یکی از شگفتیهای دوران جنگ، خاموشی روابطعمومیهای شرکتها بود!
در شرایط بحرانی و بهویژه دوران جنگ، آنچه یک سازمان یا شرکت را فلج میکند، گاه نه گلولهها و قطع ارتباطات، بلکه فرار منابع انسانی، افزایش اضطراب عمومی، افت بهرهوری و حضور نداشتن کارکنان بهدلیل ترس، شایعه یا بیاطمینانی است.
در واقع، این اثرات روانی و رفتاری، میتوانند از خسارات مستقیم جنگ خطرناکتر باشند. بنابراین، حفظ روحیه جمعی، ایجاد اطمینان، جلوگیری از ریزش نیروی انسانی و تثبیت عملکرد سازمانی، ضرورتی استراتژیک برای بقا و اثربخشی در دوران جنگ بهشمار میرود.
در این میان، بخشی از مسئولیت حفظ پایداری روانی و انگیزشی کارکنان بر دوش روابطعمومیها است و بخشی دیگر نیز در اختیار مدیران ارشد سازمان قرار دارد. تنها با یک همکاری منسجم، مبتنی بر برنامهریزی ارتباطی دقیق، میتوان افکار عمومی داخل سازمان را آرام؛ و تداوم فعالیتها را تضمین کرد.
در این زمان روابطعمومیها باید بیشترین ارتباط را با رسانههای جمعی برقرار کنند، که خیلیهاشان نمره قبولی نگرفتند!
/انتهای پیام/