دوشنبه 20 مهر 1405
Tehran
scattered clouds
15.4 ° C
16 °
15.4 °
14 %
4.1kmh
40 %
شنبه
16 °
یکشنبه
14 °
دوشنبه
12 °
سه‌شنبه
10 °
چهارشنبه
12 °
spot_imgspot_img
خانهبرگزیده سردبیراقتصاد تردمیلی و صنعت پخش داروی ایران

اقتصاد تردمیلی و صنعت پخش داروی ایران

دکتر ابوذر پرهیزکاری: در اقتصاد ایران، بعضی صنایع نه با بحران ناگهانی، بلکه با فرسایش تدریجی از پا می‌افتند؛ صنایعی که هر روز بیشتر می‌فروشند، بیشتر جابه‌جا می‌کنند و بیشتر هزینه می‌دهند، اما در نهایت احساس می‌کنند به جای پیشرفت، فقط درجا زده‌اند. صنعت پخش دارو یکی از روشن‌ترین نمونه‌های این وضعیت است؛ حلقه‌ای حساس و حیاتی در زنجیره سلامت که باید همزمان پاسخ‌گوی نیاز بیماران، فشار تولیدکنندگان، تأخیر بیمه‌ها و نوسانات بی‌وقفه اقتصاد کلان باشد. در چنین فضایی، «اقتصاد تردمیلی» فقط یک تعبیر ادبی نیست، بلکه توصیفی دقیق از واقعیتی است که در آن بازیگران صنعت، مدام می‌دوند تا فقط از سقوط عقب‌تر بمانند.

صنعت پخش دارو در ایران در ظاهر با اعداد بزرگ، شبکه‌های گسترده و گردش مالی بالا شناخته می‌شود؛ اما پشت این تصویر، مسئله‌ای عمیق‌تر نهفته است: شکاف میان رشد اسمی و سود واقعی. تورم مزمن، قیمت‌گذاری دستوری، مطالبات انباشته از بیمارستان‌ها و داروخانه‌ها و فشارهای ناشی از نوسانات ارزی، ساختار مالی شرکت‌های پخش را به شدت تحت فشار قرار داده است. نتیجه آن است که این شرکت‌ها با وجود افزایش حجم عملیات، از نظر نقدینگی، سرمایه در گردش و توان توسعه، روزبه‌روز ضعیف­تر می‌شوند و بخشی مهم از انرژی خود را نه صرف نوآوری، بلکه صرف بقا می‌کنند.

بررسی نسبت میان اقتصاد تردمیلی و صنعت پخش دارو، در واقع مطالعه یک مسئله صرفاً صنفی نیست؛ بلکه تلاشی برای فهم یکی از گره‌های اصلی اقتصاد سلامت در ایران است. وقتی حلقه توزیع تضعیف شود، پیامد آن تنها در ترازنامه شرکت‌های پخش و سلامت­محور باقی نمی‌ماند، بلکه به سرعت در دسترسی بیماران به دارو، پایداری زنجیره تأمین و حتی اعتماد عمومی به نظام درمانی منعکس می‌شود. از این منظر، فهم چالش‌های این صنعت، مقدمه‌ای ضروری برای هر بحث جدی درباره آینده بازار دارو، اصلاح سیاست‌های حمایتی و بازطراحی سازوکارهای اقتصادی در حوزه سلامت است.

رؤیای سیزیف در میان شرکت­های پخش دارویی

تصویر کنید در قلب یک شهر بزرگ مانند تهران، در ساعات خروجی ترافیک، ناوگانی از کامیون‌های یخچال‌دار در حال حرکت هستند. در این کابین‌ها، مسئولانی نشسته‌اند که با دقت میلی‌متری، زنجیره حیات میلیون‌ها نفر را در سطح کشور مدیریت می‌کنند. آن‌ها داروهای حیاتی، از آنتی‌بیوتیک‌های نجات‌بخش تا داروهای شیمی‌درمانی گران‌قیمت را از انبارهای مرکزی شرکت­های پخش سراسری به سمت شعب استانی و در نهایت بیمارستان‌ها و داروخانه‌ها هدایت می‌کنند. اما در پشت این پرده‌ی پرجنب‌وجوش، حقیقتی تاریک نهفته است. مدیریت این شرکت‌های پخش، شبیه به اسطوره‌ی «سیزیف» است که سنگ بزرگی را تا بالای کوه می‌برد و در لحظه‌ی رسیدن، سنگ دوباره به پایین می‌غلتد. این‌ها بازیگران «اقتصاد تردمیلی» هستند؛ کسانی که با تمام توان می‌دوند، با سرعت افزایش فروش (به دلیل تورم) روبه‌رو هستند، اما در واقعیت، در همان نقطه‌ی شروع ایستاده‌اند. با بیان این مقدمه، در این رهگذر ما به کالبدشکافی این چرخه ناقص می‌پردازیم و به این سوال پاسخ می­دهیم که چرا در حالی که حجم معاملات دارو در ایران رو به افزایش است، سودآوری و ثبات صنعت پخش در حال فروپاشی است؟

