تولید دارو در محاق/
دکتر مسعود کیهان: جهش قیمت مواد اولیه، افزایش هزینههای تولید و محدودیت نقدینگی، شرکتهای داروسازی را میان ادامه تولید با فشارهای مالی فزاینده و کاهش تولید برای جلوگیری از تعمیق زیانها قرار داده است.
این روزها صنعت داروسازی ایران با چالشی جدی روبهروست؛ چالشی که از افزایش قیمت مواد اولیه فراتر رفته و با هزینههای جانبی تولید، مشکلات نقدینگی و فاصله میان بهای تمامشده دارو و قیمت فروش گره خورده است. در چنین شرایطی، شرکتها برای حفظ تولید و تأمین نیاز بیماران، ناچار به تحمل فشارهای اقتصادی بیشتری هستند؛ اما این مسیر نیز حد و مرزی دارد.
آویسل؛ نمادی از جهش هزینههای تولید
اعلام قیمت جدید آویسل، با نام علمی میکروکریستالین سلولز (Microcrystalline Cellulose، نمونهای روشن از ابعاد این چالش است. این ماده از مواد جانبی پرکاربرد در صنعت داروسازی است که برای ایجاد حجم، بهبود فشردگی و شکلگیری ساختار مناسب قرص بهکار میرود.
حالا این ماده مهم در صنعت داروسازی به یکباره جهشی بزرگ داشته و تأمینکنندگان قیمت هر کیلوگرم آویسل را ازحدود 2 میلیون تا ۴ میلیون اعلام کرده اند در حالی که قیمت آن تا همین چند ماه قبل حدود ۵۰۰ هزار تومان بود.
ابعاد این افزایش قیمت، زمانی بیشتر نمایان میشود که بدانیم بر اساس ارقام مطرحشده در بازار، قیمت هر کیلوگرم آویسل حدود شش سال پیش نزدیک به ۴ هزار و ۵۰۰ تومان بوده است؛ مقایسهای که از افزایشی حدود پانصد تا نزدیک هزار برابری در این بازه زمانی حکایت دارد!
این جهش، محاسبات اقتصادی تولید را بهشدت تحت تأثیر قرار میدهد؛ بهویژه آنکه آویسل تنها یکی از مواد مورد نیاز است و افزایش هزینههای سایر مواد اولیه، بستهبندی، انرژی، دستمزد، تعمیر و نگهداری تجهیزات و حملونقل نیز بر فشار مالی شرکتها میافزاید.
وقتی هزینهها از توان تولید پیش میافتند
افزایش قیمت مواد اولیه، شرکتها را برای حفظ همان سطح تولید به سرمایهای بیشتر نیازمند میکند؛ منابعی که در شرایط محدودیت نقدینگی و تأخیر در وصول مطالبات، تأمین آنها روزبهروز دشوارتر میشود.
از سوی دیگر، قیمت فروش دارو لزوماً همزمان با افزایش هزینههای تولید اصلاح نمیشود. در نتیجه، فاصله میان بهای تمامشده و درآمد فروش افزایش مییابد و حاشیه سود شرکتها کاهش پیدا میکند یا تولید برخی محصولات زیانده میشود.
بنابراین، مسئله فقط گرانی مواد اولیه نیست؛ بلکه ترکیب افزایش هزینهها، نیاز فزاینده به سرمایه در گردش، دشواری تأمین مالی و محدودیتهای قیمتگذاری، استمرار تولید را تهدید میکند. حتی کارخانهای که ظرفیت فنی و بازار مصرف دارد، ممکن است برای خرید مواد اولیه با مشکل مواجه شود.
دوراهی دشوار؛ ادامه تولید یا کاهش ظرفیت؟
شرکتهای داروسازی در شرایط فعلی با انتخابی دشوار روبهرو هستند. ادامه تولید، با وجود فشار بر منابع مالی، به معنای حفظ اشتغال، استمرار فعالیت کارخانهها و ایفای تعهدات در برابر شبکه توزیع و بیماران است اما تولید زیانده، منابع شرکت را فرسوده و توان آن را برای خرید مواد اولیه و ادامه فعالیت کاهش میدهد. در مقابل، کاهش تولید ممکن است در کوتاهمدت به کنترل هزینهها و محدود کردن زیان کمک کند؛ اما اگر شامل داروهای مورد نیاز بازار شود، بر عرضه و دسترسی بیماران اثر خواهد گذاشت.
این همان دوراهی دشوار صنعت داروسازی است: ادامه تولید با پذیرش فشارهای مالی فزاینده یا کاهش تولید برای جلوگیری از فرسایش بیشتر منابع شرکت.
البته افزایش قیمت یک ماده اولیه بهتنهایی به معنای کاهش قطعی تولید یا بروز کمبود دارو نیست؛ اما همزمانی چند عامل محدودکننده میتواند ریسک اختلال در تولید و عرضه را افزایش دهد.
راهکار چیست؟
عبور از این شرایط، نیازمند اقدام هماهنگ برای حفظ پایداری اقتصادی تولید داروست. بازنگری بهموقع در قیمتگذاری بر اساس هزینههای واقعی، تسریع در تأمین ارز و واردات مواد اولیه، تسهیل دسترسی به سرمایه در گردش و تسریع در تسویه مطالبات، از جمله اقداماتی است که میتواند فشار بر تولیدکنندگان را کاهش دهد.
در کنار این اقدامات، تقویت پوشش بیمهای بیماران نیز اهمیت دارد تا اصلاح قیمتها، در صورت ضرورت، هزینه درمان را برای مردم غیرقابلتحمل نکند.
حمایت از تولید دارو نباید تنها پس از بروز کمبود در بازار مورد توجه قرار گیرد. پایش مستمر تأمین مواد اولیه، هزینههای تولید و توان مالی شرکتها میتواند به شناسایی زودهنگام مشکلات و پیشگیری از اختلال در عرضه کمک کند.
سخن پایانی
صنعت داروسازی برای ادامه فعالیت، به شرایط اقتصادی متناسب با واقعیتهای تولید نیاز دارد. نمیتوان از شرکتها انتظار داشت در برابر افزایش چندبرابری قیمت مواد اولیه، رشد هزینههای جانبی و محدودیت نقدینگی، بدون توجه به پیامدهای مالی به تولید ادامه دهند.
از سوی دیگر، قیمت فروش دارو لزوماً همزمان با افزایش هزینههای تولید اصلاح نمیشود. در نتیجه، فاصله میان بهای تمامشده و درآمد فروش افزایش مییابد و حاشیه سود شرکتها کاهش پیدا میکند یا تولید برخی محصولات زیانده میشود.
بنابراین، مسئله فقط گرانی مواد اولیه نیست؛ بلکه ترکیب افزایش هزینهها، نیاز فزاینده به سرمایه در گردش، دشواری تأمین مالی و محدودیتهای قیمتگذاری، استمرار تولید را تهدید میکند. حتی کارخانهای که ظرفیت فنی و بازار مصرف دارد، ممکن است برای خرید مواد اولیه با مشکل مواجه شود.
/انتهای پیام/

