شنبه 8 شهریور 1404
Tehran
clear sky
24 ° C
24 °
24 °
46 %
3.1kmh
0 %
شنبه
33 °
یکشنبه
33 °
دوشنبه
34 °
سه‌شنبه
32 °
چهارشنبه
33 °
spot_imgspot_img
خانهبرگزیده سردبیراختلالات خلقی در کودکان

اختلالات خلقی در کودکان

انواع علل، نشانه‌ها و راهکارهای درمانی/

دکتر فیروزه کدخدابیگی: اختلالات خلقی (Mood Disorders) دسته‌ای از اختلالات روانشناختی هستند که به‌طور مستقیم بر حالات هیجانی و عاطفی فرد اثر می‌گذارند. این اختلالات موجب می‌شوند فرد برای مدتی قابل توجه دچار حالات غیرعادی خلقی مانند افسردگی شدید، غم پایدار، تحریک‌پذیری یا نوسانات خلقی افراطی شود. هرچند معمولاً این اختلالات بیشتر با بزرگسالان مرتبط دانسته می‌شوند، اما واقعیت این است که کودکان نیز می‌توانند از سنین پایین به آنها مبتلا شوند.

در گذشته، باور عمومی بر این بود که کودکان از لحاظ روانی به دلیل رشد نیافتن کامل مغز و شخصیت‌شان، درگیر اختلالات خلقی نمی‌شوند یا این حالات در آنها موقتی و بی‌اهمیت هستند. اما تحقیقات روانشناسی در سال‌های اخیر نشان داده‌اند که این تصور نادرست است؛ اختلالات خلقی در دوران کودکی نه‌تنها وجود دارند بلکه می‌توانند به‌شدت نگران‌کننده و ناتوان‌کننده باشند.

اگر این اختلالات به‌موقع تشخیص داده نشوند و مورد درمان و حمایت قرار نگیرند، ممکن است اثرات بلندمدت و جدی بر رشد هیجانی، شناختی و اجتماعی کودک بگذارند. این اثرات شامل افت عزت نفس، اختلال در برقراری روابط سالم، مشکل در یادگیری و در موارد شدیدتر، گرایش به افکار خودآزاری یا حتی خودکشی در نوجوانی و بزرگسالی است.

در واقع، کودکان مبتلا به اختلالات خلقی بدون حمایت مناسب، نه‌‌تنها در حال حاضر رنج می‌برند، بلکه در معرض خطر مشکلات روانی پیچیده‌تری در آینده نیز قرار دارند. از این رو، شناخت، آگاهی، و مداخله به‌موقع؛ کلید اصلی برای کمک به این کودکان و جلوگیری از زنجیره‌ای از پیامدهای منفی است.

انواع اختلالات خلقی در کودکان

1ـ افسردگی اساسی  (Major Depressive Disorder – MDD)

افسردگی اساسی یکی از شایع‌ترین و جدی‌ترین اختلالات خلقی در کودکان است. برخلاف تصور رایج که افسردگی را حالتی ویژه‌ی بزرگسالان می‌داند، این اختلال ممکن است در سنین پایین نیز بروز کند. کودک افسرده الزاماً گریه نمی‌کند یا غمگین به‌نظر نمی‌رسد؛ بلکه ممکن است بی‌تفاوت، گوشه‌گیر، زودرنج یا حتی پرخاشگر شود.

مهم‌ترین نشانه‌های افسردگی اساسی در کودکان عبارتند از:

● خلق افسرده یا تحریک‌پذیر به‌طور مداوم (بیش از دو هفته)

● کاهش شدید علاقه یا لذت نسبت به فعالیت‌های قبلاً لذت‌بخش (مثل بازی، مدرسه، ورزش)

● احساس گناه، بی‌ارزشی یا بی‌کفایتی که ممکن است در کلام کودک یا نقاشی‌ها و بازی‌های او دیده شود.

● تغییر در خواب (بی‌خوابی یا پرخوابی) و اختلال در اشتها (کاهش یا افزایش)

● خستگی و کمبود انرژی، کاهش تمرکز، افت تحصیلی

● افکار مرگ، صحبت درباره نبودن، یا تمایل به آسیب رساندن به خود (که باید به‌فوریت پیگیری شود)

این نشانه‌ها باید با توجه به شدت، تداوم و میزان اختلال در عملکرد روزمره کودک ارزیابی شوند، چراکه بسیاری از این رفتارها ممکن است به‌طور گذرا در کودکی ظاهر شوند.

