تجربههای کلیدی ایران از دفاع مقدس تا جنگ 12 روزه/
یاسمن آوازه، (داروساز، دستیار تخصصی اقتصاد و مدیریت دارو): زنجیره تأمین دارو از ارکان اصلی نظام سلامت بهشمار میآید و نقشی حیاتی در تضمین دسترسی پایدار به داروهای ضروری ایفا میکند. این نقش، در زمان صلح و آرامش اهمیتی بالا دارد، اما در دل بحران و جنگ اهمیت آن بهمراتب حساستر و برجستهتر میشود. آغاز درگیریهای نظامی میتواند این زنجیره پیچیده و حیاتی را با چالشهای جدی مواجه سازد؛ چالشهایی که آثاری مستقیم بر سلامت عمومی، تابآوری نظام سلامت، و امنیت دارویی برجای میگذارد.
جنگها نهتنها ساختارهای فیزیکی، بلکه زیرساختهای بهداشت و درمان را نیز هدف قرار میدهند. تجربه جنگ، زنگ هشداری است برای نظام سلامت تا برنامههای تئوریک را به اقدامات عملی و کارآمد مبتنی بر تابآوری تبدیل کند.
تجربه بحرانهای جهانی در سالهای اخیر، از جمله پاندمیها و جنگها، اثبات کرده که تداوم دسترسی به دارو در شرایط بحرانی، مستقیماً با کاهش مرگومیر، کنترل بیماریها، و حفظ پایداری خدمات درمانی در ارتباط است. از اینرو، بررسی این تجارب میتواند مبنایی برای تدوین سیاستهای مؤثر، تقویت ساختارهای عملیاتی، و افزایش آمادگی در برابر بحرانهای احتمالی آتی فراهم آورد. بنابراین در این مقاله به بررسی پنج نمونه پرداخته شده است: تجربه صنعت داروسازی ایران در دوران دفاع مقدس، بحران جاری اوکراین از سال ۲۰۲۲، تحولات نظام دارویی عراق پس از ۲۰۰۳، و جنگ یمن از سال ۲۰۱۵، و محاصره غزه. هر یک از این موارد، نمایی خاص از چگونگی اختلال در زنجیره تأمین دارو و شیوههای مقابله نظام سلامت با شرایط بحرانی را به تصویر میکشند.
- ایران؛ تجربه تحوّل در زنجیره تامین دارو
جنگ ایران و عراق؛ نخستین آزمون بزرگ برای صنعت نوپای داروسازی ایران
هشت سال دفاع مقدس، نخستین آزمون بزرگ برای صنعت نوپای داروسازی ایران پس از انقلاب بود. در آغاز جنگ، وابستگی شدید کشور به واردات دارو (حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد) و خروج شرکتهای چندملیتی، زنجیره تأمین را بهشدت آسیبپذیر کرده بود. این وابستگی در کنار تحریمهای بینالمللی، کمبود ارز، تخریب زیرساختها و ناامنی مسیرهای حملونقل، تأمین اقلام حیاتی را به چالشی چندوجهی تبدیل کرد. تمرکز منابع بر جبهههای نظامی نیز موجب کاهش بودجه بخش سلامت، و اختلال در تأمین مستمر دارو در خط مقدم و بیمارستانهای پشتیبان شد.
چالشهای ساختاری و انسانی در خطوط مقدم
در سطح عملیاتی، نبود ساختار نظاممند لجستیکی، بهویژه در نهادهایی مانند بهداری سپاه، به مشکلات توزیع دارو دامن زد. در آغاز جنگ، نهتنها انبارهای دارویی مناسب در مناطق عملیاتی وجود نداشت، بلکه فقدان نظام ثبت، ذخیرهسازی و اولویتبندی اقلام دارویی موجب فساد داروها، بروز حوادثی چون آتشسوزی در انبار و اختلال در ارسال بهموقع اقلام به مناطق عملیاتی شد.
