گفتوگوی نشریه سندیکای تولیدکنندگان مواد دارویی، شیمیایی و بستهبندی دارویی با رضا درستکار، سردبیر مجله تخصصی دارویی (فنسالاران)/
مقدمه: سالهاست که رسانهها یک منبع مهم برای انتقال پیامهای سلامت به مردم بودهاند. اما به نظر میرسد در دنیای امروز و در گستره وسیع بازار پیامرسانی، جایگاه خطیر رسانههای سلامت بسیار متفاوتتر و پررنگتر شده است.
“سلامت” اولویت اول زندگی است، تولید دارو و مصرف دارو نیز مانند خیلی از موضوعات حیاتی و اولویتدار در حوزه سلامت، نیاز به فرهنگسازی، آگاهیبخشی و بعضا “هشداردهی” به تمام اقشار جامعه دارد، این تمامی اقشار، فقط مردم عادی نیستند، بلکه مسئولین امر، تصمیمگیران و سیاستگذاران را نیز شامل میشود.
1-آقای درستکار شما بهعنوان یک فرد متخصص و رسانهای که سالها در این حوزه فعالیت دارید نظرات و تجربیات خود را در خصوص نقش و وظیفه رسانههای سلامت بفرمایید
ما هر روزی را که پشت سر میگذاریم بیشتر از قبل متوجه اثربخشی رسانهها میشویم و الان دیگر بر هیچکس پوشیده نیست که رسانهها چگونه میتوانند جریانهای فکری را راهبری کنند و در خدمت مصالح عمومی باشند. بزرگان این عرصه که میگویند الان ما در دوران فوران و آتشفشان اطلاعات و دادهها زندگی میکنیم. چرا!؟ خب ببینید که با همین گوشیهای تلفن در دستمان (موبایل) بهعینه به نظریه “دهکده جهانی”، جامعیت عمل پوشیدهایم. ما در همین فنسالاران، فیدبکهایی از همه جا میگیریم که گاهی خودمان هم تعجب میکنیم که چطوری همه چیز فالو و رصد میشود! آن نظریه همین را میگفت؛ انگار همه جهان، یک دهکده کوچک شده است!
قطعا رسانهها نقشی تعیینکننده داشتهاند و دارند.
در خصوص آگاهیدهندگی به مردم هم که رسانههای تخصصی دارویی با تمرکز بر اطلاعرسانیهای دقیق، بیشترین نقش را در شناختدادن داشتهاند.
اصلا برای نخستین بار است که در این سطح آنهم از درون دارو و صنعت، خبرهایی به مردم ارائه میشود و تمرکز بر دادههای نو، راهی ویژه برای صنعت هم نشان داده است.
لمس کردن موضوع، بخش دیگر این انتفاع است. رسانهها با درج مشکلات صنعت، به مدیران و بخش تصمیمساز هم بسیار یاری داده، و یاور مسئولان در بازتابدهندگی کمبودها بودهاند تا در دریافت و تخصیص منابع، دست پیش را بگیرند.
یکی از مدیران سازمان غذاودارو به خود من گفت؛ که با تصویر تعدادی از خبرهای ما به مجلس رفته و توانسته با دریافت منابعی، گشایشی را در صنعت رقم بزند.
2- امروزه نقش سواد رسانهای، چقدر مهم شده!؟
جوابش یک کلمه است؛ خیلی.
سواد رسانهای هم عینا مصداقی از موضوع قبل است. سرعت انتقال، آنچنان بالا رفته که اگر شما به کدگذاریها واقف نباشید و اصطلاحا سواد رسانهای را جدی نگرفته باشید، از روندهای دنیای امروز عقب میمانید و اقبالی بسیار کم در دنیای امروز خواهید داشت.
شما همین حالا اثرات “موج نو”ی رسانهای نسل جوان و آگاه – و البته دانا به سواد رسانهای- را در همه حوزهها دارید میبینید از جمله در “صنعت دارو”. زمان حضور تازهواردها شاید کوتاه بوده باشد، اما بنگرید که چگونه و با چه سرعتی جایگاهشان را دارند تثبیت میکنند. نکته مهم زایندگی در درون -و سرعت- است، شما هرچه بیشتر پیش میروید، تسلطی بیشتر را هم میبینید.
