آیا هر کارخانهای واقعاً ارزش سرمایهگذاری دارد؟/
یادداشت دکتر مهدی زرین*: یکی از تناقضهای تلخ اقتصاد ایران فاصله معنادار میان ارزش داراییهای غیرمولد و بنگاههای تولیدی است.
گاهی یک ویلای لوکس با قیمتهای نجومی عرضه میشود در حالی که یک مجموعه صنعتی با چندین کارخانه فعال، صدها نیروی انسانی، ماشینآلات، دانش فنی و گردش مالی قابلتوجه، با ارزشی بهمراتب کمتر در بازار سرمایه معامله میشود.
این مقایسه هرچند از نظر ارزشگذاری دقیقاً همتراز نیست لیکن یک پرسش جدی را مطرح میکند که چرا در اقتصاد ما گاهی سرمایهگذاری در داراییهای غیرمولد جذابتر از سرمایهگذاری در تولید است؟
وقتی تولیدکننده با تورم مواد اولیه، نوسانات ارز، قیمتگذاری دستوری، هزینههای مالی، مطالبات وصولنشده و مقررات متغیر دستوپنجه نرم میکند اما مالک یک دارایی میتواند بدون ایجاد ارزش افزوده صرفاً از افزایش قیمت آن منتفع شود طبیعی است که سرمایه از تولید فاصله بگیرد.
اما موضوع یک لایه عمیقتر هم دارد.
آیا صرف داشتن کارخانه، زمین، ماشینآلات و پروانههای تولیدی، یک شرکت را به فرصت مناسبی برای سرمایهگذاری تبدیل میکند؟
یک کارخانه با زمینهای گسترده، ساختمانهای متعدد، خطوط تولید قدیمی و پروانههای متعدد، اگر نتواند از این داراییها سود و جریان نقدی متناسب ایجاد کند لزوماً یک دارایی ارزشمند اقتصادی نیست.
زمین و ساختمان راکد، ماشینآلات فرسوده، ظرفیت تولید بلااستفاده و پروانههایی که به محصولات کمفروش یا کمحاشیه سود مربوطاند، ممکن است بهجای ایجاد ارزش سرمایه را محبوس کنند.
بنابراین سرمایهگذار نباید صرفاً برای مالکیت یک مجموعه بزرگ صنعتی، پول هنگفتی بپردازد. او باید بداند این مجموعه در آینده چه میزان سود، جریان نقدی و بازده سرمایه ایجاد خواهد کرد و برای احیای ظرفیتهای موجود چه میزان سرمایهگذاری جدید لازم دارد.
البته مسئولیت مدیران صنعتی نیز کم نیست. آنها باید بهرهوری، سودآوری، شفافیت، مدیریت نقدینگی و قدرت رقابت بنگاه را ارتقا دهند. نمیتوان انتظار داشت بازار صرفاً به دلیل داشتن کارخانه و ماشینآلات، ارزش بالایی برای یک شرکت قائل شود.
در واقع دو مسئله همزمان وجود دارد.
از یک طرف، ساختار اقتصادی ما گاهی داراییهای غیرمولد را جذابتر از سرمایهگذاری در تولید میکند .از طرف دیگر برخی بنگاههای صنعتی نیز به دلیل مدیریت ناکارآمد داراییها، فناوری قدیمی، بهرهوری پایین و ضعف در خلق ارزش اقتصادی شایسته ارزشگذاری بالا نیستند.
صنعت صرفاً با داشتن کارخانه زنده نمیماند. باید بتواند از داراییهای خود ارزش اقتصادی خلق کند.
ما به اقتصادی نیاز داریم که تولید در آن سودآور باشد و همزمان به مدیرانی نیاز داریم که بدانند ارزش یک بنگاه صنعتی به متراژ زمین، تعداد دستگاهها و قدمت پروانههایش نیست. به میزان سودآوری پایدار جریان نقدی و ارزشی است که برای آینده خلق میکند.
در نهایت پرسش اساسی این است که چگونه میتوان اقتصادی ساخت که هم سرمایهگذاری در تولید جذاب باشد و هم خرید یک بنگاه صنعتی بهجای خرید مجموعهای از داراییهای راکد و تعهدات پنهان به معنای سرمایهگذاری روی یک جریان واقعی و پایدار خلق ارزش باشد؟
*مدیرعامل شرکت داروسازی رامو فارمین
/انتهای پیام/