همچنین، بحران منابع انسانی متخصص، بهویژه داروسازان آشنا به استانداردهای علمی، از دیگر مشکلات مهم بود. بخش عمدهای از نیروهای فعال در زنجیره تأمین، آموزش تخصصی ندیده بودند و فعالیتهای مرتبط با نسخهپیچی، توزیع و مدیریت داروها عمدتاً توسط نیروهای داوطلب غیرحرفهای انجام میشد. این موضوع، ریسک مصرف نادرست دارو و اتلاف منابع را افزایش میداد.
سازوکارهای جهادی در تأمین و توزیع دارو
در پاسخ به این شرایط بحرانی، نهادهای نظامی و دولتی به راهکارهای ابتکاری متوسل شدند. سپاه پاسداران با ایجاد واحد دارو و تجهیزات پزشکی و راهاندازی انبارهای منطقهای نزدیک به جبهه، ساختاری نیمهمتمرکز و واکنشپذیر به وجود آورد. همزمان، ارتش با بهرهگیری از ساختار لجستیکی از قبل موجود، اقدام به تولید و توزیع کیفهای امداد انفرادی حاوی اقلام اولیه درمانی کرد که نقشی مهم در کاهش تلفات ایفا کرد.
در توزیع دارو نیز نوآوریهایی صورت گرفت. ایجاد داروخانههای صحرایی در مجاورت بیمارستانهای میدانی، تولید انبوه کیفهای امدادی متناسب با نقش امدادگران، و تدوین رویههایی برای بازیابی و ذخیرهسازی داروهای مصرفنشده پس از عملیات، بخشی از اقدامات اصلاحی در سطح میدانی بود. مشارکت مردمی نیز از طریق اهدای دارو و داوطلبی دانشجویان داروسازی در بازبینی و دستهبندی آنها نقشی مهم در جبران کمبودها ایفا کرد.
تحوّل در تامین دارو: از وابستگی صرف تا خودکفایی نسبی
در حوزه تولید، همکاری میان دانشگاهها، وزارت بهداشت و صنایع دارویی، به افزایش سهم تولید داخل کمک کرد. ساخت داروهای حیاتی نظیر آمپول آمیل نیتریت برای مقابله با حملات شیمیایی، نمونهای از این ظرفیتسازی بومی بود. همچنین، با اجرای سیاست داروهای ژنریک و سادهسازی مقررات، ظرفیت تولید داخلی از ۲۰ درصد در ابتدای جنگ به بیش از ۵۰ درصد در میانه دهه ۱۳۶۰ افزایش یافت.
پیامدها و میراث دفاع مقدّس برای صنعت دارویی ایران
دستاوردهای این دوره فراتر از پاسخ به یک بحران مقطعی بود. در پایان جنگ، صنعت دارویی ایران نهتنها به سطحی بالا از خودکفایی (در بعضی از زمینههای دارویی) رسیده بود (تأمین ۹۹ درصد نیاز حجمی و ۸۵ درصد نیاز ارزشی از داخل)، بلکه زیرساختهای فناورانه برای توسعه داروهای زیستی و بایوسیمیلار نیز توسعه یافت و… همچنین ایجاد رشتههای دانشگاهی جدید مانند داروسازی نظامی و تربیت نیروی متخصص متعهد، از مهمترین میراث این دوره است.
با این حال، وابستگی به واردات مواد اولیه دارویی، و آسیبپذیری زنجیره تأمین در برابر نوسانات ارزی منجر به کاهش تولید ۳۰ درصدی دارو در سال ۲۰۲۴ در پی حذف ارز ترجیحی شد و جهش هزینه واردات، نمونهای از استمرار همان آسیبپذیری ساختاری است که در سالهای جنگ تجربه شد.
سابقه ایران نشان میدهد که در شرایط بحران، تلفیق دانش تخصصی، مدیریت جهادی، و مشارکت اجتماعی میتواند زنجیره تأمین دارو را پایدار نگاه دارد. اما در بلندمدت، تابآوری و امنیت دارویی کشور وابسته به سرمایهگذاری راهبردی در تولید مواد اولیه، طراحی ساختارهای منعطف لجستیکی، آموزش نیروی متخصص، و توسعه زیرساخت فناوری اطلاعات و ظرفیتهای بومی در تولید داروهای حیاتی خواهد بود.