آناتومی یک سقوط؛ صنعت پخش دارو و درجا زدن

واژه «اقتصاد تردمیلی» (Treadmill Economy) استعاره‌ای است از وضعیت یا حالتی که در آن رشد اسمی با رشد واقعی در تضاد است. در صنعت پخش دارو، ما با سه لایه‌ حساس و خطرناک روبرو هستیم که این تردمیل را با سرعت بیشتری می‌چرخاند:

لایه اول: پارادوکس تورم و نقدینگی

در یک اقتصاد تورمی مانند ایران، قیمت‌ها به طور مداوم بالا می‌روند. برای یک شرکت پخش دارویی، افزایش قیمت دارو از ۱۰ میلیون تومان به ۱۵ میلیون تومان در سال، لزوماً به معنای سود بیشتر نیست. اگر هزینه‌های لجستیک، حقوق کارکنان، هزینه‌های انبارداری و به‌ویژه هزینه فرصت پول (Opportunity Cost of Money) نیز با همان نرخ یا نرخ بیشتری رشد کنند، شرکت پخش در واقع در حال تولید ضرر در قالب فروش بیشتر است. این یعنی شرکت‌های پخش دارویی برای اینکه فقط «سرپا بمانند»، مجبورند با سرعت بیشتری بفروشند و سریع‌تر حرکت کنند.

لایه دوم: فرسایش حاشیه سود

در نظام سلامت کشور و زنجیره تأمین، شرکت‌های پخش دارویی معمولاً نقش واسطه را ایفا می‌کنند. در شرایط عادی، حاشیه سود این واسطه‌ها مشخص و پایدار است (بین 7 تا 12 درصد). اما در اقتصاد تردمیلی، این حاشیه توسط دو نیروی متضاد خرد می‌شود:

  • از بالا: سیاست‌های قیمت‌گذاری دستوری که اجازه نمی‌دهند قیمت توزیع با هزینه‌های واقعی همگام شود.
  • از پایین: فشار برای کاهش قیمت توسط مراکز درمانی و بیمه‌ها که به دنبال کاهش هزینه‌های خود هستند.

لایه سوم: تله‌­ی بدهی و فقرِ پرسرعت

در مدل اقتصادی حال حاضر کشور، شرکت‌های پخش دارویی به جای اینکه «پول‌ساز» باشند، به «مسیرهای عبور پول» تبدیل شده­اند. پول از تولیدکننده به پخش‌کننده می‌رسد و بلافاصله باید به بیمارستان یا داروخانه منتقل شود؛ در حالی که آن پول هرگز در حساب شرکت نمی‌ماند تا به عنوان ذخیره استراتژیک استفاده شود. این چرخش سریع اما سطحی، باعث می‌شود شرکت‌های پخش دارویی در یک وضعیت «فقرِ پرسرعت» قرار گیرند.

شتاب فروش، ابزاری برای بازگشت به نقطه صفر یا عقب‌گرد

برای درک بهتر پدیده «دویدن و نرسیدن» در صنعت پخش دارویی کشور، کافی است که به شاخص‌های کلان اقتصادی این حوزه نگاهی اجمالی کنیم. وقتی نرخ تورم سالانه از مرز 40 تا 70 درصد عبور می‌کند، ارزش زمانی پول به شدت سقوط می‌کند (بیش از 3 برابر). در چنین شرایطی اگر یک شرکت پخش، دارویی را با 60 روز اعتبار نیز به فروش رساند، در پایان آن 60 روز، قدرت خرید آن پول که از مشتری دریافت شده، به شدت کاهش یافته است. اینجاست که مفهوم «تردمیل» معنا پیدا می‌کند: «دویدن رو به جلو و به عقب هدایت شدن یا در نهایت ثابت ماندن و بازگشت به نقطه صفر». شرکت‌های پخش دارویی مجبورند برای جبران کاهش ارزش پول چند برابری نسبت به شرایط حال، حجم فروش خود را بالا ببرند. اما افزایش حجم فروش بدون افزایش قدرت تأمین و خرید، تنها منجر به افزایش هزینه‌های عملیاتی (Operational Costs) می‌شود. نتیجه اینکه شرکت‌های پخش دارویی بزرگ‌تر، با وجود گردش مالی (Turnover) چند تریلیونی، در گزارش‌های سالانه‌ خود با بحران نقدینگی مواجه می‌شوند و یا اینکه در بهترین حالت ممکن، سودهای ناچیزی را گزارش می­دهند.