2ـ اختلال دوقطبی (Bipolar Disorder)

اختلال دوقطبی در کودکان (که با عنوان “اختلال خلقی دوقطبی زودرس” نیز شناخته می‌شود) با نوسانات شدید بین دو قطب خلقی مشخص می‌شود:

شیدایی (مانیا) یا نیمه‌شیدایی (هیپومانیا) و افسردگی شدید                                                                        درفاز شیدایی یا مانیا، کودک ممکن است:

● به شکل غیرعادی پرانرژی و هیجان‌زده باشد.

● خواب کمی نیاز داشته باشد (مثلاً فقط چند ساعت بخوابد ولی همچنان فعال بماند)

● بسیار پرحرف یا تند صحبت کند.

● دچار افکار بزرگ‌منشانه یا توهم‌گونه شود: «من از همه باهوش‌ترم، می‌تونم پرواز کنم»

● رفتارهای تکانشی، پرریسک یا ناهنجار داشته باشد (مثل فرار از خانه، خرج‌های بی‌مورد، برقراری ارتباط‌های خطرناک)

در فاز افسردگی، همان نشانه‌های افسردگی اساسی مشاهده می‌شود: بی‌حوصلگی، افت عملکرد، خستگی، گوشه‌گیری و…   ویژگی مهم اختلال دوقطبی در کودکان، شدت بالا و تغییرات سریع خلق است که می‌تواند حتی در یک روز چند بار اتفاق بیفتد (نوسانات خلقی سریع ـ Rapid Cycling)                                                                             تشخیص این اختلال در کودکان پیچیده است و نیاز به ارزیابی تخصصی چندوجهی دارد، چراکه برخی نشانه‌ها ممکن است با اختلال بیش‌فعالی/ نقص توجه (ADHD) یا اختلالات رفتاری اشتباه گرفته شود.

اختلال خلقی مخرب با بی‌ثباتی هیجانی (Disruptive Mood Dysregulation Disorder – DMDD)

این اختلال، نسبتاً جدید و خاص دوران کودکی و نوجوانی است و در DSM-5 برای کمک به تشخیص صحیح کودکانی معرفی شده که رفتارهایی شبیه اختلال دوقطبی نشان می‌دهند، اما در واقع دچار نوسانات خلقی مزمن هستند، نه دوره‌های شیدایی. ویژگی‌های اصلی DMDD عبارتند از:

● طغیان‌های عصبی شدید، مکرر و غیرمتناسب با موقعیت (مثلاً گریه، فریاد، پرتاب اشیاء، حمله فیزیکی) دست‌کم سه بار در هفته

  • خلق تحریک‌پذیر و زودرنج دائمی در طول روز، تقریباً در همه‌ی موقعیت‌ها (خانه، مدرسه، مهمانی) و شروع علائم پیش از سن 10 سالگی، سن تشخیص بین 6 تا 18 سال و علائم حداقل به مدت 12 ماه مداوم ادامه دارند. کودکان مبتلا به DMDD غالباً دچار مشکلات جدی در روابط خانوادگی، دوستی‌ها، و عملکرد تحصیلی هستند. برخلاف اختلال دوقطبی، این کودکان وارد دوره‌های شیدایی نمی‌شوند، بلکه دچار خشم مزمن و خلق ناپایدار هستند.

علل اختلالات خلقی در کودکان

اختلالات خلقی در کودکان معمولاً نتیجه‌ی تأثیر متقابل عوامل زیستی، روانی و محیطی هستند. هیچ عامل واحدی به‌تنهایی مسئول بروز این اختلالات نیست، بلکه ترکیب آسیب‌پذیری‌های درونی کودک با تنش‌های بیرونی می‌تواند به بروز یا تشدید این اختلالات منجر شود. در ادامه به مهم‌ترین عوامل زمینه‌ساز اشاره می‌شود:                                   

 1ـ ژنتیک و سابقه خانوادگی: مطالعات نشان داده‌اند که وراثت نقشی زیاد در انتقال اختلالات خلقی دارد. کودکانی که یکی از والدین یا بستگان درجه اول‌شان دچار اختلال افسردگی یا اختلال دوقطبی هستند، بیشتر از دیگران در معرض ابتلا به این اختلالات قرار دارند. این تأثیر ژنتیکی ممکن است از طریق الگوهای وراثتی در تنظیم نوروترنسمیترها (مانند سروتونین، دوپامین، نوراپی‌نفرین) منتقل شود. اما ژنتیک تنها یک “زمینه‌ساز” است؛ یعنی وجود آن لزوماً به بروز بیماری نمی‌انجامد، مگر آنکه عوامل محیطی هم فعال شوند.                                                                   