- عراق: اقتصاد جنگزده و فروپاشی زیرساخت ها
فروپاشی زیرساختها و وابستگی شدید به واردات
حمله به عراق در سال 2003 و بیثباتیهای پس از آن، بخش داروسازی این کشور را با اختلالاتی عمیق مواجه کرد. زیرساختهایی که طی دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ توسعه یافته بودند، در اثر تخریب فیزیکی، ناامنی، و فقدان اقتدار مرکزی از کار افتادند. در نبود حکمرانی مؤثر، نظام سلامت به مجموعهای از ساختارهای پراکنده و فاقد هماهنگی تبدیل شد. در حال حاضر، بیش از 90% داروهای مصرفی عراق از طریق واردات تامین میشوند، عمدتاً از هند، ایران، اردن و ترکیه؛ موضوعی که این کشور را در برابر نوسانات قیمتی و اختلالات زنجیره تأمین بسیار آسیبپذیر کرده است. ظرفیت تولید داخلی نیز عملاً فلج شده است. شرکتهایی مانند صنایع دارویی سامرا (SDI) بهدلیل آسیبهای زیرساختی، ناامنی و بحرانهای اقتصادی، بخش عمدهای از توان عملیاتی خود را از دست دادهاند. تداوم این وضعیت، موجب تثبیت وابستگی به واردات و کاهش ارزش افزوده ملی شده است.
نارساییهای نظارتی و توزیعی
ساختار توزیع دارو در عراق ترکیبی از ناکارآمدی دولتی و آشفتگی بازار آزاد است. نهاد دولتی «کیمادیا» که وظیفه تأمین داروهای دولتی را بر عهده دارد، با فساد، ناکارآمدی و نفوذ سیاسی مواجه است که موجب بروز چالشهایی نظیر کمبود مزمن دارو در مراکز درمانی عمومی شده است. در بخش خصوصی، زنجیره توزیع غیرشفاف و واسطهمحور، بدون نظارت کافی، منجر به شیوع گسترده داروهای تقلبی و تاریخگذشته شده است. تخمینها حاکی از آن است که تنها 30% داروهای موجود در بازار از کیفیت قابلقبول برخوردارند. همچنین، رمزگذاری در نسخهنویسی و انحصارهای پنهان، بیماران را در انتخاب داروخانه برای تهیه داروی تجویزی محدود کرده و هزینهها را افزایش داده است. رابطه مالی پزشکان با نمایندگان دارویی نیز موجب تجویز غیرضروری و توّرم قیمتی در بازار شده است.
محدودیتهای امنیتی و چالشهای لجستیکی
ناامنی مزمن، از حمله به محمولههای دارویی تا تهدید گروههای مسلح و ایستهای بازرسی متعدد، زنجیره توزیع دارو در عراق را با اختلال جدی و افزایش هزینههای عملیاتی مواجه کرده است، بهطوری که بیمه محمولههای دارویی نیز بهشدت پرهزینه شده است. با این حال، برخی توزیعکنندگان با راهکارهایی چون پراکندگی جغرافیایی انبارها، راهاندازی مراکز توزیع متعدد، و بهرهگیری از فناوریهای ردیابی لحظهای (geo-tracking) سطح تابآوری را ارتقا دادهاند. در سطح بینالمللی نیز روابط با تأمینکنندگان خارجی، تحتتأثیر ریسکهای امنیتی و نوسانات پرداخت، نیازمند سازگاری مداوم بوده است. شرکتها با تنظیم زمانبندیهای تحویل، اجرای پروتکلهای امنیتی و استفاده از سازوکارهای جایگزین پرداخت، مدلهای عملیاتی خود را با واقعیتهای ناپایدار عراق تطبیق دادهاند.