3-بهنظرتان در حال حاضر اصلا میتوان شبکههای اجتماعی را کنترل کرد!؟
این جوابش بیشتر از یک کلمه نیست؛ نه.
و البته! کلمه کنترل، اینجا دقیقا به عکس خود بدل میشود! کنترل بیکنترل! کنترل با ذات قالبناپذیر فعلی، خوانایی ندارد. یک روزی یکی از این موسسات برگزارکننده نمایشگاه میخواستند رسانهها را کنترل کنند -حالا با دادن دستمزدی بیشتر!- اما الان اصطلاحا در گوشه رینگ هستند! و اقتدار پوشالیشان، از دست رفته است!
هر وقت بحث کنترل پیش میآید -که با ذات شفافساز رسانه در تضاد است- فوری ظن فساد قوت میگیرد، و طالب کنترل، باید عقب بنشیند. برخی از دستگاههای نظارتی هم سر خود و بدون استعلام از بالا، کاسه داغتر از آش میشوند! آنها هم اقبالی نداشته و ندارند. الان دیگر محدودسازی رسانهای جواب نمیدهد.
4- رسانه چطوری به دورهای اینچنین هیجانی و طوفانی رسید!؟
خب همه میدانند که پدیده اصلی این روزگار در کنار انقلاب دیجیتال، سوشال مدیا است. شبکههای اجتماعی، قدرتمندانه ظهور کردهاند و از تمامی مراحل سخت و طاقتفرسای کاغذ و زینک و چاپ و توزیع گذشتهاند؛ انگار دقیقا بیخ گوشمان هستند. چون دیگر مثل سابق، لازم نیست منتظر روزنامه فردا صبح بمانید، همین الان صدای دینگ موبایلتان بلند شد و شما -در لحظه- تازهترین خبر روز را دریافت کردید. سابقا میگفتند با روزنامههای امروز، فردا صبح شیشهها را پاک میکنند (کنایهای بود که به کهنهشدن فوری موضوعات میزدند)؛ امروزه کیوسکهای مطبوعات، ناچار شدهاند که شکلات و آبمعدنی عرضه کنند تا اموراتشان بگذرد! چرا!؟ چون دیگر کسی برای خرید روزنامه به کیوسکها مراجعه نمیکند، همه چیز در حال تغییر و رشد است، و دنیا به سمت الکترونیکی شدن پیش رفته، بانکها، دفاتر هواپیمایی، رسانههای مکتوب و…؛ شبکههای اجتماعی که کولاک کردهاند، در واقع امروز مهلت کهنهشدن خبر، لحظهای و آنیشده است!
5-در حوزه سلامت چطور؟
در حوزه سلامت این شبکهها سهمشان بسیار زیاد است، البته خطاها و عوارضی هم دارند؛ اما هنوز در حوزه سلامت و دارو، آنچنان که باید و شاید تعداد رسانهها بالا نرفتهاست، اما آن بخش ناکارآمد یا رسانههای سودجو هم رشدی قارچگونه پیدا کردهاند!
6-یعنی در حوزه سلامت رسانهها ضعیف عمل کردهاند یا رسانه قدرتمند نداریم!؟
ببینید! در حوزه سلامت اگر بگوئیم تا کنون هیچ کاری نشده، گزافه نگفتهایم. من سالها بهعنوان نویسنده و منتقد سینما فعالیت کردهام. وقتی مقایسه میکنم میبینم صنعت سینما با گردش یک تا دو همتی، ده، دوازده تا مجله و نشریه و روزنامه تخصصی دارد، همه خبرگزاریها، واحد فرهنگی و هنری و سینمایی ویژه دارند، برنامههای متعدد در وزارت فرهنگ و سایر نهادها برای آن گرفته میشود و افراد در این حوزه دیده و شناخته میشوند و…
حالا بیایید به صنعت دارو نگاه کنیم! با گردش اقتصادی قریب به 200 همتی -200 برابر سینما-، فعالیتی برایش صورت نپذیرفته و کمتر خبرگزاریای هست که بخواهد به موضوع آن بپردازد و کمتر کسانی پیدا میشوند که به آیکون سلامت و بعد هم دارو در خبرگزاریها مراجعه کنند! مردم که کلا چیز زیادی از چهرههای دارویی و حتی نام وزیران مرتبط را هم نمیدانند! عملا چیز زیادی این وسط نیست، اگر نگوئیم هیچ!
