شرکت ورتکس/
* دکتر حبیبالله افشنگ:
پرده اول: مردی که از بهشت داروسازی فرار کرد
سال ۱۹۸۹ بود. جاشوا بوگر، یک شیمیدان ۳۵ ساله با ۱۷ پتنت ثبتشده، در یکی از بهترین جایگاههای ممکن روی کره زمین نشسته بود و زندگی میکرد. او مدیر ارشد بخش شیمی پایه در شرکت مرک بود. مرک در آن زمان، مثل یک امپراتوری دیده میشد؛ هرکس آنجا کار میکرد، انگار در هالیوود است و دارد “بنهور” را میسازد؛ به قول امروزیها؛ همه چیز اوورت بود. بودجهی تحقیقاتی سالانهاش دهها میلیارد دلار؛ و بوگر ناقلا قرار بود وارثِ آن تاج و تخت شود.
اما بهقول معروف افتاد مشکلها…! این مردِ عجیب، یک روز صبح از خواب بیدار شد و با خودش گفت: نه حال نمیکنم! اینجا خیلی خشک و رسمیاست. من میخواهم کاری کنم که دنیا بگوید وووو…! پس بیدرنگ استعفا داد.
همکارانش فکر میکردند که یارو جنزده شده. روسایش میگفتند؛ جاشوا! تو دیوانهای!؟ مادرش هم لابد صدایش کرده بود و با دلسوزیهای مادرانه گفته بود: «پسرم، چرا شغل طلاییات را ول میکنی؟» اما بوگر گوشاش به حرف هیچکس بدهکار نبود و نشد؛ دیوانه از آب رد شد!
او با ۱۰۰۰ دلار سرمایهی اولیه (که بعداً به ۱۰ میلیون دلار افزایش یافت) شروع کرد و ۱۳ نفر از بهترین دانشمندانِ مرک را هم با اعتقاددات خودش همرا کرد؛ و یک شرکت جدید زد؛ ورتکس.
هدف بوگر، چیزی نبود جز انقلاب در شیوهی طراحی دارو. در آن زمان، همه شرکتها مثل یک آشپزخانهی شلوغ عمل میکردند: هزاران مادهی شیمیایی را هم میزدند و قاطی میکردند، تا اللهبختکی یک چیزی درست شود، تست میکردند، ۹۹۹ بار شکست میخوردند و ایبسا یک بار هم موفق میشدند.
بوگر گفته بود: “این روشِ آدمهای تنبل است. ما باید هوشمندانه طراحی کنیم، نه تصادفی.”
او میخواست دارو را مثل یک معمار، آجر به آجر، بر اساس ساختار سهبعدی پروتئینها طراحی کند. در آن زمان، این ایده آنقدر جسورانه بود که بعضیها به بوگر لقب «رویاپردازِ دیوانه» داده بودند. بوگر هم خندیده بود و ادامه میداد، چون میدانست که تاریخ، همیشه به نفع دیوانههای باهوش رقم خواهد خورد.
پرده دوم: سوختن در راه یک رویا (و پول نقد شدن)
مشکلِ بزرگِ بوگر این بود که در سال اول، شرکتش هیچ درآمدی نداشت؛ صفر صفر صفر! هیچ دارویی به بازار نفرستاده بود، هیچ مجوزی نگرفته بود، فقط یک مشت دانشمند عصبانی که هر روز پشت میکروسکوپ خم میشدند و دلارهای سرمایهگذاران را آب میکردند بود و دیگر هیچ! تباه مطلق!
یک روز، یک خبرنگار به نام بری ورث آمد و سه سال را در شرکت ورتکس زندگی کرد. او با تک تک کارمندان مصاحبه کرد، حتی لحظههای پرتنش را که نزدیک بود شرکت ورشکست شود ثبت کرد. نتیجه اینکه، بعدها یک کتاب نوشت که به یکی از کتابهای کلاسیک پرفروش در صنعت داروسازی تبدیل شد: مولوکول ده میلیارد دلاری.
جالب اینجاست که بوگر، برخلاف بیشتر مدیرانِ ترسو، به خبرنگار اجازه داد هر چیزی را که میبیند بنویسد، حتی شکستها و مشاجرههای داخلی. او میگفت: «اگر نتوانیم درستش کنیم، لااقل تاریخاش را برای آیندگان ثبت میکنیم.
