دوشنبه 20 مهر 1405
Tehran
scattered clouds
15.4 ° C
16 °
15.4 °
14 %
4.1kmh
40 %
شنبه
16 °
یکشنبه
14 °
دوشنبه
12 °
سه‌شنبه
10 °
چهارشنبه
12 °
spot_imgspot_img
خانهمطالب تالیفیداستان اینفلوئنسرها در صحنه دارو آن‌ها "اعتماد" را به تاراج می‌برند

داستان اینفلوئنسرها در صحنه دارو آن‌ها “اعتماد” را به تاراج می‌برند

فن‌سالاران/

یادداشت مهندس پویان شریعتی‌پناه: در دو سه ماه اخیر، هر بار که وارد اینستاگرام می‌شوی، تعدادی اینفلوئنسر دارند از یک شرکت دارویی تعریف می‌کنند و یا عده‌ای را دعوت به حضور در نمایشگاه فلان و بهمان! اولش جالب است و بد نیست، اما کافی‌است یکی دو تا از این ویدئو‌ها را ببینی تا بات اینستا، در کنار خدمت‌رسانی و تشخیص‌اش از علاقه شما، آن‌قدر از این فیلم‌ها و اینفلوئنسرها در دستگاه‌ات بریزد که آخرش بخواهی از کلافگی دستگاه‌ات را به دیوار بکوبی!

بله این در خودش یک افشاگری بزرگ را هم حمل می‌کند! تعدادی از اینفلوئنسرها توسط روابط‌عمومی‌ کارنابلد (شرکت و موسسه) به استخدام در آمده‌اند تا کاری کنند کارستان، اما غافل از این‌که داستان را به افشای سناریو و سفارشی بودن همه‌ی این تعریف‌های کیلویی و بی‌ارزش از آن رهنمون کرده‌اند! آدم شک می‌کند، اما درست است!

داستان اینفلوئنسرها، همیشه با یک جمله آغاز می‌شد؛ مثلا: «بچه‌ها، می‌دونین برای مراقبت از پوستم از چه محصولی استفاده می‌کنم!؟» و چند ثانیه بعد، شارپی، محصول وارد تصویر می‌شد و قس علی هذا…؛ حرف‌هاشان هم گاهی شنیدنی و با مزه بود؛ کیفیت فوق‌العاده، بسته‌بندی جذاب و نتیجه باورنکردنی؛ اینم کد تخفیف! «فقط تا آخر امشب»، بجنبید!

بله! روزی روزگاری توصیه‌ها شبیه حرف یک دوست بود، و بخشی مهم از قدرت اینفلوئنسرها از حس نزدیکی می‌آمد. آن‌ها شبیه بازیگران دست‌نیافتنی تبلیغات تلویزیونی نبودند. مخاطب هر روز بخشی از زندگی‌شان را می‌دید، با علایق و عادت‌هایشان آشنا می‌شد و احساس می‌کرد آن‌ها را می‌شناسد و…

مخاطب با خودش می‌گفت: «من مدت‌هاست این آدم رو دنبال می‌کنم. بعیده چیزی رو الکی معرفی کنه.» و این “اعتماد”، ساخته می‌شد و چیزی بود که برندها می‌خواستند به آن دسترسی پیدا کنند.

کم‌کم اما مخاطب هم که قواعد این بازی را یاد گرفت و شناخت پیدا کرد، و فهمید که عزیزان پیچیده‌اند به بازی و در مسیر هموارسازی چیزهایی که ربطی به ایشان ندارد، درآمدزایی می‌کنند. مخاطب امروز خیلی ساده‌تر از گذشته، تبلیغ و جلف‌بازی را تشخیص می‌دهد. و حتی “عدد” مشخص را هم می‌داند که طرف چقدر دریافت کرده و…

اینفلوئنسر، یک رسانه است و تبلیغات هم بخشی از مدل درآمدی اوست، تا این‌جایش مشکلی نیست. مشکل از آن‌جا آغاز می‌شود که ناگهان، و به‌شکل همزمان، تعدادی از عزیزان با هدایت مدیر محترم، سر از یک کارخانه داروسازی در می‌آورند! و کلا داستان را از سلامت و حیز انتفاع ساقط می‌کنند.

این‌جا دیگر آن وجه صمیمانه هم وجود ندارد؛ چرا؟ چون دیگر هیچ تجربه‌ی شخصی و بی‌طرفانه‌ای هم در کار نیست، پس مهمل‌گویی آغاز می‌شود! به تعداد اینفلوئنسرهایی که از ایران‌فارما رپرتاژ گرفتند نگاه کنید و به حرف‌ها و فیلم‌های داغانی که انتشار دادند، تا بدانید درباره چه حرف می‌زنیم! برای همین بود که گفتیم “‌اعتماد” عنصر اصلی است؛ و بدون اعتماد داستان هیچ و پوچ می‌شود.

اینفلوئنسرهای این دوران فقط دارند از مزایا حرف می‌زنند، بسیار خب. اما عزیزم! “این کباب بناب فلان رستوران” و “قلیان شب‌های مسکوی فلان باغچه” نیست که این‌طوری آب از لب و لوچه‌ات راه افتاده! این دارو است و تبلیغ آن به این شکل، دخلی به سبک زندگی ندارد که…

راستی! تسترها، قبلا مزه مزه می‌کردند و حس‌شان را می‌گفتند، قسم و آیه و حضرت عباس (نعوذبالله که حرف ندارد!) آیا اینفلوئنسرهایی که آستین بالا زدند و وارد صحنه شدند هم واقعاً محصول دارویی را بررسی کرده و به آن باور دارند!؟ و آیا با آگاهی آن را پیشنهاد می‌دهند یا نه؛ همین‌که مبلغی دریافت کنند حل است!؟

چرا این‌را می‌گوئیم؟ چون یکی از پرتکرارترین جمله‌ها در تبلیغات اینفلوئنسری این است: «من تا خودم از چیزی استفاده نکنم، معرفی‌اش نمی‌کنم»، این جمله در ظاهر اعتمادساز، البته که آن‌قدر تکرار شده که بخشی از قدرتش را از دست داده است؛ اما خب در این زمینه‌ها هم خوب است تست کنند تا ما واقعا نتیجه‌اش را هم ببینیم! و فقط از بسته‌بندی‌ جذاب‌اش و ارسال سریع‌اش و…، یه‌هو نزنند به جاده خاکی و بفرمایند؛ برای همه مناسب است! چی برای همه مناسب است!؟

ضمنا استخدام‌کننده‌ی عزیز! مدیر عزیز! هر که هستی!

شما به مقام تناسب هم نگاهی بکن جانم! میان اینفلوئنسر، دارو، نمایشگاه دارویی و محصول و مخاطب شما چه تناسبی وجود دارد!؟ فقط به‌خاطر چهار تا فضاسازی الکی، تعداد فالوئر و لایک و کولب، واقعا دست به هر ترفندی می‌زنید!؟

اینفلوئنسر عزیز!

شما هم که تبلیغات زیادی می‌پذیرید تا درآمدتان را بیشتر کنید؛ با هر معرفی غیرقابل‌باور، قدرت اثرگذاری تبلیغات بعدی‌‌تان هم کاهشی خواهد شد ها! این وعده‌های اغراق‌آمیز و حرف‌های کیلویی و الکی، برند را هم غیرقابل “‌اعتماد” می‌کند. “اعتماد” همه‌ی آن چیزی‌است که درباره‌اش حرف می‌زنیم! رفت…؛ بدوین دنبالش!

/انتهای پیام/

مقالات مرتبط

یک پاسخ بگذارید

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید

محبوب ترین