جهان و دارو در ۲۰۲۵/
(بخش پایانی)
دکتر حبیبالله افشنگ: سال ۲۰۲۵، صنعت داروسازی نهتنها یک رکن اقتصادی و علمی بود، بلکه بخشی از ساختار قدرت جهانی و فرهنگی بشری بهحساب میآمد. پیشرفتهای فناورانه در حوزههای ژنتیک، هوش مصنوعی و داروهای شخصیسازیشده، چهرهی درمان و سلامت را دگرگون ساختند. اما این دگرگونی با پرسشهای بنیادین اخلاقی و اجتماعی نیز همراه بود؛ پرسشهایی که از عدالت در دسترسی به دارو تا تأثیر رسانهها بر افکار عمومی و رقابت ژئوپلیتیک میان قدرتهای دارویی جهان را در بر میگیرد.
صنعت داروسازی در سال ۲۰۲۵ در چهار میدان عمده درگیر بود: اخلاق، جامعه، قدرت و رسانه، و تعامل میان این میدانها.
- چالشهای اخلاقی و اجتماعی داروسازی در سال ۲۰۲۵
در عصر پساکرونا، صنعت داروسازی با بحران اعتماد عمومی مواجه شد؛ بحرانی که در سال ۲۰۲۵ هم ادامه داشت. اینک مردم دیگر تنها مصرفکنندهی دارو نیستند، بلکه بهواسطهی دسترسی گسترده به دادهها و شبکههای اجتماعی، به تحلیلگر و منتقد سیاستهای دارویی هم بدل شدهاند. مهمترین چالش اخلاقی، مسئلهی دسترسی ناعادلانه به داروهای نوآورانه است. داروهای ژنی و درمانهای مبتنی بر سلول بنیادی، اغلب هزینههایی بسیار بالا دارند که تنها اقشار ثروتمند یا کشورهای توسعهیافته توان پرداخت آن را دارند. این شکاف درمانی، بحث عدالت در سلامت را به یکی از دغدغههای محوری سیاستگذاری جهانی تبدیل کرده است.
از سوی دیگر، تمرکز بیش از حد بر سود تجاری موجب شده بسیاری از شرکتها اقدامات اخلاقی را نادیده بگیرند و اولویت را به تولید داروهای پرفروش (برای بیماریهای شایع در جهان صنعتی) بدهند، در حالی که بیماریهای مناطق کمدرآمد مانند آفریقا و جنوب آسیا مغفول ماندهاند. بهعلاوه، بهرهگیری گسترده از هوش مصنوعی در پیشبینی اثر داروها و تحلیل دادههای بیماران، خود چالشی جدید برای حریم خصوصی ایجاد کرده است. آیا دادههای سلامت افراد بهدرستی محافظت میشوند؟ آیا الگوریتمها بدون سوگیری عمل میکنند؟ این پرسشهای اخلاقی در سال ۲۰۲۵ به موضوع روز و محور قوانین بینالمللی تبدیل شدند. صنعت داروسازی بیش از هر زمانی دیگر باید میان نوآوری علمی و مسئولیت انسانی تعادل برقرار کند؛ چرا که بیاعتمادی عمومی میتواند نهتنها اعتبار بلکه ثبات اقتصادی این صنعت را تهدید کند.
- داروسازی و بازی قدرت جهانی
داروسازی در دهه ۲۰۲۰ از مرز اقتصاد عبور کرده و به یکی از ابزارهای ژئوپلیتیک قدرت جهانی تبدیل شده است. انحصار در تولید واکسنها و داروهای حیاتی برای بیماریهای نوظهور، به دولتها اجازه میدهد نفوذ سیاسی خود را گسترش دهند. در سال ۲۰۲۵، سه قطب اصلی در عرصه داروسازی جهانی – ایالات متحده، اتحادیه اروپا و شرق آسیا (بهویژه چین و ژاپن) – درگیر رقابتی شدید برای تسلط بر فناوریهای زیستدارویی بودند. این رقابت فراتر از منافع اقتصادی رفت؛ زیرا تولید و مالکیت دانش دارویی بهنوعی “سرمایه قدرت نرم” محسوب میشود.
در بحرانهای جهانی سلامت، مانند شیوع بیماریهای ژنتیکی یا همهگیریهای منطقهای، کشورهایی که توانایی تولید داروهای اختصاصی دارند میتوانند سیاستهای خود را بر دیگران تحمیل کنند. دارو به ابزار دیپلماسی تبدیل شده است؛ از “دیپلماسی واکسن” گرفته تا “دیپلماسی ژندرمانی”. حتی سازمانهای بینالمللی همچون WHO گاه زیر فشار منافع ملی قدرتهای بزرگ برای تأیید یا تاخیر در انتشار نتایج داروهای خاص قرار میگیرند. در چنین فضایی، عدالت جهانی سلامت به یک آرمان، نه واقعیت، تبدیل شده است.
همزمان، شرکتهای چندملیتی دارویی، نفوذی فراتر از دولتها یافتهاند؛ آنها بودجههای تحقیقاتی مستقل، متحدان سیاسی و شبکههای رسانهای اختصاصی دارند. این شرکتها میتوانند با کنترل زنجیره تأمین مواد اولیه، قیمت جهانی داروها را تعیین کرده و حتی بر سیاستهای بهداشتی کشورها اثر بگذارند. در نتیجه، داروسازی در سال ۲۰۲۵ نهفقط صنعتی علمی، بلکه میدانی از بازی قدرت و منافع راهبردی جهانی است که تعیین میکند چه کسی سالم میماند، چه کسی درمان میشود و چه کسی از چرخه سلامت جهانی حذف خواهد شد.