7-خب چرا در حوزه دارو وضعیت اینچنین است!؟
راستش! موضوع خیلی روشن است؛ دارو در لفافه کالای استراتژیک، موضوعی کاملا پنهان نگهداشته شده است! از روزهای قدیم شکلگیری و حیات آن، شکننده بوده و بعد هم که صاحب تشخص و جایگاهی شده، نخواستهاند که موضوع اصطلاحا باز شود. یک بخش آن بهخاطر حضور همیشگی دولت و نقشآفرینی آن در دارو بوده است، یک بخش دیگرش هم برمیگردد به خواست کسانی که نمیخواستهاند سودهای کلان درون آن، و مناسبات ظریف آن، آشکار شود و به ساختارهای شبهمافیایی، احتمالا لطمهای وارد شود! برای همین، کمتر به سمت رسانه رفتهاند، و اغلب هم تعدادی آدم مشخص -و انگشتشمار- را بولد کردهاند! حوزهای بوده که زمینش برای رشد رسانه، خیلی سفت و سخت بوده است!
8-البته در سالهای اخیر وضعیت خیلی بهتر شده چون چندین رسانه خوب ظهور کردهاند.
بله البته. هرچند همین رسانهها هم عمرشان به زور به 10 سال میرسد، اما خیلی خوب کار کردهاند. اینها علاوه بر سدشکنیها (به لطف سوشالمدیا)، ادبیات چغر و سخت دارو را هم تغییر دادهاند (ادبیات دارو واقعا غیرقابل انتقال بود!) البته چند عامل دیگر هم بوده، مثلا داستان پاندمی -کرونا-، بسیار به روانسازی و توسعه اخبار سلامت و شناخت دارویی کمک کرد. مردم هم خیلی به سمت این موضوع میل کردند، بنابراین رسانهها هم محملی بهتر برای رشد یافتند و امروز میتوان ادعا کرد که دارو -نسبت به قبل- به حوزهای بسیار فراگیرتر بدل شده است. علاقمندی مردم هم به دانش دارویی ارتقا یافته است.
9-امروزه در فضای مجازی میبینیم که کانالهای سودجو و تبلیغاتی در حوزه سلامت، دارو، مکملها و… بسیار زیادند و رشدی قارچگونه داشتهاند. مردم چگونه باید رسانه معتبر را از غیر معتبر تشخیص بدهند؟
رسانههای معتبر سر و شکل و قالب -و تداوم و استمرار- مشخص دارند و ادبیاتشان کاملا با سایر رسانهها متفاوت است. بله، چندین و چند کانال را خودم دیدهام که تبلیغ دارو میکنند و ادعاهایی گزاف دارند، خود این ادعاهای عجیب نشانه نامعتبر بودن است. فکرش را بکنید که برای رفع کچلی بیش از 1000 کانال و صفحه وجود دارد که به آیه و قسم متوسل میشوند که کالا و شامپوی ما، رشد موی سر شما را جنگلی میکند! چه تشخیصی بالاتر از این وجود دارد که جنگلیشدن، اساسا جزو ماموریتهای رفع ریزش مو نیست!؟
10-برگردیم به مجله تخصصی فنسالاران. آیا جامعه هدف شما در فنسالاران فقط داروست؟!؟
ما چندین گروه را اصطلاحا در تارگت داریم. دو وزارتخانه تعاون، کار و رفاه اجتماعی؛ و بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، سازمان تامین اجتماعی؛ و سازمان غذاودارو و زیرمجموعههای آن؛ شرکتهای دارویی (دولتی و خصوصی) و مردم، کلا جامعه در دسترس ما هستند. میدانیم که بسیاری از اشخاص و افراد در این نهادها، به کانالها و صفحات ما مراجعه میکنند و…؛ البته برای رسیدن به این جایگاه نسبی واقعا زحمت کشیدهایم. مقبولیت امری نیست که بهسادگی بتوان به آن دست یافت. با یک خطای کوچک هم کلا از بین میرود.
