نیاز به بازنگری داریم/
دکتر یاسمن راهی: در شرایطی که کشور با محدودیتهای ارزی، ریسکهای ناشی از جنگ، تحریم و اختلال در زنجیرههای تأمین جهانی مواجه است، یک پرسش اساسی دیگر قابل چشمپوشی نیست: آیا ادامه تمرکز بر واردات داروی نهایی، واقعاً یک راهکار پایدار برای نظام سلامت است، یا نوعی سادهسازی مسئلهای پیچیده و ساختاری؟
اگر ظرفیت تولید یک دارو در داخل کشور وجود دارد، خطوط تولید فعال هستند، دانش فنی در اختیار شرکتهای داخلی قرار دارد و سابقه تولید موفق آن محصول نیز اثبات شده است، چرا همچنان بخشی قابل توجه از منابع ارزی صرف واردات همان دارو از کشورهایی مانند چین و هند میشود؟ آیا این تصمیم، در بلندمدت به تقویت امنیت دارویی منجر میشود یا به بازتولید وابستگی؟
بدیهی است که تولید داخلی صرفاً یک شعار صنعتی نیست؛ بلکه یک سازوکار حیاتی برای ایجاد ارزش افزوده، حفظ اشتغال تخصصی، استفاده بهینه از زیرساختهای موجود، توسعه دانش فنی و افزایش تابآوری زنجیره تأمین است. در نقطه مقابل، اتکای مزمن به واردات داروی نهایی، بهویژه در شرایط بحران، کشور را در معرض افزایش هزینههای تأمین، وابستگی خارجی و شکنندگی در زنجیره تأمین قرار میدهد.
اما مسئله اصلی در این نقطه متوقف نمیشود. واقعیت این است که تولید داخلی بدون پایداری اقتصادی، عملاً امکان بقا ندارد. تولیدکنندگان دارو برای تأمین مواد اولیه، مواد جانبی و اقلام بستهبندی با هزینههایی مواجهاند که مستقیماً تحت تأثیر نرخ ارز و محدودیتهای تأمین بینالمللی قرار دارد. در چنین شرایطی، سیاستهای قیمتی غیرمنعطف، در عمل میتواند به خروج تدریجی تولیدکنندگان از بازار منجر شود؛ حتی اگر هدف اولیه، کنترل هزینههای نظام سلامت باشد.
در این میان، این تصور سادهانگارانه که «ثبات قیمت دارو» همیشه به نفع بیماران است، نیازمند بازنگری جدی است. اگر نتیجه این سیاست، تضعیف تولید داخلی و بروز کمبود دارو باشد، هزینه واقعی آن در نهایت بسیار سنگینتر از اصلاح منطقی قیمتها خواهد بود. در این نقطه، نقش بیمهها مهم است، اما بههیچوجه کافی نیست.
آنچه کمتر مورد توجه قرار گرفته، نبود یک بسته سیاستی منسجم در صنعت دارو است. در حالی که انتظار میرود صنعت داروسازی در شرایط بحران تابآور باشد، بسیاری از ابزارهای حمایتی آن یا ناقص هستند یا بهدرستی اجرا نمیشوند.
نخست، نظام قیمتگذاری دارو همچنان فاصلهای معنادار با واقعیتهای اقتصادی تولید دارد و در بسیاری موارد، هزینههای واقعی تأمین مواد اولیه را منعکس نمیکند.
دوم، منابع ارزی بهجای تمرکز بر تأمین مواد اولیه و تقویت تولید داخلی، در مواردی صرف واردات محصول نهایی میشود؛ تصمیمی که در ظاهر کوتاهمدت، اما در عمل بلندمدت و پرهزینه است.
سوم، سازوکارهای حمایتی نظیر قراردادهای خرید تضمینی برای داروهای راهبردی، یا وجود ندارند یا بهصورت محدود و غیرکارآمد اجرا میشوند؛ در حالی که این ابزار میتواند ریسک سرمایهگذاری را کاهش داده و امنیت تأمین را تضمین کند.
چهارم، سیاستهای مالیاتی و گمرکی هنوز بهطور هدفمند در خدمت توسعه تولید داخلی مواد اولیه قرار نگرفتهاند، در نتیجه وابستگی ساختاری به واردات همچنان پابرجاست.
پنجم، بخشی قابل توجه از هزینههای صنعت دارو ناشی از ناکارآمدیهای داخلی است: بروکراسیهای زائد، فرآیندهای تکراری، اتلاف منابع و نبود نگاه سیستماتیک به بهرهوری. این هزینهها، برخلاف تصور رایج، الزاماً با افزایش قیمت دارو قابل توجیه نیستند.
ششم، رویکرد مدیریت ریسک در بسیاری از فرآیندهای کلیدی صنعت داروسازی هنوز بهصورت کامل نهادینه نشده است. در حالی که استفاده از QRM میتواند با حذف فعالیتهای فاقد ارزش افزوده در کنترل کیفیت، نمونهبرداری، اعتبارسنجی و تأمینکنندگان، هزینهها را کاهش دهد بدون آنکه کیفیت دارو تحت تأثیر قرار گیرد.
هفتم، نوسانات سیاست ارزی و نبود ثبات در تأمین مالی، عملاً برنامهریزی تولید را برای شرکتها دشوار کرده و فشار نقدینگی را افزایش داده است.
و هشتم، تأخیر در پرداخت مطالبات داروخانهها توسط بیمهها، بهعنوان حلقه ابتدایی زنجیره نقدینگی، اثر دومینویی بر کل سیستم دارویی ایجاد میکند؛ اثری که در نهایت به تولیدکننده و سپس به بیمار منتقل میشود.
بنابراین مسئله امروز صنعت دارو، نه صرفاً «قیمت» و نه صرفاً «واردات»، بلکه فقدان یک معماری سیاستی منسجم است. معماریای که بتواند همزمان امنیت تأمین، پایداری تولید و دسترسی بیمار را تضمین کند.
در چنین شرایطی، ادامه سیاستهای جزیرهای و واکنشی، بیش از آنکه به حل مسئله کمک کند، به تعمیق آن منجر میشود.
شاید پرسش واقعی امروز این نباشد که «دارو را وارد کنیم یا تولید کنیم»، بلکه این باشد که آیا نظام سیاستگذاری دارو اساساً برای مدیریت یک زنجیره پیچیده و بحرانی طراحی شده است یا خیر؟ زیرا امنیت دارویی پایدار، نه با واردات تضمین میشود و نه با سرکوب هزینه تولید؛ بلکه تنها در سایه یک سیاستگذاری یکپارچه، واقعبینانه و شجاعانه قابل دستیابی است.
/انتهای پیام/

