آسیبپذیری زنجیره تأمین دارویی در برابر تنشهای ژئوپلیتیکی خاورمیانه/
دکتر یاسمن راهی: در نظام سلامت معاصر، مسیر تولید تا مصرف دارو فرآیندی خطی و ساده نیست، بلکه حاصل عملکرد یک زنجیره تأمین پیچیده، چندلایه و بهشدت جهانیشده است. هر قرص، آمپول یا ویال دارویی نتیجه تعامل هماهنگ میان تولیدکنندگان مواد اولیه شیمیایی، صنایع پتروشیمی، کارخانههای داروسازی، شبکههای حملونقل بینالمللی و زیرساختهای مالی است. این زنجیره بهمثابه یک سیستم بههمپیوسته عمل میکند؛ بهگونهای که اختلال در هر یک از اجزای آن میتواند پیامدهایی فراتر از مرزهای جغرافیایی و حتی قارهای به همراه داشته باشد.
در این میان، خاورمیانه جایگاهی راهبردی در زنجیره تأمین جهانی ایفا میکند. این منطقه نهتنها یکی از اصلیترین کانونهای تأمین انرژی جهان به شمار میرود، بلکه در قلب مسیرهای کلیدی تجارت دریایی نیز قرار دارد. تنگه هرمز بهعنوان یکی از حساسترین گلوگاههای حملونقل جهانی، نقشی تعیینکننده در انتقال نفت، فرآوردههای پتروشیمی، مواد شیمیایی و کالاهای صنعتی دارد. بخشی قابل توجه از مواد اولیه و واسطهای مورد استفاده در صنایع داروسازی -چه بهصورت مستقیم و چه غیرمستقیم- به ثبات و امنیت این مسیر وابسته است.
افزایش تنشها و درگیریهای ژئوپلیتیکی در این منطقه، پیامدهایی فراتر از نوسانات بازار انرژی به دنبال دارد. ناامنی دریایی، افزایش ریسک حملونقل، رشد هزینههای بیمه کشتیها و تغییر مسیرهای تجاری، همگی موجب افزایش هزینه و زمان انتقال مواد اولیه، تجهیزات و محصولات دارویی میشوند. این اختلالات، بهویژه در شرایطی که صنعت داروسازی جهانی به مدلهای «تولید بهموقع» و حداقلسازی موجودی انبار متکی است، میتواند به کاهش عرضه، تأخیر در تولید و در نهایت افزایش قیمت دارو در بازارهای داخلی و بینالمللی منجر شود.
از این منظر، بررسی تأثیر تنشهای منطقهای خاورمیانه و نااطمینانیهای پیرامون تنگه هرمز بر زنجیره تأمین مواد اولیه و تجهیزات داروسازی، صرفاً یک تحلیل اقتصادی یا تجاری نیست؛ بلکه موضوعی استراتژیک در حوزه “امنیت سلامت جهانی” محسوب میشود. پیامدهای چنین اختلالاتی مستقیماً بر دسترسی بیماران به دارو، پایداری نظامهای درمانی و توان دولتها در پاسخگویی به نیازهای سلامت عمومی اثر میگذارد. در جهانی که زنجیرههای تأمین بیش از هر زمانی دیگر درهمتنیدهاند، پایداری صنعت داروسازی بهطرزی فزاینده به مدیریت ریسکهای ژئوپلیتیکی وابسته شده است.
در ادامه این چارچوب، میتوان نشان داد که تنشهای ژئوپلیتیکی در خاورمیانه و تهدیدهای احتمالی پیرامون تنگه هرمز، از چند سازوکار اصلی بر صنعت دارو اثر میگذارند. نخست، شوک هزینهای در مواد مؤثره دارویی و نهادههای شیمیایی است. تولید بسیاری از مواد اولیه دارویی به ترکیبات شیمیایی وابسته است که منشأ آنها به زنجیرههای نفت، گاز و پتروشیمی بازمیگردد. بنابراین، هرگونه بیثباتی در بازار انرژی میتواند هزینه تولید مواد پایه را افزایش دهد و این افزایش هزینه در نهایت به کل زنجیره دارویی منتقل شود.
دوم، بحران لجستیک و رشد هزینههای حملونقل و بیمه است. هنگامی که ناامنی در مسیرهای دریایی افزایش مییابد، شرکتهای حملونقل با افزایش نرخ بیمه، تغییر مسیر کشتیها و طولانیتر شدن زمان تحویل مواجه میشوند. در صنعت دارو که وابستگی بالایی به زمانبندی دقیق، شرایط نگهداری استاندارد و استمرار جریان مواد اولیه دارد، چنین اختلالی تنها یک مسئله حملونقلی نیست، بلکه مستقیماً به اختلال در تولید، کمبود در انبارها و افزایش قیمت برای مصرفکننده منجر میشود.
