تارا رضوانی: اختلال وسواس فکری/ عملی (Obsessive compulsive disorder) یکی از اختلالات سلامت روان است که با حضور افکار مزاحم، ناخواسته و تکرارشونده و رفتارهای اجباری برای کاهش اضطراب شناخته میشود. این افکار و رفتارها، اگر شدت پیدا کنند، میتوانند عملکرد فرد، روابط اجتماعی و کیفیت زندگی را بهطرزی قابلتوجه مختل کنند.
در اختلال وسواس فکری/ عملی، ذهن بارها و بارها فرد را درگیر نگرانیهایی مانند آلودگی، شک و تردید افراطی، نیاز به نظم و تقارن یا افکار ناخوشایند میکند. رفتارهای وسواسی مانند شستوشوی مکرر، چک کردن، نظمدهی افراطی یا مرور ذهنی افکار، تلاشی برای کاهش اضطراب هستند؛ تلاشی که معمولاً فقط بهطور موقت مؤثر است و در بلندمدت چرخهٔ وسواس را تقویت میکند.
علل و عوامل
اختلال وسواس فکری/ عملی یک اختلال چندعاملی است و نتیجهٔ تعامل عوامل مختلف بهشمار میآید:
- عوامل عصبی و زیستی: پژوهشها نشان میدهند اختلال در برخی مدارهای مغزی و تغییر در عملکرد انتقالدهندههای عصبی، بهویژه سروتونین، بااختلال وسواس فکری/ عملی مرتبط است.
- عوامل ژنتیکی: سابقهٔ خانوادگی نشان میدهد که استعداد بیولوژیک برای اختلال وسواس فکری/ عملی میتواند از طریق ژنها منتقل شود.
- عوامل روانشناختی: حساسیت بالا به اضطراب، سبکهای فکری کمالگرایانه و نیاز شدید به کنترل، احتمال بروز وسواس را افزایش میدهند.
- عوامل محیطی و اجتماعی: استرسهای مزمن، تجربههای آسیبزا و فشارهای روانی میتوانند شروع یا تشدید علائم را تسهیل کنند.
تأثیر اختلال وسواس فکری/ عملی بر سایر اختلالات روانی
اغلب بهتنهایی بروز نمیکند و میتواند با اختلالات دیگری همراه باشد. افراد مبتلا معمولاً سطوحی بالاتر از اضطراب و افسردگی را تجربه میکنند. وجود وسواس میتواند شدت این اختلالات را افزایش دهد و روند درمان را پیچیدهتر کند، به همین دلیل تشخیص و مداخلهٔ زودهنگام اهمیت زیادی دارد.
تأثیر اختلال وسواس فکری/ عملی بر زندگی فردی و روابط اجتماعی
پژوهشها نشان دادهاند که در افراد مبتلا، توانایی درک هیجانات دیگران و ابعاد همدلی ممکن است کاهش یابد، و این مسئله میتواند روابط بینفردی آنها را تحت تأثیر منفی قرار دهد.
همچنین شواهد نشان میدهد که کودکان از طریق یادگیری مشاهدهای واکنشهای هیجانی و شیوههای مدیریت اضطراب را از والدین میآموزند، که این فرآیند در خانوادههایی که یکی از والدین دارای اضطراب یا وسواس است میتواند الگوهای اضطرابی قویتری در کودکان شکل دهد.
ارتباط بین سوگ و تشدید علائم
سوگ و از دست دادن عزیزان از جمله رویدادهای پراسترس زندگی هستند که میتوانند سطح اضطراب فرد را بهطوری معنادار افزایش دهند. افزایش اضطراب در دوران سوگواری میتواند باعث تشدید یا عود علائم وسواسی شود، زیرا اضطراب شدیدتر زمینهٔ بروز افکار مزاحم و تلاش برای کاهش اضطراب از طریق رفتارهای وسواسی را فراهم میکند.
علاوه بر این، سوگ ممکن است فرآیند سوگواری سالم را با درگیریهای وسواسی مختل کند، بهویژه زمانی که افکار مرتبط با گناه یا کنترل مجدد موقعیتی ذهن فرد را گرفتار چرخهٔ فکری/ عملی کند.
نقش متخصص سلامت روان
متخصص سلامت روان با تشخیص دقیق و ارائه درمانهای اثربخش، مانند رواندرمانی و در صورت نیاز دارودرمانی، میتواند شدت علائم را کاهش دهد و روند درمان را هدایت کند. مداخله حرفهای باعث میشود فرد چرخهٔ وسواس را بشکند، اضطراب را مدیریت کند و کیفیت زندگی بهبود یابد.
/انتهای پیام/