دمت واقعا گرم جناب بوگر. الان مدیران دارویی، اهل رسانه را که میبینند، فرار را برقرار ترجیح میدهند!
البته واقعاً هم نزدیک بود تاریخ ثبت نشود، چون در سالهای اولیه، ورتکس تقریباً هر ماه یک بحران مالی جدید داشت. اما بوگر هرگز تسلیم نمیشد. شاید به خاطر همین بود که سرمایهگذاران، بارها و بارها چکهای سفید امضا کردند تا شرکت را زنده نگه دارند.
پرده سوم: بیست سال زحمت، یک بیماری نادر و یک پادشاهی
یک روز ورتکس تصمیم گرفت روی یک بیماری نادر به نام فیبروز کیستیک تمرکز کند. این یک بیماری ژنتیکیِ وحشتناک بود که در آن، مخاطِ چسبناک و غلیظی ریهها و دستگاه گوارش را میپوشاند و بیماران را خفه میکرد. به زبانِ سادهتر: این بیماری، یک بازارِ کوچک برای یک داروی گرانقیمت بود و هنوز هم هست. اکثر شرکتهای بزرگ هم از آن فرار میکردند؛ چون میگفتند «دردسرش بیشتر از سودش است». اما ورتکس، مثل یک بازیکن پوکرِ حرفهای، دل به دریا زد و تمام سرمایهاش را روی همین یک کارت گذاشت.
سالها گذشت. ورتکس آزمایش کرد و شکست خورد، دوباره ساختو سهباره شکست خورد. تا اینکه در سال ۲۰۱۲، اولین داروی فیبروز کیستیک به بازار آمد. این دارو یک انقلاب بود؛ برای اولین بار، بیماران میتوانستند نفسهایی عمیق بکشند بدون اینکه احساس کنند در شنهای روان گیر کردهاند.
ورتکس متوقف نشد. بهمرور، نسلهای جدیدتر و قویتر از داروهایش را عرضه کرد:
در 2015Orkambi
در 2018 و شاهکارشان:Trikafta ۹۰
در 2019، Symdeko
که نود درصد از بیماران فیبروز کیستیک را پوشش داد و حتی به نوزادانِ یک ماهه نیز تجویز شد.
Alyftrek هم در سال ۲۰۲۴، بهعنوان پنجمین داروی فیبروز کیستیک در آمریکا تأیید شد و ورتکس را تبدیل به سلطان بلامنازعِ درمان فیبروز کیستیک کرد.
امروزه، اگر شما یک بیمار فیبروز کیستیک در آمریکا باشید، با احتمال ۹۵٪ داروی ورتکس را مصرف میکنید. یعنی ورتکس، تقریباً کل بازار را در انحصار خود دارد.
حالا بیایید آمار را به زبانِ ساده بگوییم
از سال ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵، درآمد سالانهی ورتکس به ترتیب برابر بوده با ۹۸٫۷ میلیارد دلار، ۱۱۰٫۲ میلیارد دلار و ۱۲۰ میلیارد دلار. یعنی رشد ۱۱ درصدی در سال ۲۰۲۴ و ۹ درصدی در سال ۲۰۲۵. سود خالص در سال ۲۰۲۵ به ۳۹٫۵ میلیارد دلار رسیده و حاشیهی سود ناخالص، بالای ۸۵ درصد است. برای مقایسه، بسیاری از شرکتهای خودروسازی با حاشیهی سود ۱۰ درصد هم خوشحال میشوند!
همچنین، ورتکس در سال ۲۰۲۵ بیش از ۱۲۳ میلیارد دلار پول نقد و اوراق بهادار در حساب داشته است. یعنی آنقدر پول دارد که میتواند چند کشور کوچک را بخرد!
پرده چهارم: سه پایهای که غول را سرپا نگه میدارد
ورتکس امروز، مثل یک سفرهی سهپایه است و هر پایهاش یک استراتژیِ جدی دارد.
پایهی اول: سلطنت بر فیبروز کیستیک
ورتکس همچنان از فروش داروهای فیبروز کیستیک پول درمیآورد و با محصول جدیدش، سبدِ درمانیاش را متنوعتر کرده است:
Alyftrek.
