دوشنبه 20 مهر 1405
Tehran
scattered clouds
15.4 ° C
16 °
15.4 °
14 %
4.1kmh
40 %
شنبه
16 °
یکشنبه
14 °
دوشنبه
12 °
سه‌شنبه
10 °
چهارشنبه
12 °
spot_imgspot_img
خانهبرگزیده سردبیروقتی گذشته در بدن زیست می‌کند...

وقتی گذشته در بدن زیست می‌کند…

«حال خوب زن»؛ واژینیسموس و زخم‌های خاموش/

دکتر فیروزه کدخدابیگی: نمایش فیلم جالب «حال خوب زن» (مهدی برزکی) در دوازدهمین نشست سینماسلامت (خانه هنرمندان ایران از سلسله نشست‌های فن‌سالاران) فرصتی داد تا بیشتر در مورد یک موضوع مغفول روانشناختی صحبت کنیم. حال خوب زن از مسئله‌ای آغاز می‌کند که در ظاهر، یک مشکل در رابطه زناشویی به نظر می‌رسد؛ اما هرچه روایت جلوتر می‌رود، روشن‌تر می‌شود که مسئله فقط «ناتوانی در برقراری رابطه» نیست. آنچه در تجربه سارا (شخصیت اصلی زن فیلم با بازی مهتاب ثروتی) دیده می‌شود، پیوندی پیچیده‌ میان بدن، اضطراب، ترس، تروما و رابطه است؛ و بعد اجتماعی کار هم برجسته می‌شود.

سارا زنی است که در زندگی مشترک با مشکلی مواجه شده که نمی‌تواند به سادگی آن را توضیح دهد. بدن او در موقعیتی قرار گرفته‌ که باید با صمیمیت همراه باشد، اما وارد وضعیت دفاعی شده‌است! همین نقطه، از منظر روانشناختی اهمیتی ویژه‌ دارد: گاهی بدن، پیش از آنکه ذهن بتواند تجربه‌ای را توضیح دهد، به آن پاسخ می‌دهد.       مشکل سارا، “واژینیسموس” است که با انقباض غیرارادی عضلات کف لگن هنگام تلاش برای ایجاد رابطه همراه است و می‌تواند با درد، ترس و اجتناب همراه شود. هرچند که اساسا سارا آن‌قدر وحشت‌زده است که مرزها را فراتر از آنچه تصور می‌شود نگاه داشته است؛ او حتی اجازه یک لمس ساده را به همسرش نمی‌دهد و…

این علائم در چارچوب گسترده‌تر اختلال درد/نفوذ تناسلی ـ لگنی نیز بررسی می‌شوند؛ بنابراین نگاه تخصصی به آن نیازمند توجه هم‌زمان به عوامل جسمانی، روانشناختی و رابطه‌ای است. اما «حال خوب زن» یک گام هم فراتر می‌رود و ما را با مفهوم تروما مواجه می‌سازد. یعنی الزام و اصراری برای نمایش صرف یک بیماری مزمن ندارد، فیلم می‌کوشد از خلال پیوندهای اجتماعی زن و مرد، حتی راه‌حل‌های خودجوش را امتحان کند، اما نه؛ این‌جا، جای آزمون و خطا نیست و مسیر درام، هشیارانه به سوی روانپزشکی میل می‌کند که ما حتی تصویرش را نمی‌بینیم. آن‌جا پله پله پیش می‌رویم و خود را در بطن شخصیت‌ها حس، و راه‌های پیشنهادی ارزشمند را بررسی می‌کنیم و نزدیک به نتیجه می‌شویم؛ نزدیک به نتیجه و نه حتی خود درمان.

در روایت فیلم، تجربه آسیب‌زای دوران کودکی سارا با وضعیت کنونی او ارتباط دارد و ندارد؛ بسته به بیننده است که چه دریافتی را در ذهن خود می‌سازد (بعضی، تعرض نسبی را در ذهن خود می‌سازند، بعضی ترس از تعرض و… را.) این‌جا لازم است میان یک واقعیت علمی و یک برداشت ساده‌انگارانه تفاوت بگذاریم: تجربه تروما می‌تواند بر ادراک امنیت، اضطراب، تصویر فرد از بدن و روابط صمیمانه اثر بگذارد، اما نمی‌توان هر مورد واژینیسموس را به تروما نسبت داد. علت این اختلال برای هر فرد باید به‌صورت اختصاصی بررسی شود.   فیلم هم همین‌کار را می‌کند…

از نگاه من، یکی از مهم‌ترین مفاهیمی که فیلم به شکل غیرمستقیم به تصویر می‌کشد، شرطی‌شدن ترس است .وقتی تجربه‌ای با درد، تهدید یا اضطراب همراه می‌شود، ذهن می‌تواند موقعیت‌های مشابه را نیز به‌عنوان خطر پیش‌بینی کند. در نتیجه؛ حتی پیش از وقوع اتفاق، بدن آماده دفاع می‌شود، اضطراب افزایش می‌یابد، تنش عضلانی بیشتر می‌شود، تجربه ناخوشایند شکل می‌گیرد و همین تجربه، ترس از دفعات بعد را تقویت می‌کند. آن‌جایی‌که سارا، خود و همسرش را در قالب اشیا تجسم می‌کند و مکالمه‌ای را شکل می‌دهد، می‌خواهد بر مدار و چرخه وحشت غلبه کند، اما در نهایت باز ترس است که غلبه دارد و او به‌تنهایی قادر به مدیریت تن و ذهن نیست.

