری از نظام‌های بالغ، الگوی حکمرانی به‌تدریج از کنترل فراگیر به سمت ترکیبی هوشمندانه‌تر حرکت کرده است:

اعتماد در ابتدا و اتمام حجت بر لزوم حفظ تعهد، راستی‌آزمایی در میانه و مواخذه جدی در صورت نقض اعتماد.

در برخی نظام‌های حمل‌ونقل، دیگر مأموری بر سر هر در برای کنترل بلیت نایستاده است و خبری از یک گیت نیست. فرض بر این است که شهروند به وظیفه خود عمل کرده؛ اما کنترل تصادفی وجود دارد و اگر کسی آگاهانه این اعتماد را نقض کند، هزینه آن برایش جدی است. در برخی فرآیندهای اداری نیز به جای مطالبه ده‌ها سند، خوداظهاری مبنا قرار می‌گیرد، نه از سر خوش‌بینی و تساهل، بلکه از این فهم که هنر حکمرانی، مچ‌گیری بیشتر نیست، طراحی ساختاری است که در آن درست عمل کردن آسان‌تر، تخلف دشوارتر و پنهان ماندن آن نامحتمل‌تر باشد.

این منطق برای حرفه ما معنایی عمیق‌تر دارد. داروسازی، پیش از آنکه مجموعه‌ای از دانش‌ها، فناوری‌ها، مجوزها، کارخانه‌ها، داروخانه‌ها، آزمایشگاه‌ها و سامانه‌ها باشد، شبکه‌ای از اعتماد است. بیمار به داروساز اعتماد می‌کند. داروساز به زنجیره تأمین اعتماد می‌کند. تولیدکننده به تأمین‌کننده، آزمایشگاه به داده، مدیر به کارشناس و نهاد ناظر به امضا و اظهار یک مسئول حرفه‌ای اعتماد می‌کند. هیچ‌کس نمی‌تواند هم‌زمان کنار همه دستگاه‌های تولید، درون همه ویال‌ها، در متن هر نسخه پزشک و هر در بطن هر تصمیم بایستد. بنابراین در نهایت، کیفیت یک نظام دارویی فقط محصول مقررات نیست، محصول کیفیت انسان‌هایی است که وقتی کسی آن‌ها را نمی‌بیند، همچنان کار درست را انجام می‌دهند.

اما این رابطه یک‌طرفه نیست. اگر از افراد تعهد می‌خواهیم، باید به آن‌ها اعتماد نیز بدهیم. اگر کسی خطای خود را صادقانه گزارش می‌کند، نباید با همان منطق با او رفتار کرد که با کسی که خطا را پنهان کرده و پس از کشف ناچار به اعتراف شده است. اگر شرکت، داروساز، کارشناس یا مدیری سال‌ها رفتار قابل اعتماد داشته است، این سرمایه باید در نظام تصمیم‌گیری دیده شود.

درستکاری، خود فضیلت است، اما فضیلت زمانی در یک ساختار ریشه می‌دواند که دیده شود، قدرش دانسته شود و “درستکار” ماندن، نه فقط در کلام، که در عمل نیز ارج ببیند.

از سوی دیگر، اعتماد نیز نباید بی‌هزینه شکسته شود. جایی که کسی آگاهانه داده را تحریف می‌کند، بیمار را فریب می‌دهد، مسئولیت حرفه‌ای خود را معامله می‌کند یا از اعتماد عمومی بهره‌برداری می‌کند، پاسخ نباید آن‌قدر کم‌رمق باشد که دیگران به این نتیجه برسند تخلف، اقتصادی‌تر از تعهد است. نظام ساختاری بالغ، هم به درستی پاداش می‌دهد و هم برای خیانت به اعتماد پیامد دارد.

شاید روز داروساز فرصت خوبی باشد که از خودمان بپرسیم آیا می‌توانیم این قرارداد نانوشته را دوباره زنده کنیم؟

قراردادی که در آن من بگویم: “از اعتماد تو سوءاستفاده نمی‌کنم”؛ و تو نیز بگویی: “اعتماد را بی‌دلیل از تو دریغ نمی‌کنم”.

سه سال تمام است که افتخار داشته‌ام برای مجله فن‌سالاران بنویسم. موضوع یادداشت‌ها متفاوت بوده، اما اگر بخواهم میان همه آن‌ها یک نخ مشترک پیدا کنم، شاید همین باشد: باور به اینکه هیچ‌کدام از اجزای این نظام، به‌تنهایی به مقصد نمی‌رسند. نه دانشگاه بدون صنعت، نه صنعت بدون رگولاتور، نه سیاست‌گذار بدون حرفه و نه هیچ‌کدام بدون اعتماد جامعه.

برای من، جمله “راه رسیدن، با هم رسیدن است” هرگز دعوت به یکدست‌شدن، حذف اختلاف یا نادیده‌گرفتن رقابت نبوده است. برعکس، معنایش این است که می‌توان متفاوت فکر کرد، رقابت کرد، نقد کرد، حتی با هم اختلاف‌نظر جدی داشت، اما در نهایت فهمید که سرنوشت حرفه‌ای ما به یکدیگر گره خورده است و موفقیت پایدار هیچ بخشی از این نظام، بر ویرانه بخش دیگر ساخته نمی‌شود.

همه ما سوار بر یک قایقیم؛ اگر بخشی از آن سوراخ شود، مهم نیست چه کسی در کدام سمت قایق نشسته است. اگر اعتماد از میان برود، اگر تعهد حرفه‌ای بی‌ارزش شود، اگر هر گروه تنها منافع کوتاه‌مدت خود را ببیند، دیر یا زود هزینه‌اش به حساب همه نوشته خواهد شد.

و شاید به همین دلیل است که در تمام این سه سال، فن‌سالاران برای من فقط یک نشریه نبوده است. آن را جایی دیده‌ام که می‌شود این فکر را تمرین کرد، جایی برای گفت‌وگو میان کسانی که ممکن است جایگاه‌ها، منافع، تجربه‌ها و حتی دیدگاه‌های متفاوتی داشته باشند، اما هنوز می‌توانند بر سر یک چیز توافق کنند: اینکه کیفیت این حرفه و آینده نظام داروسازی ایران، حاصل کار هیچ فرد یا گروهی به‌تنهایی نیست.

اگر فن‌سالاران در این سه سال “روحی” داشته باشد، من آن روح را در همین باور دیده‌ام:

در ساختن پل به‌جای دیوار، در گفت‌وگو به‌جای سوءظن، در انتقاد به جای تخریب، در مسئولیت‌پذیری به‌جای انتقال تقصیر و در این امید که هنوز می‌شود اعتماد کرد و شایسته اعتماد ماند. آغاز چهارمین سال حیات رسمی فن‌سالاران را از همین منظر تبریک می‌گویم؛

با آرزوی اینکه این خانه، همچنان جایی برای زنده نگه داشتن یک باور ساده اما ضروری باشد که:

راهِ رسیدن، با هم رسیدن است.

[1]  یین و یانگ مفهومی در فلسفه سنتی شرق دور است که به دو نیروی متقابل اما مکمل اشاره دارد؛ نیروهایی که هر یک در پیوند با دیگری معنا پیدا می‌کنند و تعادل میان آن‌ها، اساس هماهنگی و پویایی جهان تلقی می‌شود.

/انتهای پیام/

مقالات مرتبط

یک پاسخ بگذارید

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید

محبوب ترین