اقتصاد جنگزده و بحران حکمرانی
سرنوشت صنعت داروی عراق بهشدت با وضعیت اقتصادی و ضعف حکمرانی گره خورده است. در سال ۲۰۲۴، سهم بودجه سلامت از تولید ناخالص داخلی این کشور تنها 4% بوده است و به دلیل نبود پوشش بیمهای گسترده، هزینه تأمین دارو عمدتاً بر دوش بیماران افتاده است.
بیثباتی سیاسی، تغییرات پیاپی دولتها و نبود چارچوبهای قانونی پایدار، امکان برنامهریزی بلندمدت را از بین برده و سرمایهگذاران را از ورود به این حوزه بازداشته است. فساد در نظام تأمین دارو و بهرهبرداری سیاسی از منابع دارویی، نهتنها دسترسی عمومی را محدود کرده، بلکه سلامت عمومی را به ابزاری در خدمت منافع گروهی بدل ساخته است.
- اوکراین: تابآوری دارویی در میانه جنگ
تخریب زیرساختها و اختلال فوری
پس از آغاز جنگ در سال ۲۰۲۲، بخش داروسازی اوکراین، با تولید داخلی حدود 70% نیاز دارویی کشور، با اختلالات گسترده مواجه شد. حملات مستقیم به مراکز درمانی، انبارهای دارویی، و زیرساختهای سلامت، آوارگی نیروهای متخصص و اختلال در زنجیره تأمین را بهدنبال داشت. طبق گزارش سازمان جهانی بهداشت در چهار ماه نخست جنگ، ۳۸۰ حمله به زیرساختهای سلامت ثبت شده است که شامل آسیبهای مستقیم به انبارها و تأسیسات دارویی نیز بوده. مناطق خط مقدم بیشترین خسارات را متحمل شدند؛ ۴۲۲ داروخانه آسیب دیدند و کمبودهای حاد دارویی ایجاد شد.
واکنشهای اضطراری و انطباق زنجیره تأمین
بخش داروسازی اوکراین با واکنشهای سریع و تطبیقی، تلاش کرد دسترسی به دارو را حفظ کند. ذخایر دارویی از مناطق درگیر به مناطق امن منتقل شدند، نقاط توزیع جدید شکل گرفت و تنوع جغرافیایی زنجیره تأمین افزایش یافت. دولت نیز با تصویب مقررات اضطراری، واردات و ثبت دارو را تسهیل کرد و اجازه قرارداد مستقیم میان مراکز درمانی و تولیدکنندگان را صادر نمود تا فرآیند توزیع تسریع شود.
شبکههای مردمی و داوطلبانه نیز نقشی کلیدی داشتند؛ توزیع داوطلبانه دارو، خدمات تحویل خانگی، و راهاندازی سکوهای اطلاعاتی برای ردیابی موجودی دارویی از جمله اقدامات مؤثر بود. داشبوردهای عمومی و خطوط تلفن رایگان، امکان هماهنگی و دسترسی بهتر بیماران به دارو را فراهم ساختند.
تلاشهای بینالمللی و چالشهای هماهنگی
کمکهای بینالمللی با هماهنگی نهادهای دولتی، غیردولتی و خصوصی، تا ژوئیه ۲۰۲۲ حدود ۱۱۱.۵ میلیون دلار برای حوزه سلامت جمعآوری کرد. اما ورود گسترده داروهای اهدایی، گرچه نیاز فوری را پاسخ داد، چالشهایی نیز ایجاد کرد؛ از جمله تداخل با بازار داخلی، برچسبگذاری غیربومی و نامفهوم، نگهداری نامناسب، و کاهش کارایی توزیع بهدلیل نبود هماهنگی. از طرفی، مراکزی با ارتباطات قویتر سهم بیشتری از کمکها دریافت کردند، در حالی که مناطق شرقیِ درگیر، با وجود نیاز بیشتر، دسترسی کمتری داشتند.