کالبدشکافی بحران؛ نیم نگاهی به نقدینگی، قیمت‌گذاری و نوسانات ارزی

با استناد به نظر برخی اقتصاددانان، می­توان اذعان نمود که صنعت پخش داروی کشور در یک «چرخه بی‌پایان» گرفتار شده است؛ اما اکنون باید به درون موتورخانه این تردمیل نفوذ کنیم تا ببینیم دقیقاً چه قطعاتی در حال شکستن هستند. از این رو، در این بخش به بررسی سه عامل مرگبار می‌پردازیم که صنعت پخش دارو را از یک جریان اقتصادی به یک میدان جنگ و بقا تبدیل کرده­اند: بحران نقدینگی، سیاست‌های قیمتی و نوسانات ارزی.

الف) طلسم نقدینگی؛ وقتی «مطالبات معوق» قلب تپنده را از کار می‌اندازد

در سیستم توزیع، نقدینگی (Liquidity) مانند خون در رگ‌های بدن می­باشد. خون باید حرکت کند تا ارگان‌های مختلف بدن بتوانند کار کنند. این در حالی است که در صنعت پخش دارویی کشور، به دو دلیل عمده این خون در «سدِ مطالبات» متوقف شده است.

دلیل اول: شکاف زمانی

بزرگ­ترین چالش شرکت‌های پخش، ناترازی میان «زمان پرداخت به تولیدکننده» و «زمان دریافت از مشتری» است. تولیدکنندگان دارو (به دلیل نیاز به تأمین مواد اولیه ارزی) معمولاً به دنبال نقدینگی سریع هستند و مهلت‌های پرداخت کوتاهی دارند. در مقابل، بزرگ­ترین مشتریان شرکت‌های پخش یعنی بیمارستان‌های دولتی، مراکز دانشگاهی و سازمان‌های بیمه، با سیستم‌های پرداخت بسیار کند و گاهی با تأخیرهای چندماهه شناخته می‌شوند. این شکاف زمانی، شرکت‌های پخش را مجبور می‌کند که از منابع بانکی (عمدتاً تسهیلات با بهره بالا) استفاده کنند. اما در شرایط تورمی، هزینه وام گرفتن (Interest Rate) بسیار بالاتر از حاشیه سود توزیع است. این یعنی شرکت‌های پخش دارویی برای تأمین نقدینگی، در واقع «سود خود را به بانک می­بازند».

دلیل دوم: اثر دومینو در زنجیره تأمین

وقتی یک شرکت پخش دارویی بزرگ به دلیل عدم دریافت مطالبات از بیمارستان‌ها و داروخانه­ها، قادر به پرداخت پول به تولیدکننده نیست، تولیدکننده نیز در تأمین مواد اولیه دچار مشکل می‌شود. این یک «بحران سیستمیک» است؛ جایی که مشکل یک بخش (بیمه/ بیمارستان)، کل زنجیره (تولید/ پخش/ داروخانه) را با کمبود دارو مواجه می‌کند. در واقع، نقدینگی در لایه‌های پایین زنجیره (داروخانه­ها/ بیمه‌ها) گیر کرده و اجازه نمی‌دهد که جریان در لایه‌های بالاتر (تولید و پخش) جاری شود.

ب) تیغ دو لبه‌ قیمت‌گذاری دستوری؛ ناترازی در ترازوی اقتصاد دارویی

در اقتصاد کلاسیک، قیمت محصول بر اساس عرضه، تقاضا و هزینه‌های تمام‌شده تعیین می‌شود؛ اما در صنعت دارو، ما با «قیمت‌گذاری دستوری» (Command Pricing) مواجه هستیم. سازمان‌های ناظر تلاش می‌کنند با ثابت نگه داشتن قیمت دارو، دسترسی مردم به آن را تسهیل نمایند، اما این سیاست در محیط تورمی، نتیجه‌ای معکوس و مخرب با پیامدهای زیر دارد:

1- فرسایش هزینه‌های عملیاتی

هزینه‌های توزیع دارو شامل موارد زیر هستند:

  • انبارش، انرژی و سردخانه: نگهداری دارو در دمای کنترل‌شده­ی انبار هزینه‌های سنگینی دارد.
  • لجستیک و حمل‌ونقل: با افزایش قیمت سوخت و قطعات خودرو، هزینه توزیع جهشی می­شود.
  • دستمزد و مدیریت: تورم باعث افزایش هزینه‌های نیروی انسانی می­گردد.