- دارو و رسانه؛ افکار عمومی زیر تأثیر شبکهها
رسانهها در سال ۲۰۲۵ قدرتی برابر با خود صنعت داروسازی یافتند، شاید حتی بیشتر.
با ظهور رسانههای اجتماعی مبتنی بر ویدئوهای کوتاه، پلتفرمهای خبری هوشمحور و رباتهای اطلاعرسانی، افکار عمومی درباره داروها در عرض چند ساعت شکل میگیرد. اما این سرعت، هم فرصت است و هم تهدید. در این سال اخبار نادرست، تئوریهای توطئه و کمپینهای ضدواکسن همچنان در گردش بودند. مردم بیش از آنکه به دادههای علمی معتبر اعتماد کنند، تحت تأثیر احساسات و روایتهای ویدئویی قرار داشتند. این پدیده باعث شده تصمیمات فردی و اجتماعی درباره سلامت، بیش از پیش از فضای مجازی نشأت بگیرد.
رسانهها از یک سو ابزار شفافیت هستند؛ آنها میتوانند فساد دارویی، قیمتگذاریهای غیرمنصفانه یا تضاد منافع شرکتها را افشا کنند. اما از سوی دیگر، بهراحتی میتوانند به مسیر انتشار اطلاعات جهتدار و سودجویانه بدل شوند. بسیاری از کمپینهای خبری درباره داروهای جدید توسط لابیهای دارویی پشتیبانی میشوند که هدفشان تأثیرگذاری روانی بر بازار سرمایه است. حتی نحوه گزارش نتایج آزمایشهای بالینی در رسانهها میتواند بر قیمت سهام شرکتها تأثیر بگذارد. در نتیجه، رابطه داروسازی و رسانه دیگر صرفاً ارتباط اطلاعرسانی نیست، بلکه به اتحاد استراتژیک میان قدرت اقتصادی و تأثیر اجتماعی تبدیل شده است.
برای مقابله ایجاد تعادل در این وضعیت، انجمنهای روزنامهنگاری سلامت در سال ۲۰۲۵ تلاش کردند معیارهای اخلاقی جدیدی برای اطلاعرسانی علمی وضع کنند: صحت دادهها، شفافیت منابع مالی، و تمایز میان تبلیغ و گزارش علمی. اما در جهانی که الگوریتمهای اجتماعی تصمیم میگیرند کدام محتوا دیده شود، حفظ صداقت خبری خود نبردی دشوار است. افکار عمومی زیر تاثیر شبکهها بهسرعت دگرگون میشود؛ اعتماد، هزینهای سنگین دارد، و سلامت عمومی تبدیل به بازاری از روایتها و منافع میشود.
- داروسازی و بازی قدرت جهانی (جمعبندی و لایههای پنهان)
اگرچه اصطلاح “بازی قدرت جهانی” در داروسازی اغلب به رقابت میان دولتها اشاره دارد، اما لایههای پنهانتری نیز در آن نهفته است که ساختار اجتماعی جهان را تغییر میدهد. یکی از این لایهها، وابستگی کشورهای کمترتوسعهیافته به زنجیرهی تأمین داروهای کشورهای بزرگ است. این وابستگی، نوعی استعمار نوین علمی ایجاد کرده که نه از طریق ارتش، بلکه با مولکول و مجوز تولید دارو اعمال میشود. کشورهایی که قادر به تولید مستقل داروهای حیاتی نیستند، در سیاستهای سلامت خود تابع اراده دیگران میشوند.
از سوی دیگر، شرکتهای فناوری بزرگ – مانند غولهای هوش مصنوعی و تحلیل داده – در کنار شرکتهای دارویی در حال شکلدهی ائتلافهای جهانی سلامت دیجیتال هستند. این ائتلافها به ظاهر دانشمحورند، اما عملاً قدرت جهانی را از دولتها به بخش خصوصی منتقل میکنند. کنترل دادههای پزشکی میلیاردها انسان به معنای کنترل آیندهی درمانها و تصمیمات سلامت است؛ و بدین ترتیب قدرت علمی به قدرت سیاسی تبدیل میشود.
با این همه، امید همچنان وجود داشته و دارد. ظهور رسانههای مستقل، انجمنهای دانشمحور و جنبشهای اخلاق علمی میتواند در برابر سوءاستفاده از قدرت مقاومت کند. اگر جهان بتواند مرز میان منافع اقتصادی و حق انسانی سلامت را به رسمیت بشناسد، صنعت داروسازی میتواند به جای میدان رقابت، بستر همکاری جهانی برای نجات جان انسانها باشد.
سال ۲۰۲۵ را باید سرآغاز عصری جدید در صنعت داروسازی دانست که در آن اخلاق، علم و شفافیت رسانهای؛ سه ستون اصلی سلامت جهانی را تشکیل میدادند؛ البته اگر جهان تصمیم بگیرد قدرت را نه در انحصار، بلکه در مسئولیت تعریف کند.
/انتهای پیام/