پایهی دوم: ورود به دنیای ژندرمانی
در سال ۲۰۲۳، ورتکس با همکاری شرکت
CRISPR Therapeutics
اولین داروی ژندرمانیِ مبتنی بر فناوری کریسپر را برای درمان دو بیماری خونیِ نادر به بازار فرستاد. این دارو در دسامبر ۲۰۲۳ در آمریکا و بریتانیا تأیید شد و در سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵، بهتدریج در سایر نقاط جهان گسترش یافت:
Casgevy
پایهی سوم: مبارزه با بحران اپیوئیدها با داروی جدیدِ ضدّدرد
در ژانویهٔ ۲۰۲۵، ورتکس دارویی را برای درمان دردهای حادِ متوسط تا شدید، بدون وابستگی به اپیوئیدها، به بازار فرستاد:
JOURNAVX
این دارو میتواند تحولی بزرگ در درمان درد باشد، چون همهی ما میدانیم که اعتیاد به مسکنهای اپیوئیدی، چه بلایی بر سر جوامع غربی آورده است.
علاوه بر اینها، ورتکس در سالهای ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۶، دو خرید بزرگ انجام داده است:
Alpine Immune Sciences
در سال ۲۰۲۴، شرکت را به قیمت ۴٫۹ میلیارد دلار خرید تا وارد حوزهی بیماریهای کلیوی شود.
Crinetics Pharmaceuticals
را هم در ژوئیهٔ ۲۰۲۶، یعنی همین ماههای اخیر به قیمت ۱۰ میلیارد دلار خرید که بزرگترین خرید تاریخ ورتکس محسوب میشود.
پردهی آخر: از یک ساختمان کوچک تا رتبهی ۲۲ جهان
امروز، ورتکس در رتبهی بیستودومین شرکت بزرگ داروسازی جهان قرار دارد. این رتبهبندی بر اساس فروش داروهای تجویزی در سال مالی ۲۰۲۴ انجام شده است.
برای اینکه بزرگیاش را بهتر درک کنید، بیایید چند نام بزرگ را کنارش بگذاریم.
رتبهی اول: جانسوناندجانسون با فروش ۵۵۷ میلیارد دلار
رتبهی دوم: اَبوی با ۵۴۴ میلیارد دلار
رتبهی سوم: مرک (آمریکا) با ۵۴۳ میلیارد دلار
رتبهی چهارم: روش با ۵۲۴ میلیارد دلار
رتبهی پنجم: فایزر با ۵۱۹ میلیارد دلار
و ورتکس با ۱۱۰ میلیارد دلار، در جایگاه ۲۲ قرار گرفته است.
برای یک شرکت که ۳۶ سال پیش با ۱۰۰۰ دلار و ۱۳ نفر شروع کرد، این یک معجزهی علمی و اقتصادی است.
-
سخن آخر: به قلم یک تکنسین ساده و یک مدیر ارشد
اگر شما یک تکنسین کارخانهی داروسازی هستید که هر روز لباسهای استریل میپوشید و پشت دستگاههای بزرگ میایستید، داستان ورتکس به شما میگوید: «این صنعت، ارزشمندترین چیزی که دارد، انسانهایی مثل شما هستند. هر قرصی که از خط تولید شما خارج میشود، دارد یک زندگی را نجات میدهد. ورتکس با همین قرصها از صفر به اوج رسید.
و اگر شما یک مدیرعامل، محقق یا سیاستگذار دارویی هستید، داستان ورتکس به شما میگوید: جسارت کرده و روی علومِ بنیادی سرمایهگذاری کنید. به متخصصانِ جوانِ خود اعتماد کنید. ممکن است سالها طول بکشد، اما نتیجه، یک امپراتوریِ پایدار خواهد بود که هیچ بحرانی نمیتواند آن را بلرزاند.
ورتکس، از دل یک رویای به ظاهر غیرممکن، به یک الگوی جهانی تبدیل شده است؛ الگویی که هم دانشمندانِ جوان را به تلاش ترغیب میکند و هم مدیرانِ ارشد را به فکرِ سرمایهگذاریِ هوشمندانه؛ و شاید مهمتر از همه، به بیماران نشان میدهد که حتی نادرترین بیماریها هم میتوانند پاسخِ یک مولکولِ خوب را پیدا کنند؛ مولکولی که یک روز، در یک آزمایشگاهِ کوچک، توسط چند آدمِ «دیوانه» طراحی شد.
/انتهای پیام/