چالشهای پایدار و آینده زنجیره تأمین
با تداوم جنگ، مسائلی جدید از جمله پایداری ضوابط و مقررات اضطراری، کنترل کیفیت داروها و فشارهای اقتصادی بر زنجیره تأمین پدید آمد. کاهش ارزش پول ملی، افزایش هزینههای عملیاتی، بحران نیروی متخصص و از دست رفتن بازار در مناطق اشغالی، صنایع دارویی را تضعیف کرد. برخی شرکتها تولید خود را به کشورهای همسایه منتقل کردهاند که میتواند نشانهای از تغییرات ساختاری پایدار باشد.
مسئله اصلی اکنون، گذار از وضعیت اضطراری به سازوکارهای پایدار است. تجربه اوکراین نشان میدهد که تدوین راهبرد خروج از بحران، همزمان با حفظ ظرفیتهای واکنش سریع، برای تداوم تابآوری زنجیره تأمین دارو حیاتی است.
- یمن؛ جنگی طولانی و آسیب شدید نظام سلامت
تخریب نظام سلامت و کمبود دارو
جنگ فرسایشی یمن از سال ۲۰۱۵ تاکنون، زیرساختهای بهداشتی این کشور را بهطور گسترده تخریب کرده است. نیمی از مراکز درمانی از کار افتادهاند و دسترسی به دارو و خدمات درمانی، بهویژه در مناطق جنگزده، شدیداً کاهش یافته است.
سامانه تأمین دارو تحت فشار ترکیبی از درگیریهای نظامی، فروپاشی اقتصادی و تحریمهای بینالمللی از کارایی افتاده است. کمبود حدود ۷۰٪ داروهای ضروری، بهویژه داروهای بیماران مزمن مانند دیابت، سرطان و بیماریهای قلبی، بیماران را وادار به جستجوی درمان در خارج از کشور کرده؛ امری که برای بسیاری، خارج از توان مالی است.
بحران منابع انسانی نیز ابعاد این فاجعه را عمیقتر کرده است. ترک کار گسترده کارکنان بهداشتی بهدلیل عدم پرداخت حقوق، موجب کمبود شدید نیروهای متخصص در مناطق مختلف شده و توان عملیاتی نظام سلامت را بهشدت کاهش داده است.
وابستگی به واردات و تأثیر تحریمها
وابستگی ۸۰ تا ۹۰ درصدی یمن به داروهای وارداتی، در سایه محاصره ائتلاف به رهبری عربستان و بسته شدن مسیرهای کلیدی مانند بندر حدیده و گذرگاه رفح، زنجیره تأمین دارو را به بنبست رسانده است. این محدودیتها همراه با تورم افسارگسیخته، موجب شده هزینه دارو از توان مالی عموم مردم فراتر رود.
فروپاشی ارزش ریال یمن و کمبود ارز خارجی، واردات را دشوارتر کرده و در نتیجه، عرضه دارو کاهش یافته است. فشارهای اقتصادی ناشی از جنگ، چرخهای معیوب ایجاد کرده که در آن کاهش عرضه و تقاضا یکدیگر را تشدید میکنند و بازار دارویی را بیثبات نگه میدارند.
واکنش اضطراری و کمکهای بینالمللی
در پاسخ به بحران، سازمانهای بینالمللی همچون پزشکان بدون مرز (MSF) تلاش کردهاند با تأمین اضطراری دارو، بخشی از کمبودها را جبران کنند. با این حال، ناامنی، محدودیتهای دسترسی و موانع اداری، امدادرسانی را با چالشهای جدی مواجه کردهاند. گاهی حتی کامیونهای حامل تجهیزات پزشکی برای هفتهها پشت مرزها متوقف میمانند.
در این میان، شبکههای محلی خیریه و داوطلبانه نقشی پررنگ در تأمین دارو، غذا و مسکن برای بیماران ایفا کردهاند. هرچند این تلاشها پراکنده و منابعشان محدود است، اما در نبود ساختار رسمی کارآمد، بخشی از بار بحران را به دوش کشیدهاند. (ایران نیز در دفعات و از طریق انجمن پزشکان بدون مرز، اقداماتی برای ارسال و کمکهایی دارویی کرده است.)