وقتی سازمان‌های نظارتی قیمت نهایی دارو را ثابت نگه می‌دارند، در واقع این هزینه‌های رو به رشد را به دوش «شرکت‌های پخش» می‌اندازند. شرکت­های پخش دارویی درواقع در حال «بخشیدن قسمتی از ارزش خود به مصرف‌کننده» هستند تا قیمت دارو بالا نرود. این یعنی در هر بار فروش، بخشی از سرمایه شرکت­های پخش از بین می‌رود.

2- پدیده «کمبودهای مقطعی»

وقتی قیمت تعیین‌شده کمتر از «هزینه واقعی توزیع + حاشیه سود حداقلی» باشد، شرکت‌های پخش دارویی از نظر اقتصادی انگیزه‌ای برای توزیع محصولات دارویی ندارند. این موضوع منجر به پدیده جالبی در اقتصاد دارو می‌شود: «کمبود مصنوعی». دارو در انبار موجود است، اما چون توزیع آن از نظر اقتصادی زیان‌ده است، از چرخه توزیع خارج می‌شود. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که «اقتصاد تردمیلی» در کشور به یک «بحران سلامت عمومی» تبدیل می‌شود.

ج) سایه سنگین ارز؛ از تخصیص قطره‌چکانی تا بحران مواد اولیه

اگر نقدینگی خون در رگه­های صنعت پخش است، «ارز» اکسیژن این صنعت را تأمین می­کند. با وجود اینکه کشور عزیزمان ایران خود تولیدکننده قادری در محصولات دارویی است، اما بخشی بزرگ از مواد موثره دارویی (API) وارداتی هستند. از این رو، شرکت‌های پخش دارویی همواره با خطر «ریسک نرخ ارز» روبه‌رو می‌شوند. حتی اگر این شرکت­ها مستقیماً واردکننده نباشند، نوسان ارزی باعث می‌شود تولیدکننده­ها قیمت‌ها را بالا ببرند تا بتوانند مواد اولیه خود را بخرند. شرکت­های پخش در این میان، گیرنده شوک‌های قیمتی هستند. آن­ها باید با قیمت دیروز بخرند و با قیمت فردا بفروشند، اما نقدینگی‌شان در میانه‌ی راه، گرفتار مطالبات معوقه می­شود.

افزون بر مورد فوق، تغییر در نظام‌ ارزی کشور و دشواری در دسترسی به ارز ترجیحی، باعث شده که حتی تولیدکنندگان بزرگ نیز در تأمین مواد اولیه دچار مشکل شوند. این یعنی شرکت‌های پخش نه تنها با «قیمت‌های بالا»، بلکه با «موجودی‌های ناپایدار» نیز روبه‌رو هستند. در این وضعیت، برنامه‌ریزی برای زنجیره تبدیل به یک بازی با احتمالات می‌شود، نه یک علم دقیق، قابل رصد و قابل پیش­بینی.

مهندسیِ خروج؛ عبور از «شتاب معکوس» به سوی «پایداری هوشمند»

تا اینجا کالبدشکافی نشان داد که چگونه صنعت پخش دارو در کشور به «پارادوکس شتاب‌زده» دچار شده است؛ وضعیتی که در آن، دویدنِ بی‌امان تنها راهی برای جلوگیری از سقوط به دره عقب‌گرد است. اکنون پرسش بنیادی این است: چگونه می‌توان از این «اقتصاد تردمیلی» پیاده شد؟ پاسخ گذار از «سنت‌های لجستیکیِ فرسوده» به سمت یک «اکوسیستمِ داده‌محور و مالی‌ساز» مطابق با رویکردهای ارائه شده زیر است.

الف) تحول دیجیتال؛ از انبارداری تا «زنجیره تأمینِ پیش‌بین»

در ساختار فعلی، بسیاری از شرکت‌های پخش، «کور» عمل می‌کنند. آن‌ها نمی‌دانند تقاضای واقعی در کدام منطقه جغرافیایی در حال نوسان است و چقدر سرمایه در داروهای کم‌گردش (Slow-moving) انبارها رسوب کرده است.