 2ـ عوامل زیستی و نوروشیمیایی: عدم تعادل در مواد شیمیایی مغز، به‌ویژه سروتونین، دوپامین، و نوراپی‌نفرین، می‌تواند زمینه‌ساز خلق پایین، بی‌انگیزگی یا نوسانات خلقی شدید باشد. سروتونین در تنظیم خلق، خواب، اشتها و رفتارهای اجتماعی نقش دارد. کاهش آن با افسردگی مرتبط است.                                                                 

دوپامین با انگیزه، لذت، و پاداش مرتبط است؛ اختلال در عملکرد آن ممکن است باعث بی‌احساسی یا تحریک‌پذیری شود.

نوراپی‌نفرین در واکنش به استرس و تنظیم انرژی نقش دارد. علاوه بر این، نارسایی‌های نورولوژیکی مانند اختلال در عملکرد قشر پیش‌پیشانی مغز یا آمیگدالا نیز ممکن است در ایجاد اختلالات خلقی نقش‌آفرین باشند.

محیط خانوادگی پرتنش: محیط زندگی کودک اثر مستقیم بر سلامت روان او دارد. زندگی در محیط‌هایی که تنش مزمن وجود دارد، مانند: طلاق پرتنش یا جدایی عاطفی والدین، خشونت خانگی (کلامی، روانی یا جسمی)، عدم حضور عاطفی والدین یا بی‌توجهی مزمن، فضاهای پرتنش، پر از داد و فریاد یا سکوت سرد می‌تواند باعث فعال شدن سیستم استرس کودک شود و در بلندمدت، موجب افزایش سطح کورتیزول (هورمون استرس) و اختلال در تنظیم خلق گردد. کودکانی که در چنین محیط‌هایی بزرگ می‌شوند، بیشتر در معرض بروز افسردگی، اضطراب، یا پرخاشگری خواهند بود.                                                                                                                             

 4ـ تجارب آسیب‌زا یا تروما (Trauma): کودکانی که تجربه‌های آسیب‌زای مهمی را پشت‌سر گذاشته‌اند، بیشتر مستعد ابتلا به اختلالات خلقی هستند. برخی از این تجارب عبارتند از:                                                                      مرگ یکی از والدین، سوءاستفاده جنسی، جسمی یا غفلت هیجانی مزمن، شاهد بودن خشونت خانگی یا اجتماعی، مهاجرت ناگهانی، بلایای طبیعی، یا از دست دادن خانه و مدرسه.                                                                    

این رویدادهای استرس‌زا، در صورت عدم پردازش مناسب، می‌توانند سیستم روانی کودک را درگیر کرده و باعث بی‌ثباتی خلقی، افسردگی، اضطراب یا اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) شوند.

سبک فرزندپروری ناسازگار: نوع رابطه‌ای که والدین با کودک برقرار می‌کنند، نقشی تعیین‌کننده‌ در رشد هیجانی و خلقی او دارد.

برخی سبک‌های فرزندپروری می‌توانند زمینه‌ساز یا تشدیدکننده‌ی اختلالات خلقی باشند، از جمله:

والدگری استبدادی (تنبیهی، سخت‌گیرانه و فاقد همدلی): افزایش اضطراب، کاهش عزت‌نفس، پرخاشگری

والدگری سهل‌انگارانه یا بی‌ثبات: عدم آموزش کنترل هیجان، ناتوانی در پذیرش محدودیت‌ها                         

والدگری بیش‌حمایتی: کاهش استقلال، وابستگی زیاد، کاهش تحمل ناکامی                                                     

نبود حمایت هیجانی: کودک احساس می‌کند شنیده نمی‌شود یا عواطفش بی‌اهمیت است.                                کودکی که به‌طور مداوم در معرض سرزنش، بی‌توجهی یا محرومیت هیجانی قرار دارد، ممکن است در آینده دچار مشکلات در تنظیم خلق، اعتماد به نفس و روابط بین‌فردی شود.