پیامدهای بلندمدت برای نظام سلامت
بحران دارویی یمن، پیامدهایی فراتر از کمبودهای آنی بر جای گذاشته است. اختلال در خدمات بهداشتی روتین، باعث گسترش بیماریهای قابلپیشگیری، کاهش پوشش واکسیناسیون، و افزایش مرگومیر شده است. همپوشانی این بحران با شیوع وبا، سوءتغذیه، و بیماریهای عفونی، فشاری مضاعف بر نظام سلامت وارد کرده است.
آسیبپذیری کودکان و سالمندان، به دلیل نیاز بیشتر به دارو و خدمات تخصصی، بالاتر است. از سوی دیگر، تخریب مراکز نگهداری و توزیع دارو و مهاجرت نیروی انسانی متخصص، بازسازی بلندمدت زیرساختهای بهداشت و درمان را با مانعهای جدی مواجه کرده است.
- غزه؛ فروپاشی نظام سلامت
پیامدهای انسانی و ساختاری یک زنجیره تأمین مختلشده
زنجیره تأمین دارو در نوار غزه بهدلیل ترکیبی از محاصره کامل، درگیریهای نظامی مستمر و فروپاشی زیرساختهای اساسی، در وضعیت فروپاشی قرار گرفته است. از مارس ۲۰۲۵، با قطع کامل ورود کمکهای انسانی و کالاهای تجاری، موجودی دارو در مراکز درمانی، انبارها و داروخانهها بهسرعت کاهش یافته و دسترسی به داروهای حیاتی تقریباً ناممکن شده است. داروهایی چون مسکنها، آنتیبیوتیکهای کودکان، بیحسکنندهها و داورهای بیماریهای مزمن مانند دیابت، صرع و فشار خون در سطح بحرانی قرار دارند. این کمبود، کادر درمان را ناچار به کاهش دوز و یا تعویق درمان کرده است. از طرفی، قطع برق و اختلال در عملکرد سیستمهای پشتیبانی مانند آبشیرینکنها و تجهیزات پزشکی نیز توان عملیاتی بیمارستانها را بهشدت محدود کرده است. زنجیره سرد نگهداری داروها از کار افتاده است. این شرایط، در کنار بستهبودن مسیرهای ورودی و موانع لجستیکی ناشی از محاصره، هرگونه امکان تأمین مجدد دارو را از بین برده و منجر به افزایش مستقیم نرخ مرگ و میر بیماران شده است.
راهبردهای مقابله و مدیریت موّقت بحران در غزه
در واکنش به این بحران، راهکارهایی برای مدیریت موقت و محدود شرایط پیشنهاد یا اجرا شدهاند. سازمانهایی مانند پزشکان بدون مرز با صدور بیانیههای بینالمللی خواستار رفع فوری محاصره و ایجاد کریدور بشردوستانه جهت تامین دارو و سایر اقلام حیاتی شدهاند.
از سوی دیگر، کمپینهایی همچون «دارو برای غزه» بههمت فدراسیون بینالمللی داروسازان (FIP) و نهادهای همکار راهاندازی شدهاند که تلاش دارند با بسیج شبکههای داروسازی بینالمللی، منابع مالی و دارویی موردنیاز را جمعآوری و ارسال کنند. این مدل، با الگوبرداری از تجربه کمکرسانی به اوکراین طراحی شده و بر ارسال اقلام ضروری متناسب با نیازهای ثبت شده غزه تمرکز دارد.
همزمان، در سطح محلی نیز تلاشهایی برای مدیریت محدود منابع صورت گرفته است، از جمله سهمیهبندی دارو، اولویتبندی رسیدگی به بیماران و استفاده هدفمند از اقلام باقیمانده. با وجود این تلاشها، ظرفیت شبکههای محلی و داوطلبانه بهشدت تحلیل رفته و پاسخگویی گسترده به نیازها عملاً ناممکن شده است.