  • هوشمندی در لجستیک: پیاده‌سازی سیستم‌های مدیریت انبار (WMS) و توزیع مبتنی بر هوش مصنوعی (AI-Based Distribution) می‌تواند هزینه‌های عملیاتی را تا 30 درصد کاهش دهد. لجستیک هوشمند به معنای کاهش «پیمایش‌های بیهوده» و بهینه‌سازی مسیرهاست که در فضای تورمی، مستقیماً به حاشیه سود شرکت­های پخش تزریق می‌شود.
  • پیش‌بینی تقاضا: دیجیتال‌سازی به شرکت‌ها این امکان را می‌دهد که به جای «انبار کردنِ کورکورانه»، به «توزیع دقیق» روی بیاورند. وقتی داده‌ها به جای حدس‌ و گمان، فرمان می‌دهند، ضایعات زنجیره تأمین کاهش یافته و نقدینگیِ حبس‌شده آزاد می‌شود.

ب) فین‌تک در دارو؛ تزریقِ «نقدینگیِ هوشمند» به رگ‌های صنعت

مشکل اصلی ما در صنعت پخش دارو «زمان‌بندی» پرداخت‌هاست. برای باز کردن این گره کور، باید از ابزارهای مالی مدرن در راستای «سیال‌سازی مطالبات» استفاده کرد:

  • فاکتورینگِ دیجیتال (Digital Factoring): شرکت‌های پخش می‌توانند مطالبات خود از مراکز درمانی و مشتریان خود را در پلتفرم‌های فین‌تک (Fintech) به نقدینگی تبدیل کنند. در این مدل، یک نهاد مالی با کسرِ درصدی اندک، نقدینگی را سریعاً به چرخه پخش باز می‌گرداند. این یعنی پایان انتظارِ طاقت‌فرسا برای وصول چک‌های بیمارستانی و مشتریان بدحساب.
  • قراردادهای هوشمند (Smart Contracts): با استفاده از تکنولوژی بلاک‌چین، می‌توان قراردادهایی طراحی کرد که به محض تأیید تحویل دارو در مقصد، فرآیند تسویه مالی به صورت خودکار آغاز شود. این شفافیت، اعتماد را به زنجیره بازمی‌گرداند و در میان مدت تا بلندمدت «هزینه مبادله» را به شدت کاهش می‌دهد.

نتیجه‌گیری استراتژیک؛ گذار از «بقا» به «توسعه»

اقتصاد تردمیلی، سرنوشتِ محتومِ صنعت پخش دارویی کشور نیست؛ بلکه پیامدِ «مدیریتِ سنتی در یک اقتصادِ مدرنِ متلاطم» است. برای خروج از این وضعیت، دو جبهه باید به صورت همزمان باز شوند و پیش روند:

جبهه اول- در سطح مدیران صنعت: شرکت‌های پخش دارویی باید از «جعبه ‌جابه‌جا کن» به «مدیران داده و مالی» تبدیل شوند. تکنولوژی، دیگر یک هزینه نیست؛ بلکه تنها اهرمی است که می‌تواند حاشیه سودِ کم این صنعت را در برابر تورمِ سنگین، محافظت کند.

جبهه دوم- در سطح سیاست‌گذاران: قیمت‌گذاری دستوری باید به سمت «قیمت‌گذاری انعطاف‌پذیر» حرکت کند. مادامی که قیمت دارو به صورت دستوری پایین نگه داشته می‌شود، «نظام توزیع» تنها یک انتخاب دارد: یا کیفیت را فدا کند، یا در دام اقتصاد تردمیلی گرفتار شود.

به طور کلی، دویدن به معنای عقب‌گرد، تا زمانی ادامه می‌یابد که ما در حال «تکرار روش‌های دیروز» باشیم. صنعت پخش دارو برای نجاتِ خود، نیازمند یک «گذارِ پارادایمی» است. آینده متعلق به بازیگرانی است که می‌دانند چگونه با کمک داده‌ها، «سرعت» را به «دقت» و «حرکت» را به «ثروت» تبدیل نمایند. زمانِ آن رسیده است که تردمیل صنعت پخش دارویی کشور متوقف گردد و با گام‌های هوشمندانه مدیران و سیاست­گذاران این حوزه، در مسیرِ توسعه و «رشدِ رو به جلو» قدم برداشته شود.

/انتهای پیام/

مقالات مرتبط

یک پاسخ بگذارید

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید

محبوب ترین