11-بهعنوان یک پیشکسوت رسانه، درباره نگاه شخص خودتان به فنسالاران هم میخواستم بدانم.
اولا نگاه من تنها، به صنعت طبعا و قطعا در فنسالاران حاکم نیست. فنسالاران رسانهایاست که در جستوجوی نقطه جوش و شفافیت است. نقطه جوش هم حضور اشخاص مختلف و غالبا جوانسال در فنسالاران، همان عشقی است که به این موضوع -دارو و صنعت (بهعنوان وجه خلاقانه و پیشرونده و رهاینده انسانی) دارند و ما کوشیدهایم که فرصت را -حتیالامکان- برای طیفی بیشتر از افراد و اشخاص سرشناس دارو مهیا سازیم و تا جایی که میتوانیم به این حوزه شفافیت ببخشیم.
داعیهای هم در مبارزه با فساد نداریم، چون زورش را نداریم! اما به سرخودهای الکی در برخی از جاها، که مانیفست کلیشان حذف رسانه است هم رو نمیدهیم. لطمهای که سرخودها به صنعت، و منابع و مصالح ملی کشور میزنند زیاد است و آنرا هم باید کم کرد.
12-این یک بحث مفصل است!
بله و بهتر است بگذریم! ما بهعنوان یک پلتفرم رسانهای چند شاخهای، یعنی همهی ما نویسندگان فنسالاران، حامی صنعت ملی دارو هستیم و همیشه از منظر اثباتی به موضوعات صنعت نگاه میکنیم و برایش قلم میزنیم. خودم هم بهعنوان یک فعال رسانه در این حوزه، صنعت داروی کشورمان را صنعتی ارزشمند میدانم که میتواند به فراتر از جغرافیای حال حاضر خدماترسانی کند و از شکل نحیف فعلی، درآمده و به قامتی رعنا تجلی یابد.
خب! من چندین سال از نزدیک در زنجیره دارو بودهام، تاریخاش را مرور کردهام، با تعدادی از بزرگانش گفتوگو کردهام، سیر و تطور آنرا میدانم و هدف هم کاملا روشن و مشخص است؛ رشد و ارتقای داروی کشور بعلاوه ایجاد دیوار شیشهای. البته این وسط، مشکلاتی را هم وجدان میکنم، بهعینه میبینم که تعارض منافع در آن وجود دارد، بهشخصه میبینم که چند نفری در آن دوست میدارند در قالب و کسوت مافیا شناخته شوند، و باز هم حس میکنم که از دست دادن برخی منافع چطوری برای عدهای اندک، دردآور است! با همه اینها چون آدمی تقدیرگرا هستم، میدانم که حضور ما در این وادی بیدلیل نبوده و امیدوارم که حضرت باری هم عنایت کند که هرگز از جاده راست و درست منحرف نشوم و نشویم!
13-دوستان میگویند شما در فنسالاران خیلی جدی عمل کردهاید.
دوستان لطف دارند و ممنونم! موضوع اما، رضایت خودتان از خودتان است؛ اینکه من با تصویر خودم زندگی میکنم و اگر خدایی ناکرده دچار لغزشی شوم، مثلا کاری کنم که سود شخصی من، احصا شود ولی دیگران متضرر شوند؛ آنوقت قطعا ویران میشوم و دیگر هرگز نمیتوانم با آن تصویر کنار بیایم.
راستش! این دقیقا موضوعی است که من دوست داشتم هم در روزنامهنگاری خودم، هم در سینما و حالا هم در صنعت دارو، همهجا، جا بیاندازم. شرمنده! کسانی زدند و بردند و خوردند، سلمنا؛ این انگار یک مسابقه تمامنشدنی در این روزگار است! باشد! آنوقت با تصویر خودشان چه میکنند!؟ این یک سوال مهم است.
-آقای درستکار، صحبتهایتان خیلی نکتهدار و تاملبرانگیز است، با توجه به ظرفیت موضوع و با توجه به سابقه و اشراف شما به هر دو حوزه رسانه و دارو، این گفتوگو میتواند ادامهدار باشد… تا شمارههای بعد.
/انتهای پیام/