کارشناسان بهداشت و درمان متفقالقولاند که هرگونه تلاش برای احیای پایدار زنجیره تأمین دارو، نیازمند توقف درگیری، رفع محاصره و بازسازی زیرساختهای آسیبدیده است. در این چارچوب، برای مواجهه با بحرانهای دارویی آتی ناشی از تحریم و فشار اقتصادی، میتوان گفت راهبردهایی مانند ایجاد ذخایر استراتژیک و تنوعبخشی به منابع تأمین، نقشی اساسی در تابآوری زنجیره داروی غزه خواهد داشت، اما اجرای چنین رویکردهایی در شرایط جنگی فعلی غزه، بدون ضمانت های امنیتی و حمایت بینالمللی، امکانپذیر نیست.
- تحلیل تطبیقی و راهکارهای ارتقاء تابآوری زنجیره تأمین دارویی در بحرانهای جنگی
بررسی تطبیقی تجربه ایران با دیگر کشورهای درگیر جنگ، نشان میدهد که اختلال در زنجیره تأمین دارو اغلب ناشی از هدفگیری زیرساختهای لجستیکی و درمانی، فروپاشی اقتصادی و کمبود نیروی متخصص است. این عوامل نهتنها تأمین فوری را مختل میکنند، بلکه ظرفیت بازیابی بلندمدت را نیز تضعیف میسازند.
راهکارهایی چون ذخیرهسازی استراتژیک، تنوع بخشی جغرافیایی منابع و رگولاتوری انعطافپذیر در نمونههای موفق بهکار گرفته شدهاند. فناوری اطلاعات نیز میتواند با ارتقاء شفافیت و هماهنگی، ابزاری قدرتمند برای مدیریت بحران باشد، به شرطی که زیرساختهای فنی و سرمایه انسانی لازم فراهم باشد.
در مسیر آینده، سه اولویت کلیدی عبارتاند از: اول؛ تدوین برنامههای اضطراری با تمرکز بر ذخایر، زنجیرههای جایگزین و هماهنگی مقرراتی، دوم؛ سرمایهگذاری در توسعه تولید داخلی مواد اولیه و فناوریهای نوین، سوم؛ ادغام سیستمهای دیجیتال سلامت با لجستیک دارویی برای پیشبینیپذیری و تخصیص بهینه منابع.
از منظر منطقهای نیز، تدوین پروتکلهای پاسخ بشردوستانه دارویی و ایجاد سازوکارهای همکاری فرامرزی برای اشتراک داده و منابع، میتواند تابآوری را فراتر از مرزهای ملی ارتقاء دهد. در این میان، نقش بخش خصوصی دارویی و ظرفیتهای همکاری منطقهای نیز باید بیش از پیش در سیاستگذاریهای بحرانمحور مورد توجه قرار گیرد. چرا که تجربه ایران نشان داده است که شرکتهای خصوصی، با برخورداری از انعطاف عملیاتی و دسترسی به مسیرهای متنوع تأمین، در مواقعی که سازوکار رسمی با محدودیت مواجه است، میتوانند بخشی از بار تأمین را بر دوش بکشند. همچنین، شکلگیری سازوکارهای همکاری دارویی میان کشورهای منطقه اعم از توافقنامههای اشتراک منابع، شناسایی متقابل داروها و مسیرهای اضطراری توزیع میتواند به ایجاد تابآوری فرامرزی در زنجیره تأمین دارو منجر شود. به بیان دیگر، تلفیق ظرفیت دولت، بازار و منطقه، بنیانی مؤثر برای مواجهه با بحرانهای پیچیده آینده خواهد بود.
تجربه ایران در دهه ۱۳۶۰، نمونهای از چگونگی تبدیل یک تهدید به فرصت توسعه است. اما تداوم موفقیت، مستلزم بازنگری مداوم، سرمایهگذاری هدفمند و تعاملات بینالمللی هوشمندانه خواهد بود. در جهانی که بحرانها تکرارشونده و پیچیدهتر شدهاند، ساخت زنجیره تأمین دارویی تابآور، نهتنها یک اولویت بهداشتی بلکه ضرورتی راهبردی است. تجربه ایران در دهه ۱۳۶۰، نمونهای ماندگار از تبدیل تهدید به فرصت توسعه بود؛ اما تداوم این موفقیت، به بازنگری مداوم، سرمایهگذاری هدفمند و همکاری بینالمللی هوشمندانه نیاز دارد.