سوم، آسیبپذیری مدل تولید بهموقع است. بخشی مهم از صنعت داروسازی جهان با تکیه بر حداقل موجودی انبار و ورود بهموقع مواد اولیه فعالیت میکند. این مدل اگرچه در شرایط عادی از نظر اقتصادی کارآمد است، اما در مواجهه با بحرانهای ژئوپلیتیکی بسیار شکننده میشود. حتی یک وقفه کوتاه در ورود مواد مؤثره، مواد بستهبندی، تجهیزات جانبی یا قطعات یدکی خطوط تولید میتواند باعث توقف یا کاهش ظرفیت تولید شود و بازار را با کمبودهای ناگهانی مواجه سازد.
بررسی این مسئله در دو بستر متفاوت، یعنی ایران و ایالات متحده آمریکا، نشان میدهد که اگرچه اثر نهایی بحران ممکن است در هر دو کشور به شکل افزایش هزینه و اختلال در دسترسی به دارو ظاهر شود، اما منشأ و مکانیسم فشار در آنها یکسان نیست.
در ایران، مسئله اصلی بیش از آنکه صرفاً به لجستیک جهانی مربوط باشد، به محدودیتهای ارزی، دشواریهای نقلوانتقال مالی و فشار بر تأمین نقدینگی شرکتهای دارویی بازمیگردد. از آنجا که بخشی از مواد اولیه، مواد جانبی و تجهیزات تخصصی داروسازی از خارج تأمین میشود، هرگونه تشدید نااطمینانی منطقهای میتواند هزینه واردات را بالا ببرد و زمان تأمین را طولانیتر کند.
در چنین شرایطی، شرکتهای دارویی نهتنها با مشکل افزایش قیمت خرید مواجه میشوند، بلکه برای تأمین ارز، پرداخت به تأمینکنندگان خارجی و نگهداری ذخایر ایمن نیز با محدودیت روبهرو هستند. نتیجه این فرآیند میتواند به شکل کاهش موجودی برخی اقلام حیاتی، تأخیر در تولید داروهای خاص و افزایش فشار تورمی در بازار داخلی بروز پیدا کند.
در مقابل، در ایالات متحده آمریکا، بحران بیشتر ماهیتی ساختاری و شبکهای دارد. این کشور با وجود برخورداری از ظرفیتهای پیشرفته در تولید دارو، در تأمین بخشی از مواد اولیه و مواد مؤثره دارویی به زنجیرههای جهانی وابسته است. تمرکز جغرافیایی تولید این نهادهها در تعداد محدودی از کشورها و مناطق، موجب شده است که هر اختلال ژئوپلیتیکی در مسیرهای حملونقل جهانی، آثار خود را بر بازار دارویی آمریکا نیز بر جای بگذارد. از سوی دیگر، در بازار رقابتی داروهای ژنریک، حاشیه سود بسیاری از تولیدکنندگان پایین است؛ بنابراین افزایش هزینه حملونقل، انرژی، بستهبندی و بیمه میتواند تولید برخی اقلام را از نظر اقتصادی غیربهصرفه کند. در چنین وضعیتی، کاهش یا توقف تولید توسط شرکتها، به کمبودهای دورهای برخی داروهای حیاتی منجر میشود؛ کمبودهایی که حتی در اقتصادهای بزرگ نیز بهسادگی قابل جبران نیست.
در مجموع، آنچه از این تحلیل برمیآید این است که تنشهای خاورمیانه و نااطمینانی در گذرگاههای راهبردی مانند تنگه هرمز، تنها یک مسئله منطقهای یا انرژیمحور نیست، بلکه بخشی از معادله بزرگتر امنیت دارویی و تابآوری نظام سلامت جهانی است. این وضعیت برای کشورهایی با ساختارهای اقتصادی متفاوت، پیامی واحد دارد: اتکای بیش از اندازه به زنجیرههای تأمین فشرده، متمرکز و کمانعطاف، میتواند در شرایط بحران به اختلال جدی در دسترسی به دارو منجر شود.
از این رو، تقویت تابآوری دارویی باید به یکی از اولویتهای اصلی سیاستگذاری سلامت و صنعت تبدیل شود. اقداماتی مانند ایجاد ذخایر راهبردی از مواد اولیه، تنوعبخشی به منابع واردات، توسعه تولید داخلی مواد مؤثره و اقلام کلیدی، تقویت زیرساختهای مالی و ارزی برای واردات دارویی، و همچنین بازنگری در الگوهای انبارداری و توزیع، میتواند ظرفیت کشورها را برای مقابله با شوکهای ژئوپلیتیکی افزایش دهد.
در نهایت، تجربه بحرانهای منطقهای نشان میدهد که در جهان امروز، امنیت دارویی نهفقط یک مسئله صنعتی یا تجاری، بلکه یکی از ارکان بنیادین امنیت ملی و سلامت عمومی است.
/انتهای پیام/