نشانه‌های اختلالات خلقی در کودکان

شناسایی اختلالات خلقی در کودکان به دلیل تفاوت نحوه بیان هیجانات نسبت به بزرگسالان، اغلب دشوارتر است. برخلاف بزرگسالان که معمولاً احساس افسردگی یا غم را به‌صورت مستقیم بیان می‌کنند، کودکان بیشتر از طریق رفتار و واکنش‌های غیرکلامی هیجانات خود را نشان می‌دهند. نشانه‌های زیر، اگر به صورت مداوم و قابل توجه ظاهر شوند، می‌توانند زنگ خطری برای وجود اختلالات خلقی باشند:                                                          

 1ـ تغییرات ناگهانی و غیرقابل توضیح در رفتار یا خلق: کودک ممکن است از حالت طبیعی و متعادل خود خارج شود و دچار نوسانات خلقی شود؛ مثلاً به‌طور ناگهانی پرخاشگر، بسیار حساس، یا کاملاً بی‌تفاوت شود. این تغییرات معمولاً با دلیل خاصی همراه نیستند و می‌توانند نشانه‌ی ناپایداری خلق باشند.                                                      

 2ـ بی‌علاقگی به بازی و فعالیت‌های گروهی: یکی از مهم‌ترین شاخص‌های افسردگی در کودکان، کاهش انگیزه و لذت از فعالیت‌هایی است که پیش‌تر برایشان جذاب بوده. اگر کودکی ناگهان از بازی، تعامل با همسالان یا حتی سرگرمی‌های مورد علاقه‌اش فاصله بگیرد، باید مورد بررسی قرار گیرد.                                                             

 3ـ کاهش تمرکز و افت عملکرد تحصیلی: اختلالات خلقی بر توانایی‌های شناختی از جمله توجه، تمرکز، حافظه و سازماندهی فکر اثر منفی می‌گذارند. ممکن است کودک در یادگیری کند شود، تکالیف را فراموش کند یا نمراتش افتی محسوس یابند. این موضوع اغلب به اشتباه به عنوان “تنبلی” در نظر گرفته می‌شود.                               

 4ـ تغییر در الگوی خواب یا اشتها: اختلال در خواب (مانند بی‌خوابی، کابوس، یا خواب بیش از حد) و تغییرات غیرعادی در اشتها (بی‌اشتهایی یا پرخوری) از نشانه‌های مهم خلق پایین یا نوسانات خلقی هستند. این نشانه‌ها باید در زمینه‌ی رفتار کلی کودک ارزیابی شوند. 

ـ شکایات جسمانی بدون علت پزشکی واضح:

کودکان اغلب برای بیان ناراحتی‌های هیجانی خود، به بدن‌شان رجوع می‌کنند. سردرد، دل‌درد، حالت تهوع، دردهای عضلانی یا خستگی مفرط بدون وجود علت پزشکی واضح می‌توانند نشانه‌های افسردگی یا اضطراب باشند. این وضعیت را «نشانه‌سازی جسمانی» می‌نامند.                                        

 6ـ گوشه‌گیری، انزوا یا پرخاشگری شدید

اظهارات نگران‌کننده درباره ارزش خود یا زندگی                                                                           

راهکارهای درمانی

1ـ روان‌درمانی (گفت‌و‌گو درمانی)

رفتاری ـ شناختی (CBT): برای آموزش مهارت‌های مقابله‌ای، اصلاح افکار منفی و تقویت اعتماد به نفس.            بازی‌درمانی: ویژه‌ی کودکان خردسال برای بیان احساسات از طریق بازی.

 درمان خانواده‌محور: برای اصلاح الگوهای تعامل ناسالم در خانواده.

 2ـ دارودرمانی

گاهی در موارد شدید، داروهای ضدافسردگی یا تثبیت‌کننده خلق با تجویز پزشک متخصص کودک تجویز می‌شود.

 3ـ مداخله در محیط مدرسه (همکاری با مشاور مدرسه، حمایت تحصیلی، آموزش معلمان در شناخت و درک رفتارهای کودکان دارای اختلال خلقی)

 4ـ حمایت والدین (آگاهی از علائم هشدار، حمایت هیجانی مداوم، فراهم کردن محیطی امن، قابل پیش‌بینی و عاری از تنش).

/انتهای پیام/

مقالات مرتبط

ارسال نظر شما

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید

محبوب ترین

نظرات اخیر

محمد رضا نیکخواه بهرامی بر تعرفه خدمات دارویی در سال ۱۴۰۴ اعلام شد
امیر علی بر اختیار یا الزام؟
علیرضا بر اختیار یا الزام؟
ارژنگ نجاتپور ثانی بر سه خبر از داروسازی امین
امیر سعیدی‌فر بر مجله «فن‌سالاران»، شماره ۸