در همین راستا، جنگ ۱۲روزه اخیر و شرایط خاص ناشی از آن، آزمونی جدید برای نظام دارویی کشور بهشمار آمد. در حالی که بسیاری از زنجیرههای تأمین در سطح منطقه دچار وقفه شدند، نظام دارویی ایران توانست با بهرهگیری از زیرساختهای دیجیتال، ذخایر استراتژیک و هماهنگی بیننهادی، این دوره پرتنش را بدون بحران جدی سپری کند. اگر این ساختارهای تابآور و کارآمد در سالهای گذشته ایجاد و تقویت نشده بودند، مدیریت چنین وضعیتی بهمراتب دشوارتر و پرهزینهتر میبود. از اینرو، تجربه ایران نهفقط در گذشته، بلکه در شرایط معاصر نیز نشان میدهد که تابآوری دارویی، بخشی حیاتی از امنیت ملی و ظرفیت پاسخگویی کشور در بحران هاست؛ درسی که هم برای سیاستگذاران داخلی و هم برای شرکای منطقهای ایران اهمیت روزافزون دارد.
منابع
- چراغعلی, عبدالمجید, باقری, مهدی, شهرتی, مجید. ارائه خدمات دارویی در 8 سال دفاع مقدس بخش اول- ساختار واحد دارویی در بهداری رزمی. بهداری رزمی دفاع مقدس و مقاومت, 1398; 2(1): 38-47
- Moosivand A, Rajabzadeh Ghatari A, Rasekh HR. Supply Chain Challenges in Pharmaceutical Manufacturing Companies: Using Qualitative System Dynamics Methodology. Iran J Pharm Res. 2019 Spring;18(2):1103-1116. doi: 10.22037/ijpr.2019.2389. PMID: 31531092; PMCID: PMC6706717.
- Goniewicz K, Burkle FM, Dzhus M, Khorram-Manesh A. Ukraine’s Healthcare Crisis: Sustainable Strategies for Navigating Conflict and Rebuilding for a Resilient Future. Sustainability. 2023; 15(15):11602. https://doi.org/10.3390/su151511602
- Disruption of access to medicines and medical devices in Ukraine, February–June 2022, Health policy paper series, World Health Organization
- Opinion: Four Ways Ukraine’s Health Care System Has Weathered the War, Viktor Liashko, Maryna Slobodnichenko, Marian Wentworth, 2024
- Al-Humadi, Ahmed & Liapi, Charis. (2019). Challenges of Iraq Pharmaceutical Market Post-2003. Pharmaceutical Drug Regulatory Affairs Journal.
- People in Gaza starving, sick and dying as aid blockade continues, World Health Organization, 2025
- What is the current situation for healthcare in Gaza? Infrastructure damage, risks to health, and UK government response, parliament.uk, 2025
- Mastering supply chain crises in the pharmaceutical industry, Thilo Kaltenbachand Stephan Fath, 2022
- Mohamed Izham Mohamed Ibrahim, Mohammed Alshakka, Nazeh Al-abd, Awsan Bahattab, Wafa Badulla,Availability of Essential Medicines in a Country in Conflict: A Quantitative Insight from Yemen, 2020 Dec 29;18(1):175. doi: 10.3390/ijerph18010175
- Aivazi MA, Rasekh HR, Peikanpour M, Peiravian F, Esmaeili S, Zarei L. The COVID-19 Pandemic and the Resilience of the Pharmaceutical Supply Chain: Lessons from Past Experiences and Strategies for the Future. Iran J Pharm Res. 2024 Nov 5;23(1):e152723. doi: 10.5812/ijpr-152723. PMID: 39830650; PMCID: PMC11742386.
/انتهای پیام/