چرخه را مرور کنیم: ترس از درد ← اضطراب و برانگیختگی هیجانی ← افزایش تنش عضلات کف لگن ← درد یا ترسیم دشوار رابطه ← اجتناب و تجربه ناخوشایند ← تقویت ترس و انتظار درد در تجربه بعدی← و نتیجه همه این‌ها؛ عقب کشیدن.

آری! مسئله فقط یک «انقباض عضلانی» نیست؛ بلکه می‌تواند به چرخه‌ای میان بدن و ذهن تبدیل شود. در همین نقطه، رفتار شریک عاطفی نیز اهمیت پیدا می‌کند.

ابراهیم (با بازی علی مرادی) در فیلم فقط یک همسر نیست؛ او بخشی از محیط روانی سارا است. واکنش شریک زندگی می‌تواند به امنیت یا ناامنی فرد اضافه کند. فشار، سرزنش و احساس گناه ممکن است چرخه اضطراب را تشدید کند؛ در مقابل، گفت‌وگو، صبوری، احترام به مرزهای فرد و ایجاد احساس امنیت می‌تواند زمینه‌ای مناسب‌تر برای درمان فراهم آورد.       این دقیقا همان کاری است که ابراهیم می‌کند؛ هرچند فیلم تصویری نسبتا آرمانی از مرد به‌دست می‌دهد (زیرا شوربختانه بسیاری از این روابط راهی جز جدایی ندارند!)، اما بهترین راه‌حل هم همین صبر توام با زکات دوست‌داشتن است که در ابراهیم تجلی می‌یابد؛ مرد مهربان نیازی نمی‌بیند تا مثل اخلاف اجتماعی‌اش، رفتاری با خشونت یا نظری آلوده به ماجرا کند، ابراهیم، سارا را دوست دارد و کمک می‌کند تا از این بحران عبور کند.

از منظر روانشناختی، رابطه سالم فقط جایی برای «حل مشکل» نیست؛ خود رابطه می‌تواند بخشی از فرآیند ترمیم باشد .یکی از نکات قابل تأمل فیلم نیز همین است: وقتی یک مسئله جنسی صرفاً به‌عنوان «وظیفه زناشویی» تلقی می‌شود، ممکن است تجربه روانی زن را نادیده بگیرد. اما اگر آن را بخشی از سلامت روان و سلامت رابطه بدانیم، آن‌وقت سوال‌ها تغییر می‌کنند. ابن‌جا دیگر نمی‌پرسیم:«چرا نمی‌تواند؟»        بلکه می‌پرسیم: «چه چیزی باعث شده بدن او احساس امنیت نکند؟» و این تغییر سوال، تغییری مهم در نگاه درمانی محسوب می‌شود می‌بینید!؟ فاصله ادراک خیلی فاصله‌ای نزدیک و ظریفی است، کافی است کمی واژه‌ها و متغییرها را جا‌به‌جا کنیم، آن‌وقت همین عدم ارتباط (مشکل اصلی)، به سمت کششی نو و ای‌بسا درمان و تمکین (رفع مشکل ارتباطی) پیش برود.

البته درمان چنین مسئله‌ای نیز با یک گفت‌وگو یا کشف ناگهانی یک خاطره به پایان نمی‌رسد. در دنیای واقعی، ارزیابی دقیق پزشکی و روانشناختی، آموزش، مداخلات روانشناختی، درمان زوجی و در صورت نیاز فیزیوتراپی تخصصی کف لگن، تجویزهای مختلف روانی و…، بسته به شرایط فرد می‌توانند در کنار هم قرار بگیرند.        چطور که در این‌جا هم به‌کارگیری اسب در پیشبرد درام نقش‌آفرین بوده و به فرآیند درمان زن، ضرباهنگ و ریتم و جلوه بخشیده داده است.

«حال خوب زن» فرصتی است برای صحبت کردن درباره موضوعی که بسیاری از زنان ممکن است سال‌ها در سکوت تجربه کنند؛ اما ارزش واقعی چنین آثاری زمانی بیشتر می‌شود که مخاطب پس از تماشای فیلم، از قضاوت کردن به سمت فهمیدن و ادراک سوق یابد.

از منظر روانشناختی شاید مهم‌ترین پیام فیلم این باشد:

بدن زنی که می‌ترسد، علیه او نیست؛ بدن او تلاش می‌کند از او محافظت کند؛ به جای جنگیدن با این بدن، زبان آن را بفهمیم. «حال خوب زن»، روایت رابطه جنسی نیست، بلکه بازگشت تدریجی انسانی‌است از ترس؛ از سکوت به بیان و از تجربه‌ای که سال‌ها در بدنش باقی مانده، به امکان دوباره ساختن رابطه‌ای امن‌تر با خودش و دیگری.

/انتهای پیام/

مقالات مرتبط

یک پاسخ بگذارید

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید

محبوب ترین